تبليغاتX
سیاوش اوستا Siyavash AWESTA

گروه موسیقی مهرورزان دو و حضور شما

در استانه سال ۲۰۰۰ گروه موسیقی مهرورزان  دختان آریائی توسط سیاوش اوستا تشکیل شد  مهرورزان که در ایران سازمان یافته بود و تمرینهای خود را در تهران انجام داده بودند کنسرتهای اروپائی خود را از پاریس آغاز کردند

اینک سیاوش اوستا بر آن است تا مهرورزان دو را سازمان دهد بدین رو  دختان هنرمند ایرانی که مایل به شرکت در این گروه هستند و تجربه و تحصیل در سازهای ایرانی و آواز دارند با ما پیوند برقرار کنند

پوستر گروه مهرورزان یک (۱)             پوستر گروه مهرورزان یک (۲)

در پائین بخشهائی از کنسرت مهرورزان را ببینید

                                            

گروه شيدا و مهرورزان و گروه مهرداد خرداديان در جشن نوروز سال ۷۰۲۱ آريائی ميترائی در کاخ ورسای

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 و ساعت 5:56 بعد از ظهر |

چگونه در بازی نظام پروژه تثبیت نظام «بازنده جای خود را به کاندیدای برگزیده» داد

نوشته سیاوش اوستا را در صفحه سوم عصرامروز چاپ لس آنجلس بخوانید و برنامه های تلویزیونی را در رابطه با همیم مقاله ببینید که حتی هنگام افشاگری سیاوش اوستا ماهواره هات برد برای ایران و اروپا قطع شد

ضمنا در صفحه نخست همین شماره میخوانیم که محمود احمدی نژاد تحت تعقیب دادگاهها جهانی قرار گرفت چنانچه سیاوش اوستا در چند هفته پیش فاش ساخته بود هاشمی رفسنجانی که نتوانست از طریق اقداما ت داخلی محمود احمدی نژاد را حذف کند اینک با سرمایه گذاریهای چند میلیون دلاری وی را در دادگاههای جهانی به محاکمه خواهد کشید بویژه پس از اینکه محمود احمدی نژاد مورد حمایت رسمی سید علی خامنه ای قرار گرفت

 

 

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 و ساعت 2:31 بعد از ظهر |

برای ندا سلطانی که سلطان دلها شد او هوادار هیچیک از دو گروه نبود دختری بود آزاده

نوشته سیاوش اوستا را در  هفته نامه نیمروز چاپ لندن بخوانید

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 و ساعت 2:25 بعد از ظهر |

آیا «اکبر مصلحت» سودای پیشوائی درسر دارد؟

نوشته سیاوش اوستا را در صفحه دو روزنامه عصر امرور چاپ لس آنجلس بخوانید

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 و ساعت 9:56 بعد از ظهر |
مهدی کروبی در جلسه بررسی مفاسد اقتصادی غش کرد

متن کامل گزارش دکتر عباس پالیزدار در باره مفاسد اقتصادی و دزدان بیت المال که همه از رهبران مععم بالای نظام اسلامی هستند را در پائین بخوانید و در مطلب زیر منظوز از شیخ مهدی کروبی است و مذاکرات تلفنی ضبط شده مربوط است به گفتگوی زن کروبی با شهرام جزائری در زندان که آخر سر کروبی خود را به غش کردن میزند تا از معرکه فرار کند اینک پیداست چرا کروبی دو دوره است زور میزند تا رئیس جمهور شود مسئله پوشیدن فسادهای مالی خودش و یارانش میباشد و بس! وگرنه چهار سال پیش هم داد و فریاد تقلب و عدم اعتماد به شورای نگهبان را زد!! آنروز رفیقش خاتمی رئیس بود و وزیرکشورش رفیق او حلا احمدی بود و محصولی باز کروبی کاندید شد

از روزنامه وطن امروز چاپ تهران پنج شنبه ۱۱ تیرماه سال ۷۰۳۱ آریائی میترایی

كروبي بخواند

وطن امروز: جلسه تشكيل شده است. آقايان رؤسا همه در كنار هم روي مبل‌هاي استيل نسبتا قديمي نشسته‌اند. هر كدام از آقايان با خود يك نماينده هم آورده‌اند. بر لب هر كدام از اينان نيز به تناوب، لبخندي مليح مي‌آيد و مي‌رود تا اینکه جلسه رسميت مي‌يابد.
يكي از حضار كه بعد معلوم مي‌شود منشي يكي از آقايان است، به آرامي و متانت دولا شده، چيزي به رئیس خود گفته و دسته‌اي كاغذ و پوشه را روي ميزش مي‌گذارد. جناب رئیس كه سيدي باابهت به نظر مي‌رسد، با ذكر بسم‌الله و خواندن آيه‌اي از قرآن درباره قسط و داد، سخن خود را آغاز مي‌كند:
«از زمان دستور قاطع براي رسيدگي به مفاسد كلان اقتصادي تا كنون چندين جلسه توسط شما آقايان و بنده تشكيل شده است. چيزي كه تاكنون کمتر به آن پرداخته شده و معضل كلي برنامه‌هاي اين ستاد براي مبارزه با مفاسد است، عدم باور مبارزه از جانب خود ماهاست. متأسفانه مشكل مفاسد اقتصادي امروز دامنگير خود ما هم شده است و با اين جلسات، ما تنها در حال درجا زدن هستيم لذا به نظر من، بهتر است در اين جلسه بيشتر درباره اصلاح خودمان و اطرافيان‌مان بحث كنيم كه چرا اين بلا دامن ماها را گرفته و چه كنيم كه از آن رهايي يابيم...».
رئیس جلسه همچنان در حال گفتن است كه ديگر عضو سه‌گانه‌ جلسه كه شيخ جاافتاده‌اي هم هست و در خلال سخنان رئیس جلسه، چانه را جلو داده، چشمانش را تنگ كرده و به دقت به صحبت‌هاي وي گوش مي‌داد، بدون مقدمه و طوري كه انگار زبانش را در دهان گرد كرده و سخن مي‌گويد، با صداي خش‌دار به سخنان رئیس اعتراض كرده، ديگر عضو اصلي ستاد مذكور كه او هم سيدي ميانسال است را خطاب قرار داده و مي‌گويد: «منظور ايشون چيه؟ من فكر مي‌كنم ايشون با منظور خاصي اين حرفا رو مي‌زنن. جناب آقاي [...]! لطف كنين يه كم شفاف‌تر حرف بزنين. ما اينجا جمع شديم مشكل كشور رو حل كنيم، نه اینکه به همديگه تيكه بيايم. شفا‌ف‌تر آقا، شفاف‌تر» . رئیس جلسه كه معمولا صورتش آميخته به يك خنده‌ عادت‌گونه است، كمي مليح‌تر مي‌خندد و رو به اين شيخ كرده و مي‌گويد: «حاج آقاي [...]! من منظور خاصي ندارم. فقط در راستاي دستور جلسه مي‌خواستم عرض كنم كه اگه قراره مردم رو به تقوا و پرهيزكاري سفارش كنيم، بهتره اين‌رو اول از خودمون شروع كنيم».
شيخ مزبور بدون آنکه از عصبانيتش كم شده باشد همچنان با زبان گرد شده در دهان و چانه‌ پيش آمده از صورت و در حالي كه هر دو دست خود را با شتاب تكان مي‌دهد، ادامه‌ سخنان رئیس را قطع كرده و مي‌گويد: «نه آقا! من كه هالو نيستم. ما اومديم خيلي مسالمت‌آميز و اصولي راهكار براي اداره كشور ارائه بديم، ولي شما ظاهرا تحت تأثير القائات دستگاه عريض و طويل خودتون قرار گرفتيد و اين نمايش‌هاي همه‌شبه‌ تلويزيون رو هم مي‌خوايد به اينجا بكشونيد. اصلا من به همين نمايش‌هاي شما اعتراض دارم و بهتره كه تو همين فرصت اونا رو مطرح كنم. همين آقاي [...] (اشاره به سيد ميانسال جلسه) در جريان اعتراض بنده هم هستند و البته اگه ايشون هم اعتراضي دارند بهتره همين‌جا مطرح كنند. من از زمان امام مورد وثوق ايشون بودم، همه‌ مردم و مسؤولان هم شاهد هستند. يه آدم انقلابي و مبارز. حالا شما بدون در نظر گرفتن جايگاه بنده و اقبالي كه نسبت به من وجود داره اين خيمه‌شب‌بازي‌ها رو تو تلويزيون راه انداختيد كه چي بشه؟! (باز هم خطاب به سيد ميانسال جلسه) ببينيد! اگه من اون روز اومدم خدمت شما و گفتم اين جريانات از جاهاي ديگه داره هدايت مي‌شه واسه همين چيزاس. حالا ما اومديم اينجا كه اين حرفا رو بشنويم!» رئیس پيش از آنکه شيخ حرف خود را ادامه دهد، خطاب به دو عضو ديگر ستاد مي‌گويد: «اولا كه بنده منظور خاصي نداشتم، در ثاني، شما هم بهتره آرامش‌خودتون رو حفظ كنيد كه موضوع اصلي جلسه رو پي بگيريم».
شيخ باز هم در صحبت‌هاي وي پريده و مي‌گويد: «چه جلسه‌اي آقاجان؟!»
سيد ميانسال نيز در حالي‌ كه انگشت سبابه و اشاره‌ دست راست خود را از دو طرف لبش به پايين خطوط خاكستري ريش خود مي‌كشد، در تأييد اعتراضات شيخ مي‌گويد: «بنده هم ممنون مي‌شم كه اين جلسه رو وارد مباحث جناحي و بازي‌هاي معمول سياسي نكنيم و به امور محوله برسيم. شما هم اگه موضوعي ذهن‌تون رو مشغول كرده، بهتره اون رو همينجا مطرح كنيد كه مسائل پيچيده‌تر نشه كه ديگران از اون سوءاستفاده كنند». رئیس جلسه، با همان متانت قبلي و لبخندي كه حالا ديگر كمي تصنعي به نظر مي‌رسد، مي‌گويد: «والله ما نمي‌خواستيم اشاره‌ مستقيمي به برخي موضوعات بشه. بنده وظيفه داشتم ولو در لفافه بعضي مهمات رو به عرض آقايون برسونم اون هم بنا بر وظيفه‌ ديني خودم. ولي حالا اگه شما اصرار به اين مسأله داريد كه موضوع بازتر بشه، بنده هم مانعي نمي‌بينم. فرد غريبه‌اي هم در بين ما نيست. اون دوربين هم متعلق به خود قوه است كه برنامه‌ ضبط شده رو با اعمال نظر ما براي بخش‌هاي خبري سيما مي‌فرسته». رئیس سري چرخانده و منشي خود را كه در طرف ديگر سالن نشسته فرامي‌خواند. منشي مثل قبل كمي خم مي‌شود تا صداي آرام رئیسش را بهتر بشنود. چند لحظه‌اي چند جمله رد و بدل مي‌شود و سپس منشي با احترام از سالن بيرون مي‌رود. فضاي جلسه خيلي سنگين شده و حضار همگي در سكوت به سر مي‌برند. چند لحظه بعد، منشي همراه با يك دستگاه ضبط‌صوت متوسط و نوار كاستي كه در قابش قرار دارد وارد سالن مي‌شود. از رئیس اجازه گرفته آن را در نزديكي محل استقرار سه عضو اين ستاد قرار داده و دو شاخه‌ برقش را هم به جعبه‌ سيار تقسيم برق دوربين تصويربرداري مي‌زند. بعد كاست به دست در همانجا منتظر دستور رئیس مي‌ماند. رئیس اين‌بار با لحني جدي‌تر كه ديگر خنده‌اي هم با آن همراه نيست، رو به دو عضو ستاد كرده و مي‌گويد: «بنده خيلي مايلم مسائل بدون آنکه به مچ‌گيري‌هاي سياسي آغشته بشه و رسانه‌ها هم از اون مطلع بشوند، در بين خود ماها حل و فصل شه. ولي بعضي اوقات اين موضوعات به‌قدري پيچيده مي‌شه كه ما رو مجبور مي‌كنه مستقيما به برخي حوادث اشاره كنيم. نمونه‌اش همين مكالمه‌ايه كه حاج آقا [...] بايد بيشتر از ما تو جريانش باشند. ولي متأسفانه تو هفته گذشته ايشون تمام توانشون رو گذاشتند و از تريبون مقدس مجلس هم عليه قوه‌ ما اقدام به سمپاشي كردند و حالا هم اين حرفا رو مي‌زنند». بعد رو مي‌كند به منشي خود و ادامه مي‌دهد: «آقاي چيز! اين نوار رو بي‌زحمت روشن كن... صداش هم كمي زياد بشه». شيخ همچنان كه چانه‌ خود را جلو داده، با حالتي عصبي به ضبط‌صوت خيره مانده و با ريش خود، ور مي‌رود. سيد ميانسال هم در حالي كه يك ور روي مبل استيل محل جلوس خود تكيه داده، چانه‌اش را روي دست خود قرار داده و حالت انتظار به خود گرفته است. صداي ضبط‌صوت با كمي آمبيانس و خش-‌خش همراه است. مكالمه‌اي كه جملات اولش رد شده و حالا صداي زني نسبتا ميانسال از آن شنيده مي‌شود. «...ما همه مدارك رو از بين برديم. حالا ديگه هيچ مدركي وجود نداره. هم اون 300 ميليون تومن و هم اون 200 ميليون تومن. شما هم بهتره همه چي رو كتمان كني. يعني به نفع خودته كه اين كار رو بكني».
از آن طرف تلفن صداي جواني به گوش مي‌رسد كه سعي مي‌كند صدايش فقط براي مكالمه‌كننده قابل تشخيص باشد: «خب حاج خانوم! من كه اين چيزا رو تو دادگاه گفتم. يعني چي كه من همه چي رو كتمان كنم. من اعتراف كردم...».
باز زن ادامه مي‌دهد: «آقاي جزايري! اين ديگه مشكل ما نيست، حاج‌آقا هم حواسش جمع جَمعه. ما با بانك هم هماهنگيم. اونجا هم ديگه مدركي پيدا نمي‌شه. شما هم مي‌توني تو دادگاه بعدي بگي كه همه‌ اون حرف‌ها رو تحت فشار زدي. حاج‌آقا هم البته از موضع شما حمايت مي‌كنه. امروز هم تو مجلس حسابي اين مسأله رو زير سوال برد ولي حالا ادامه‌ اين موضوع به خود شما بستگي داره».
مرد جوان ادامه‌ مكالمه را دنبال مي‌گيرد: «خانوم [...]! آخه من...».
در حيني كه اين صداها از ضبط صوت شنيده مي‌شود، شيخ حالت تهاجمي به خود گرفته، از جاي خود جهيده و سعي مي‌كند با همان شتاب و عصبانيت به سمت رئیس جلسه حمله‌ور شود كه با يك شوك ناگهاني كه همراه با صداي عجزآلودي است، به طرفي افتاده كه همزمان نيز منشي رئیس با تر و فرزي خاصي مانع زمين خوردن وي مي‌شود. عمامه‌ شيخ به طرفي مي‌افتد. حضار همگي سعي مي‌كنند خود را به شيخ برسانند. با دستور رئیس چند نفر از پيشكاران حاضر در سالن زير بغل و پاهاي شيخ را مي‌گيرند تا به بيرون سالن ببرند. رئیس از همانجا فريادگونه به آنها مي‌گويد: «بهداري، ببرين‌شون بهداري قوه. سريع آقا، سريع».
در حالي‌كه همه سر پا ايستاده‌اند، سيد ميانسال در حالي كه رنگ‌ سفيد صورتش به سرخي و زردي گراييده و با لحني خشمگين مي‌گويد: «اين چه كاريه آقاي [...]؟! اين چه وضعيه؟! شما به چه حقي صداي مكالمه‌ خانوم ايشون رو شنود كرديد؟ اين كار شما عين مفسده‌اس. اون وقت يه همچين جلسه‌ مسخره‌اي هم به پا مي‌كنيد كه جلوي چي رو بگيريد؟»رئیس جلسه كه حالا كمي هم مضطرب به نظر مي‌رسد و سعي مي‌كند همچنان با وقار باقي بماند، پاسخ مي‌دهد: «اجازه بفرماييد آقاي [...]! اجازه بفرماييد. كمي به اعصاب خودتون مسلط بشيد. هيچ‌كار ما هم مفسده نيست. قاضي پرونده قانوناً مجازه كه تمام مكالمات متهمش رو شنود و ثبت و ضبط كنه. اين مورد هم بنا بر اون اختياري كه قانون بهش داده انجام شده
و ...». در حالي‌كه اين دو در حال جر و بحث هستند و ديگران نيز يا به اينها نزديك شده‌اند يا با مجاوران خود مشغول تبادل‌نظرند، يكي از حضار شتابان به سمت دوربين مي‌دود و خطاب به تصويربردار مي‌گويد: «خاموشه؟ دوربين خاموشه؟» و پيش از آنکه صداي تصويربردار شنيده شود، صفحه سياه مي‌شود...!

خبرگزاری‌ها از پاریس اعلام کردند یکی از مدیران توتال در جریان بازجویی اعتراف کرده است که توتال در سال 1376 برای برنده شدن در مناقصه فازهای 2 و 3 پارس جنوبی مبالغی بین 30 تا 60 میلیون به منشی مهدی هاشمی رفسنجانی پرداخت کرده است.

18 آبان 1384

دکتر محمود احمدی‌نژاد که برای دفاع از 3 وزیر پیشنهادی‌اش به مجلس رفته بود طی سخنانی با انتقاد از فضا سازی کسانی که دستشان از بیت‌المال قطع شده، میگوید: فهرست بلندی از نام کسانی که به بیت‌المال دست‌درازی کرده‌اند در جیب کت‌ام موجود است و می‌خواستم به این فهرست اشاره کنم اما برخی دوستان شفیق گفتند از این کار بگذر و کارخود را انجام بده ما نیز توصیه دوستان شفیق را پذیرفتیم.

رییس‌جمهور در پاسخ به درخواست نمایندگان برای افشای فهرست میگوید: شما بهتر از من آنان را می‌شناسید.

آقای احمدی‌نژاد طی 6 ماه گذشته به ویژه در ایام انتخابات ریاست جمهوری بارها از وجود مافیای اقتصادی انتقاد کرده و قول داده بود در صورت انتخابات شدن با آنها قاطعانه برخورد خواهد کرد

دادگاه تجدید نظر تهران، اردشیر قاسملو مدیر دانشگاه ‌هاوایی را که طی سالیان گذشته با اخذ پول و برپایی کلاس به نمایندگی از دانشگاه هاوایی به متقاضیان مدرک دانشگاهی می‌داد، از اتهام کلاهبرداری تبرئه کرد. با اعتراض و پیگیری وزارت علوم، دستگاه قضایی مجدداً اردشیر قاسملو را محاکمه و به 2 سال حبس و 10 میلیون تومان جریمه محکوم کرد.


طی ده سال فعالیت دانشگاه هاوایی، تعدادی از مسوولان کشوری از جمله چند مقام قضایی، یک وزیر و تعداد زیادی معاون وزیر و نماینده مجلس از این دانشگاه تقلبی مدرک دریافت و برخی از آنها بر اساس مدرک تقلبی خود از بیت‌المال حقوق دریافت می‌کردند

با فرار شهرام جزایری، رییس قوه قضاییه دستور برکناری رییس زندان اوین، رییس مجتمع ویژه جرایم اقتصادی و چند تن دیگر را صادر کرد اما بعداً معلوم نشد آنها چقدر مقصر بوده‌اند و به چه مجازاتی رسیدند.

در ششم خردادماه 87 دادگاه حکم قطعی این پرونده جنجالی را اعلام و شهرام جزایری را به 11 سال حبس و پرداخت 145 میلیون دلار محکوم کرد. درباره سیاستمدارانی که از شهرام جزایری پول دریافت کردند تا خواسته های او را انجام دهند، هنوز پیگیری موثری از سوی مدعی العموم انجام نشده است.
26 تیرماه 1386

شورای نگهبان مصوبه‌ مجلس هفتم با عنوان «رسیدگی به دارایی مقامات و مسوولان» را خلاف شرع و قانون اساسی تشخیص داد و آنرا رد کرد
28 فرودین 1387

دکتر محمود احمدی‌نژاد طی یک سخنرانی پرشور در قم، از رانتخواری بزرگ فرد و افرادی در واردات سیگار و اخذ وام از بانک‌ها اشاره میکند و در پاسخ به درخواست جمعیت برای ذکر نام آن فرد میگوید: «ببینید فردا صدا از کجا در می‌آید، همانجاست».

رییس جمهور در این سخنرانی، همچنین عده‌ای را به دسیسه چینی علیه دولت متهم و تاکید میکند در سال 87 دست همه اینها (مفسدان و رانتخواران) را از بیت‌المال کوتاه خواهد کرد
 
اول خرداد 1387

در آخرین روزهای کاری مجلس هفتم، با وجود فشارهای بسیار شدید از داخل و خارج از مجلس، حداد عادل به محمد دهقان اجازه می‌دهد خلاصه گزارش 1000 صفحه‌ای تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضائیه را قرائت کند. تصویب و اجرای این تحقیق و تفحص، یکی از جنجالی‌ترین مصوبات مجلس هفتم بود و بر اساس آن، برخی از مسوولان ارشد قوه قضاییه با ارایه شواهد و مستنداتی به کوتاهی در رسیدگی به پرونده‌های مفاسد مالی بزرگ و یا تلاش برای مختومه یا بایگانی شدن آنها متهم می‌‌شدند. سخنگوی قوه قضاییه عصر همان روز قرائت آن گزارش را دون شان مجلس و حداد عادل دانست. با اتمام کار مجلس هفتم و تشکیل مجلس هشتم، نتیجه آن تحقیق و تفحص عملاً به بایگانی سپرده شد.
***
 
15 مرداد 1387

علیرضا جهانشاهی، طلبه ساده اهل سیرجان که طی دو سال گذشته عده‌ای را در این شهر به زمین‌خواری متهم کرده، توسط دادگاه ویژه روحانیت دستگیر و به جرم « رعایت نکردن شان روحانیت» به زندان می‌افتد.

وی که قبلاً نیز در سیرجان دستگیر شده بود، در مرداد 87 پس از ناامیدی از پیگیری زمین‌خواری در سیرجان در حرکتی اعتراضی با پای پیاده بطرف تهران عزیمت می‌کند که بین راه دستگیر و پس از محاکمه به 23 ماه و 15 روز زندان محکوم و به زندان اوین منتقل می‌شود. وی در آخرین روزهای سال 87 با دخالت رهبر انقلاب از زندان آزاد شد
 
30 بهمن 1387
اولین جلسه دادگاه شکایت عبدالله جاسبی از عباس سلیمی‌نمین برگزار شود و نماینده حقوقی دانشگاه آزاد سلیمی‌نمین را به ایراد اتهام کذب و افترا به عبدالله جاسبی و دانشگاه آزاد متهم می‌کند. عباس سلیمی‌نمین به همراه زاکانی پس از دستیابی به اسنادی درباره عملکرد مالی دانشگاه آزاد اسلامی در جریان تحقیق و تفحص مجلس هفتم، در دانشگاه‌ها و جمع‌های مختلف به طور مکرر عبدالله جاسبی را به سوء استفاده از اموال دانشگاه آزاد متهم و خواستار برکناری و تعقیب قضایی وی شده‌اند. در این میان تلاش‌های مکرر دکتر احمدی‌نژاد به عنوان رییس شورای انقلاب فرهنگی برای اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد و تغییر مدیریت آن به نتیجه نرسیده است
 
+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 4:43 قبل از ظهر |

هاشمی رفسنجانی به دو نوشته جنجالی سیاوش اوستا پاسخ داد

هاشمی رفسنجانی پس از روزها سکوت در باره رویدادهای اخیر   امروز کیوان شید شنبه ۱۳ تیرماه سال ۷۰۳۱ آریائی میترائی به حرف آمده و پاسخ دو مقاله جنجالی سیاوش اوستا را داد

برای پادشاهی اکبرشاه و یا شهبانوئی فائزه خانم فریاد بزنید الله اکبر

http://awesta7000.blogfa.com/post-232.aspx

دوئل هاشمی و خامنه ای و جوانان ما گوشت قربانی قدرت و ثروت اینها و پروژه جدید رژیم پس از سی سال

http://awesta7000.blogfa.com/post-214.aspx

این دو مقاله که تنها نوشته هائی بود که در اینروزهای رستاخیز ملی منتشر شده بود و بطور جدی و اساسی و عقلی جنگ رهبران نظام را در سطح بالا ترسیم میکرد توسط دهها سایت و رسانه نقل و هزاران هزار ایمیل آنرا دریافت کرده بودند

هاشمی رفسنجانی با زیرکی و ذکاوت و سیاست خویش یکبار دیگر در تلاش است تا رقیب کم آگاه خود را تحمیق کند تا هیچ آسیبی نبیند و پس از مرگ و یاقتل خامنه ای بعنوان یک ناجی و رهبر اصلاحات قدرت را قبضه کرده و دوشمنان خود را از جمله احمدی نژاد را به همانجائی بفرستد که بهشتی و رجائی و باهنر و سید احمد خمینی را فرستاد۰ بدین رو هاشمی رفسنجانی گمان میکند که مردم دلیر و قهرمان ایران بسان فقهای دایناسور اسلامی جمع شده در خبرگان و مجمع تشخیص ابله و نادان و ساده لوح هستند و یا با دلار خریدنی هستند که میگوید «ادعاي تنازع بر سر قدرت را در سطوح بالاي نظام، انحراف در تبليغات است» گویا مردم و جهانیان کور و کر بودند و شعارهای تظاهرکنندگانی که توسط فائزه رفسنجانی با فریاد مرگ بر دیکتاتور و مرگ برخامنه ای رهبری میشد را ندیدند و نشنیدند؟ و یا شعار های دیگر تظاهرکنندگان در پشتیبانی از احمدی نژاد را که  فریاد میزدند اکبرشاه اکبرشاه مرگ برشاه!!! (خوشبختانه ویدئوی تمامی این تظاهرات بر روی سایت تلویزیون ما پرسیان سی ان ان دات نت قابل دیدن است )

 متن گزارش سخنان امروز رفسنجانی:

رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: ترويج ادعاي تنازع بر سر قدرت در سطوح بالاي نظام، انحراف در تبليغات است.

به گزارش ايلنا ، هاشمي رفسنجاني امروز (شنبه سيزدهم تيرماه) در ديدار جمعي از خانواده‌هاي بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات با اشاره به شور و اشتياق زايدالوصف ايجاد شده در مردم قبل از برگزاري انتخابات كه در نهايت به حضور حداكثري مردم در پاي صندوق‌هاي راي انجاميد، گفت: مردم سراسر كشور بسيار خوب و حماسي در صحنه انتخابات حاضر شدند، ولي متاسفانه وقايع پس از آن و مشكلاتي كه براي برخي به وجود آمده، ذائقه‌ها را تلخ كرد و فكر نمي‌كنم هيچ وجدان بيداري از وضع به وجود آمده راضي باشد.
وي ترويج ادعاي تنازع بر سر قدرت را در سطوح بالاي نظام، انحراف در تبليغات ذكر كرد و گفت: حضور مردم در صحنه انتخابات به حق، حماسه‌اي جاودانه و ماندگار و رقابت‌ها در قالب خانواده نظام و با تاييد كانديداها توسط شوراي نگهبان صورت گرفت و جنگ براي قدرت در سطح بالاي نظام و خارج از خانواده نظام نبود و بلكه به تصريح همه اركان نظام رقابت در انتخابات وظيفه‌اي اسلامي، انقلابي و ملي است و نبايد توسط برخي به عنوان شكاف در نظام تلقي شود كه اين طرز فكر خود نوعي اهانت به مردم محسوب مي‌شود.
هاشمي رفسنجاني با ابراز تاسف از اوضاع پيش آمده در جريان انتخابات و پس از آن گفت: اميدوارم با درايت و حسن مديريت مسائل، در روزهاي آينده شاهد بهتر شدن اوضاع، حل مشكلات و كاهش آلام خانواده‌هاي چشم‌ انتظار باشيم.
وي افزود: بايد به فكر حفظ منافع و مصالح نظام در درازمدت بود.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، حفظ نظام اسلامي و دستاوردهاي آن را وظيفه اصلي مسوولان و مردم دانست و تاكيد كرد: بايد سعي كنيم با مراعات حقوق همه شهروندان موجب حفظ همدلي و وحدت، ضمن افزايش اعتماد و اعتبار نظام در نزد افكار عمومي، جلوي سوء استفاده دشمنان را نيز سد كنيم.

در ابتداي اين ديدار جمعي از خانواده‌هاي بازداشت شدگان حوادث اخير، گزارشي از نحوه بازداشت همسران و فرزندان خود به اطلاع رساندند

 

از بازداشت دکتر مهدی خزعلی تا کنون

پس از بازداشت دکتر مهدی خزعلی تا کنون نیروهای امنیتی دو بار به خانه ایشان رفته و با برخوردی بسیار بی ادبانه نسبت به فرزندان و همسرش تمامی آرشیو  و کامپیوترها و عکسها و نشریات موجود در خانه را با خود برده اند و حتی اتاقهای فرزندانش را نیز زیر و رو کرده اند.

از درون زندان اوین هم خبر میرسد که دکتر مهدی خزعلی در شرایط سخت و دشواری بسر می برد و غذا و آب به اندازه کافی به او نمیدهند شایان یاد آوریست  که دکتر مهدی خزعلی طی مصاحبه هائی  با سیاوش اوستا ریشه خانوادگی و روانی احمد نژاد را بررسی و گفته بود که من بعنوان یک پزشک میگویم که احمدی نژاد بیمار روانی است.

از سایت اینترنتی دکتر مهدی خزعلی دیدن بفرمائید

http://drkhazali.net

برای خواتدن نوشته های روزانه سیاوش اوستا به سایت آزادی دات بی بروید

http://azadi.be

برای دیدن هزاران دقیقه برنامه های تلویزیونی و دیدن صدها عکس از تظاهرات رستاخیز نوین ملت ایران و دیدن صدها ویدئوی کوتاه فیلمبرداری شده توسط جوانان ایران و ترانه های هنرمندان (حمیرا لیلا شهره اندی سیاوش ناصر مختاباد شیفته شاهرخ و۰۰) در رابطه با رستاخیز ملی ایران به پرسیان سی ان ان دات نت بروید

http://persiancnn.net

درصورتیکه مقالات هفتگی سیاوش اوستا چاپ شده درهفته نامه نیمروز چاپ لندن و روزنامه عصر امروز چاپ لس آنجلس کمی دیرتر در این ستون طاهر شود شما میتوانید مستقیما به سایتهای این دو روزنامه معتبر مراجعه کنید

http://www.nimrooz.com/pdf/نیمروز

http://www.asreemrooz.com/عصر امروز

صدها مقاله اثر سياوش اوستا بخش نخست
آرشيو صدها مقاله اثر سياوش اوستا بخش دوم

آرشيو صدها مقاله اثر سياوش اوستا بخش سوم

با کلیک اینجا تازه ترین برنامه های تلویزیونی سیاوش اوستا را ببینید

با کلیک اینجا دو هزار ساعت برنامه های رادیوئی سیاوش اوستا را بشنوید

http://www.youtube.com/profile?user=mehrtv&view=videos

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 3:32 قبل از ظهر |
 نوشته   سیاوش اوستا   پاریس

برای پادشاهی اکبرشاه و یا شهبانوئی فائزه خانم فریاد بزنید الله اکبر

بهار ایرانی تا آزادی میهن پیش خواهد رفت

رفسنجانی  پس از آن رجز خوانی ها در برابر خامنه ای  زانو زد

اعضای  مخفی  حزب  سازمان  یافته خاندان  هاشمی کیستند 

 مردم ما خواهان حذف  کلیت نظام از ولایت فقیه  تا شورای  خبرگان  رهبری و مجمع  تشخیص  مصلحت  نظام تا شورا ی  نگهبان  و  رئیس جمهورهای انتصابی هستند

چرا مردم  ایران با شعارها و پرچم ها و نشانهای قلبی خودشان به تظاهرات  نیایند؟

 پس از علنی شدن جنگ خامنه ای و رفسنجانی همچنان از توده های مردم  و هواداران خود قربانی میگیرند و خود و فرزندانش در نهایت امنیت و سلامت و رفاه زندگی میکنند اما مردم قهرمان قربانی میشوند

در صورتیکه خانواده رفسنجانی با شعار مرگ بردیکتاتور و مرگ بر خامنه ای  تظاهرات را رهبری میکردند بازداشت شده و چند ساعت بعد آزاد شدند اما پس از کشتار دهها تن همچنان هزاران نفر از مردم شریف و آزاده و معمولی یا مفقود الاثر هستند و یا در بازداشت بسر میبرند و گفته میشود زیر فشار  از ابطحی و باقی و تاج زاده اعترافاتی گرفته اند

هاشمی رفسنجانی پس از تشکیل ساواک از اولین کسانی بود که توسط ساواک تازه تاسیس بازداشت شد و خیلی زود آزاد شد  ...... زیرا با دادن  قول همکاری با آنها  از همان سال و لحظه اکبر شاهی وی آغاز شد........  در کنار آخوندی بیزنس بساز و بفروش خانه و خرید و فروش ماشین وغیره نیز وی را با پول و سرمایه  آشنا کرد...... ......در سال اخر ریاست جمهوریش میخواست با  تغییر قانون اساسی باز هم رئیس جمهور شود اما عباس سلیمی نمین مدیر وقت کیهان هوائی و مرید حضرت آقا با طرح مدام این مسئله و مخالف با آن و سکوت حضرت آقا مانع کار شد و هاشمی رفسنجانی برای اولین بار بطور علنی متوجه مخالفت رهبر با خودش شده و از همان ۱۳سال پیش شروع به ساختن یک اپوزسیون قوی وحزب متشکل و کاملا محرمانه و مخفی  در داخل و خارج ضد ولی فقیه کرد از همکاری با بخشی  از ساواک از گروه فردوست و تیمسارمقدم  تا همکاری با سرویسهای امنیتی که  جریان مهمش مک فارلن و ایران گیت است  هاشمی رفسنجانی یک مشاور و همکار درجه یک با آنها  شده بود و با در اختیار داشتن دو ارگان مقتدر مجمع و خبرگان و ثروتهای میلیاردی خاندانش سرمایه گذاری شده در جهان از کره تا اروپا و کانادا و امریکا حتی مثل پادشاه توانست در سرویسهای رسانه ای و امنیتی جهان نفوذ کرده و ولی فقیه را بعنوان دیکتاتور از زبان دیگران به جهان معرفی کند هر نویسنده دانشجو سینماگر یا آدمی که در ایران مسئله دار میشد حتی کسانیکه مثل گنجی با خود او در گیر میشدند را با پول و خدعه تبدیل به ضد خامنه ای کرده و بخارج پست میکرد   از هنگامه پایان ریاست جمهوری هاشمی که یکسری تسویه حسابهای جناحی آغاز شد برخی از کسانیکه   طی ۱۸ سال در سرکوب و قتل و کشتار و سانسور نظام اسلامی نه تنها سهیم که مغز رژیم بودند و در اعدامهای ۱۵ سال نخست انقلاب در کنار هاشمی و موسوی و خامنه ای نقش کلیدی و حساس داشتند با دور شدن هاشمی از ریاست جمهوری بخشی از آنها نتوانستند جذب ارگانهای وابسته به رفسنجانی بشوند و در درگیریها ی اداری قضائی نیز یا تسویه شدند و یا هاشمی نتوانست از آنها دفاع کند لذا همه اینها در ابتدا بعنوان مخالف در داخل جنجال راه انداخته و پس از چندی بخارج پست شده و در کادر حزب پنهان رفسنجانی بعنوان اپوزسیون ولی فقیه فعال شدند  هاشمی رفسنجانی که پیوند محکمی با سرویسهای امنیتی بویژه انگلیس و امر یکا داشت توانست در کنار سرمایه های خاندانش از صندوقهای سیاه آنها نیز بهره ببرد نقل یک  نمونه کوچک در اثبات این مدعا! پانزده سال پیش که علی تهرانی شوهر خواهر خامنه ای پناهنده در عراق قصد خروج از بغداد را داشت از من خواست تا با امریکا برای انتقالش و پناهندگیش گفتگو کنم مذاکرات یکماه بطول انجامید و در پایان قرار  شد تا سفارت امریکا در بغداد ترتیب انتقال شیخ را بدهد اما کسی از واشنگتن به پاریس آمده و بمن خبر داد که ما نمیتوانیم شیخ علی تهرانی را بپذیرم زیرا شوهر خواهر فلانی است و روابط خوب ما را با ایران بویژه رئیس جمهور رفسنجانی که حتی امنیتش را در ایران ما بعهده داریم خراب میکند ... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!!! در رابطه همکاران رفسنجانی و یا حتی مخالفانی چون گنجی که بعدا مرید و مبلغ وی شدند ما همواره گفته ایم که سپاسگزار خروج  و کندن آنها از نظام هستیم اما هرگز به آنها این ا مکان و میدان را نخواهیم داد که رهبر و یا سخنگوی جنبش نوین مردم و رستاخیز ملی ما شوند هر چند تندترین و رادیکالترین حرفها و شعارها را در رسانه ها و متینگها  فریاد کنند زیرا که عملا سالها در قتل و کشتار و سرکوب و سانسور مردم ما سهیم و عامل و مغز متفکر بوده اند ما میتوانیم آنها را ببخشیم نه اینکه پیشاپیش خویش قرارشان دهیم و یا سخنگوی ما شوند   و این افراد در خارج در روزنامه  رادیو تی وی اینترنت تو آب نمک خوابانده میشدند برای دیروز  و امروز  و فردا  و حتی تمامی غیر مسلمانان و غیر ایرانیانی که در جریان جنگ و تامین اسلحه با هاشمی کار میکردند ودر جریان ایران گیت بودند امروز مدیران کمپانیهای خاندانش در امریکا و کانادا و اعضای فعال حزب متشکل و کاملا محرمانه و مخفی او  هستند و در این کار فعالند  سایتهائی مثل ... ودریائی از این انسانها که همزمان ساختن دهها تلویزیون رنگارنگ سیاسی غیرسیاسی موزیک پخش کن و غیره در این برنامه ها و این باند جهانی که از مجاهد سابق و سلطنت طلب قلابی و چپ و کمونیست و مسلمان و کافر وجود داشت هدف اصلی  فراهم کردن زمینه های روانی پادشاهی خاندان هاشمی بوده است   رفسنجانی سالها پیش فائزه را به  قاهره به آرامگاه پادشاه فرستاد ... و افرادی مثل فلان خواننده که از دهسال پیش برای  کمک به ترک اعتیاد که به ریاست فاطمه هاشمی رفسنجانی در ایران مشغول  بکار است نیز وارد  کادر اپوزسیون  پنهان  ساخت هاشمی شد  و همه اینها بازدن رقیب و سکوت در رابطه با مفاسد اقتصادی خاندان هاشمی بلند گوی هاشمی رفسنجانی در خار ج شده اند و تلویزیونهای بزن و بکوبی که از بردن اسم سیاست پرهیز میکردند مثل طپش و اندیشه و غیره حالا همگی مدافع رای ملت شده اند  - سرمایه گذاریهای میلیاردی در خارج و  بودجه و امکانات قوی حکومتی چون مجمع و خبرگان و مرکز تحقیقات و نخبگان و بخش خارجی وزارت اطلات در خدمت کامل هاشمی بوده و هست و توانسته جو بزرگ تبلیغات جهانی را بدست بگیرد رفسنجانی براحتی آدمهای خودش را نه در کادر سینمائی و فستیوالی  و رادیو و تلویزیونهای   لس آنجلسی و جهانی  که   در رسانه های بی بی سی و ویس آف امریکا استخدام کرده است این رسانه ها دولتی است اما با سرمایه های آزاد نیز کار میکند و ساخت تلویزیون بی بی سی از ژانویه امسال طرح هاشمی رفسنجانی و تلویزیون ویس آف امریکا  از دوسال پیش نیز در همین راستا شروع بکار کرد.... و کلیه این تلویزیونها در خوشه های دیجیتالی ماهواره ای یوتل سات مستقر در فرانسه  است که  بخشی از آن توسط خاندان هاشمی و البته با نامها و هویتهای رد گم کن سرمایه گذاری و کرایه شده است رفسنجانی  با ساختن یک اپوزسیون با اعضائی از همه رنگ و متشکل و قوی در خارج از کشور با چهره هائی که از آخوند و وزیر و سردبیر و خواننده و کارگردان و فیلمساز و غیره را در اختیار دارد و هر یک از این ایرانیان شهرت یافته در جهان توسط پولهای خاندان  میتوانند  همه  را بسیج کنند برای تداوم کار .  رفسنجانی که تجربه  مشارکت  در پیروزی  انقلاب اسلامی  را دارد   بخوبی  میداند  که یک  انسان مشهور چه نویسنده و روزنامه نگار باشد چه خواننده  و یا هنرپیشه و چه کارگردان  و یا آهنگساز که طی این  سالها  با مراودات  جهانی جمهوری اسلامی در دنیا  شناخته  شده اند   هر یک  به  تنهائی  میتوانند  شهری  را  پشت  سر خود  با  شعارهای  سبز تازی موسوی رفسنجانی  و الله  اکبری  که ۱۴ قرن ما را قتل عام کرده است بسیج کنند  ا ما امروز که  خامنه ای  با قدرت نظامی  سپاه و بسیج  توانست مقطعی و موضعی  و  موقتا  بر جریان  ملی میهنی  فائق  آید و  هاشمی رفسنجانی  که در داخل بر خلاف خارج  ضعیف  مانده است با تملق وچاپلوسی  و دستبوسی رهبر و رفیق  دیروزش  جایگاه  خود را  در ارگانهای  قوی قدرت چون خبرگان  و مجمع  و مرکز تحقیقات و نخبگان  حفظ میکند تا سمی در سوزنی  و روزی  در حال دست دادن با رهبرترتیب رفیق ۵۰ ساله اش را بدهد  و کل قدرت را در دست بگیرد ... و هاشمی خوب میداند که طی این  سالها -  پادشاهی خاندانش را برای صد سال آینده مستحکم کرده است طی این ۱۳ سال  به برکت فستیوالها و رسانه های جهانی کسانی با پشتیبانی ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام و امکانات جهانی دولت اسلامی و خاندان رفسنجانی رشد کرده و در سراسر جهان شهرت یافتند بدون اینکه هیچ رنگ اسلامی داشته باشند و بعکس اکثرا یا چپ و یا ملی مذهبی و یا هوادارقلابی  سلطنت بوده و مخالف ولایت فقیه  میباشند و پروژه هاشمی رفسنجانی  ابقای  جمهوری اسلامی بدون شخص خامنه ای و با مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام و مرکز تحقیقات استراتژیک به ریاست خودش و رئیس جمهوری  میرحسین موسوی و یا کسی دیگر که مطیع وی باشد می باشد که از دیر باز بطور دقیق و حساب شده برنامه ریزی شده است  لذا در تظاهرات خیابانی نه تنها در داخل کشور بلکه در خارج از کشور مردم را منع میکنند  که با  شعارها و پرچم ها  و نشانهای حزبی خودشان  بیایند  یعنی هواداران  پادشاهی در ایران و یا میهن دوستان  لائیک  و یا جمهوریخواهان و حتی شورای ملی مقاومت و یا نهضت  ملی و یا حزب کمونیست و فدائی  و دیگر تشکیلات پر سابقه که برخوردار از اعضا و هوادار و نیرو هستند را مجبور میکنند  که یا به تظاهرات خارج نیایند و یا اگر می آیند با شعار سبز سیدی  اسلامی نیاکان  تازی میرحسین موسوی بیایند و با پرچم های بی نشان آنهم به بهانه اینکه بچه ها را در داخل به اتهام آلت دست شدن مجاهد و سلطنت طلب آزار میدهند و گویا این عوامل اطلاعاتی خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام اسلامی و مرکز  تحقیقات استراتژیک  که جملگی اعضای مخفی حزب سازمان یافته خاندان  هاشمی هستند از اخبار ایران بی خبرند و نمیدانند که بچه های  ایران را به  اتهام آلت دست بودن بیگانه چماق میزنند و با گلوله  میکشند  و زندانها را پر میکنند پس  چرا از هم اکنون  در  راستای  سرنگونی  نظام  ظالم اسلامی مردم ایران با شعارها  و  پرچم  ها  و نشانهای  قلبی خودشان به تظاهرات  نیایند؟

هاشمی  از کانالهای  رسمی مجمع تشخیص و مرکز  تحقیقات استراتژیک  و بخش خارجی وزرات اطلاعات که همچنان زیر  نظر هاشمی و یارانش اداره میشود با بهره وری بخشی از کادر ساواک که از هنگام نخست انقلاب و همکاریهای دو تیمسار قوی و مطلع و با نفوذ امنیتی اطلاعاتی فردوست (سرپرست کلیه ارگانهای امنیتی نظام محمدرضاشاه) و مقدم (رئیس ساواک)   به بهانه هوادار قلابی سلطنت و غیره در خارج پراکنده شدند طی این سالها بسیار ماهرانه کارکردند و همه جا نفوذ کردند  و امروز در تظاهرات میلیونها نفری که هوادار پادشاهی در ایران و یا میهن دوستان لائیک و یا جمهوریخواهان و حتی شورای ملی مقاومت  و یا نهضت ملی و یا حزب کمونیست و فدائی و دیگر تشکیلات  پر سابقه که برخوردار از اعضا و هوادار و نیرو هستند - اجازه حمل  شعارها و پرچم ها و نشانهای خود را ندارند     بدین رو تمامی هم میهنان مهربانی که عضو فعال و یا عادی هیچ تشکیلاتی نیستند اما قلبشان برای میهن میثپد    سیاهی لشکر حزب هاشمی شده و در پی فراخوانهای باندهای رنگارنگش به میدان می آیند و چون هیچ تشکیلات و رهبری جدی و فراگیر دیگری وجود ندارد با شعار الله اکبر و سبز سیدی تازیان برنده نهائی   شوق و شور و جنبش و تغییر خواهی و انقلاب مردم  بپا خاسته ایران آن روی دیگر سکه ی جمهوری اسلامی یعنی رئیس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام و مرکز  تحقیقات  استراتژیک و نخبگان کشور یعنی  خاندان  هاشمی  رفسنجانی  خواهد بود و در صورت  مرگ رفسنجانی  فرزند زیرکش خانم فائزه رئیس جمهور و یا شهبانو وملکه ایران میشود و در صورت مرگ خامنه ای و یا حذف وی نیز در سناریوی قدرت گیری سلسله پادشاهی هاشمی تغییری پدید نخواهد آمد بدین رو این نوشته من اتمام حجتی  به مردم دلیر و فرهیخته و شجاع ایران و  تاریخ  پر افتخار ما است که مردم ما در پی آرایش وبزک نظام اسلامی در ایران نیستند آنها خواهان حذف کلیت نظام از ولایت فقیه  تا شورای خبرگان رهبری و مجمع تشخیص  مصلحت  نظام تا شورا ی  نگهبان  و رئیس جمهورهای انتصابی هستند ملت ایران انقلا ب نوین خود را که در جهان بعنوان بهار ایرانی شهرت یافته است را با اتحاد و همبستگی برای حذف حکومت اسلامی از هر نوعش  در چهارچوب احزاب و تشکل ها و اندیشه های رنگارنگ  موزائیک موجود و تشکیلاتی  که در آینده پدید خواهد آمد دنبال میکند  و هیچیک از عوامل اطلاعاتی  ارگانهای  مختلف نظام اسلامی با ریش یا با کراوات با روسری  یا بی روسری اجازه ندارند که از تظاهر کندگان بخواهند  تا پرچم  شیر و خورشید نشان و یا تصویر و نشان  یارانشان را  به هر بهانه ای پنهان کنند آنگاه که هر کسی با نشان  خود  بیاید پیدا خواهد شد که هرجریان چه مقدار یار دارد  و بدور از کلک سبز کردن جنبش که رهبرانش در ایرا ن سر بر آستان و لی فقیه سائیدند ملت قهرمان ایران  یکبار دیگر به جهانیان نشان داد  که چگونه قربانی شدند تا هاشمی  و خامنه ای در سطح بالا با هم معامله بکنند

لازم بياد آوريست که طرح کلی نظام انتصاب موسوی به رياست جمهوری بود اما مداخله مسئله مفاسد اقتصادی از سوی دکتر عباس پاليزدار از درون زندان رجائی شهر که همه روزه با من در تماس بود و تلاشهای دکترمهدی خزعلی از درون کشور و برنامه تلويزيونی مسعود امينی از امريکا که برنامه های پرسيان سی ان ان دات تی وی را پخش کرد و من و دکتر پاليزدار و دکترخزعلی پرده از رازها برداشتيم و احمدی نژاد مجبور شد حرفهای پاليزدار را در مناظره تلويزيونی با موسوی و کروبی عليه رفسنجانی بعنوان دزد بيت المال مطرح کند و پس از آن هاشمی عصبای شده و نامه توهين آميز را به خامنه ای نوشت و رهبرش را از يک کودتا ترساند و رهبرش که اکثريت قدرت در داخل را در دست داشت احمدی نژاد را ز صندوقها در آورد هرچند مير حسين موسوی به خامنه ای تعهد داده بود که هفت وزير مهم اطلاعات کشور خارجه نفت اقتصاد فرهنگ و ارشاد را رهبر انتخاب کند اما با اين نامه هاشمی اعتماد خامنه ای از ميرحسين سلب و آن شد که ديديم برای درک بهتر اين مسئله به آرشيو ما در پرسيان سی ان ان دات نت برويد و در بخش آرشيو برنامه های سه ماه اخير ما را ببينيد .       هاشمی رفسنجانی  دو روز مانده به  انتخابات  با آن نامه کذائیش زمینه  روانی و جهانی مرگ  بر دیکتاتور و مرگ بر ولایت فقیه و مرگ بر خامنه ای را فراهم نکرد آنگاه که نوشت :

اينجانب براي پرهيز از آلوده  ‌شدن فضاي سياسي  كشور در  آستانه  انتخابات  به تشنجات  بيشتر، از عكس‌العمل فوري كه مورد  انتظار ملت است، خودداري كردم.

(یعنی بعد از انتخابات من خدمت شماها ـ خامنه ای و احمدی نژادـخواهم رسید)

البته اينجانب قصد ندارم كه دولت موجود را مثل دولت بني‌صدر معرفي كنم و يا سرنوشتي شبيه آن دولت را براي اين دولت بخواهم، بلكه مقصود اين است كه بايد مانع گرفتار شدن كشور به سرنوشت آن روزگار شد

مع‌الاسف، اين دو پيشنهاد خيرخواهانه عملاً پذيرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در سكوت‌شان ديدند و بي‌شك جامعه و بخصوص نسل جوان نيازمند اطلاع از حقيقت است. حقيقتي كه با اعتبار نظام و همدلي ملت ارتباط جدّي دارد

من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و كشور نمي‌دانم و خود جناب‌عالي هم از اين نظر من مطلعيد و دلايل آن را هم مي‌دانيد.

بي‌شك بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نمي‌تابند و آتش‌فشانهايي كه از درون سينه‌هاي سوزان تغذيه مي‌شوند، در جامعه شكل خواهد گرفت كه نمونه‌هاي آن را در اجتماعات انتخاباتي در ميدانها، خيابانها و دانشگاه‌ها مشاهده مي‌كنيم

از جناب‌عالي با توجه به مقام و مسئوليت و شخصيتتان انتظار است براي حل اين مشكل و براي رفع فتنه‌هاي خطرناك و خاموش كردن آتشي كه هم اكنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه كه صلاح مي‌دانيد اقدام مؤثري بنماييد و مانع شعله‌ورتر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن شويد (پایان نوشته رفسنجانی)

چنانچه در این نوشته های هاشمی رفسنجانی  که دو روز پیش از انتخابات نوشته است پیداست وی هم نظام ولایت فقیه به رهبری خامنه ای را  زیر علامت سئوال میبرد و هم صریحا وی را و جامعه را تهدید به شورش و نا آرامی میکند آنجا که از دود و آتش فشان و شعله های آتش و اینکه بي‌شك بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نمي‌تابند سخن میگوید و دقیقا وقتی از احزاب و جریانهای شورش آفرین سخن میگوید نا خود آگاه حزب پنهان ساخته شده اش را که از سالها پیش در آب نمک خارج و داخل خوابانده است را لو میدهد    

همین قلم هاشمی  رفسنجانی که اینگونه  قبل از اعلام نتایج انتصابات  ریاست  جمهوری  هارت و پورت  میکند و خامنه ای را با نوشتن نامه ای بدون سلام و خداحافظی  رو به دیوار میگذارد و پس از انتصاب احمدی نژاد دخترش فائزه د ر صفوف تظاهر کنندگان با شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ برخامنه ای بازداشت میشود بمحض پر زور شدن سمبه خامنه ای  هاشمی رفسنجانی  عقب نشینی کرده و در تبعیت از کل ملاهای دایناسور نظام اسلامی در برابر رهبرش سجده می کند   

          هاشمی رفسنجانی رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام اسلامی که بهمراه حزب مخفی و مقتدرش مغز متفکر جریان سبز میرحسین موسوی بود  دو روز پیش پس از دو هفته  تظاهرات میلیونی و خونین  مردم  ایران که دهها تن کشته و صدها نفز زخمی و دو هزار نفر مفقود و هزاران نفر زندانی  بر جای گذاشته بود  درباره خامنه ای گفت:   (هاشمی رفسنجانی) تدبير رهبري معظم انقلاب را در تمديد  مهلت  شوراي نگهبان براي بررسي بيشتر مسائل و اداي  توضيحات  قانع ‌كننده و ابهام‌زدايي از انتخابات بسيار ارزشمند   ذكر  كرد و گفت: اين اقدام  با ارزش مقام معظم رهبري ، براي جلب اعتماد و اطمينان مردم به روند انتخابات بسيار  مؤثر است

و روز بعد از سخنان هاشمی شورای نگهبان تائید انتخابات دهم را اعلام کرد: سرانجام دبیر شورای نگهبان، در نامه‌ای به وزیر کشور، صحت  انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری  را تأیید کرد.

و از دیروز که رفسنجانی انتصابات خامنه ای را پذیرفت جنبش جهانی  کمرنگتر خواهد شد هر چند مردم مطالبات ۳۰ ساله خود را که سرنگونی نظام ملاها  میباشد را دنبال خواهند کرد  و حزب پنهان و مخفی رفسنجانی سعی  در نفوذ بیشتر در صفوف  ما خواهد کرد برای روزی  دیگر  که چندان دور نیست. بدین  رو امروز سه  راه  در برابر  ما  و ملت ما میباشد 

 نخست من پیشنهاد همیشگی خود را دنبال میکنم که ما میبایست  یک کنگره و یک دولت موقت برهبری شهبانو و شاهزاده رضا پهلوی با مشارکت مردم و احزاب از هواداران پادشاهی در ایران و  میهن دوستان لائیک و جمهوریخواهان و حتی شورای ملی مقاومت و نهضت ملی مقاومت و حزب کارگری و زحمتکشان و همبستگی ملی و فدائی و دیگر تشکیلات پر سابقه  بوجود بیاوریم تا در تله روی دیگر سکه جمهوری اسلامی نیفتیم 

راه حل دوم آنست که چشم براه مرگ و یا قتل خامنه ای بنشینیم تا حزب پنهان ولی مقتدر خاندان هاشمی رفسنجانی بطور قانونی !!!  و یا جو سازی شورشی قدرت را در دست گرفته و سلسله جدیدی از ملاپادشاهی را در ایران دنبال کند خاندان هاشمی طی سی سال گذشته احزاب علنی بسیاری را پایه نهاده اند چون حزب جمهوری اسلامی و جامعه و مجمع روحانیون حزب کارگزارن و حزب اعتدال و...  که امروز همه اینها با جذب نیروهای جوان و جدید در حزب مخفی خاندان هاشمی فعال هستند

راه حل سوم در دست و ابتکار سپاه پاسداران میباشد   نیروهای   مسلح  ایران  در کلیتش  درغیاب  یک  تشکیلات   ملی میهنی  میتواند با حذف کلی روحانیون از قدرت سیاسی کشور و انحلال تمامی ارگانهای ولایت فقیه و خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت و شورای نگهبان و پارلمان  بهترین  نقش را در راستای  برقراری  یک  نظام  لائیک  و مردمی  متکی به  تاریخ  هفت هزار ساله  ایفاکنند حضور افراد تحصیلکرده و آشنا  به تاریخ  و افتخارات کهنسال ایران  در ارگانهای نظامی و مشارکتهای  امنیتی نظامی آنها در اکثر کشورها ی منطقه و آفریقا و امریکای  لاتین نیز میتواند پشتوانه کاری آنها باشد    

  اینک جنبش و انقلاب نوین مردم ایران با شعار نه خامنه ای نه هاشمی و نه احمدی نه موسوی میرود تا برگ زرین تازه ای را در جهان بگشاید  و  پس از شعارهای  آتشین مردم مرگ بر دیکتاتور و مرگ برخامنه ای  که در خیابانهای ایران و جهان  طنین افکن شد  گور کلیت نظام کنده شد و حتی سپاه و  ارتش  ایران  به چشم خویش  دیدند  که با آنهمه  هارت و پورتهای  هاشمی در نامه  و خامنه ای   در خطبه آخر باز با هم ساختند و از خونهای برزمین  ریخته ی   نداها به آسانی عبورکردند  

   سند ارتباط فائزه هاشمی رفسنجانی با شهبانو فرح پهلوی:

http://efshagary.parsiblog.com/-304880.htm

 کامليا انتخابي‌فرد خبرنگار سابق روزنامه‌هاي همشهري ، آفتابگردان و «زن» در ادامه می نویسد :« پس از تعطیلی روزنامه زن بارها از خود می پرسیدم با توجه به اینکه من به یادگیری زبان انگلیسی در دانشگاه کلمبیا مشغولم آیا باز هم می توان به وطنم ایران بازگردم. آن روزها روزهایی بود که دانشجویان دانشگاه تهران خواستار آزادی بیان بودند و برای همین امر دست به شورش و تظاهرات می زدند. بااینکه مادرم به من گفته بود که عبور و مرور در اطراف دانشگاه تهران تا حدود زیادی ممنوع شده و دانشجویان در کوی دانشگاه به دلیل تعطیل شدن روزنامه سلام دست به راهپیمایی و تظاهرات می زنند. با توجه به اینکه به سرکوبی دانشجویان دست زده بودند مردم سرسختانه منتظر موضع گیری مبارزه طلبانه ای در برابر این اقدامات از سوی خاتمی بودند ولی خاتمی به سکوت خود ادامه داده و بسیاری از یارانش را ازدست داد.»
وی در ادامه خاطراتش با ادعای انجام مصاحبه ای با فرح پهلوی بیوه شاه سابق به درخواست فائزه هاشمی ، می نویسد:«  باتوجه به اینکه موافقت خانواده رفسنجانی برای ملاقات با خانواده سلطنتی در خارج از ایران کار ناپسندیده وغیر عادی به نظر می رسید اما این امر با موافقت و حمایت کامل فائزه رفسنجانی انجام شد. مصاحبه ای که نوار کاست آن نزد یک از دوستان آمرییکایی ام پنهان شد و هیچ وقت در روزنامه زن منتشر نشد.»
وی همچنین در مورد ملاقاتش با فرح می گوید:« کامبیز آتابای که آن زمان مقیم پاریس بود از تمایل من برای مصاحبه با فرح اطلاع داشت تا اینکه با تماس به خانه یکی از دوستانش در نیوجرسی که من آن زمان نزد او به سر می بردم از من خواست تا با فرح ملاقات کنم . روز موعود با فشار روانی خاصی از خواب بیدار شدم و کمدم را برای یافتن یک دست لباس شیک به هم ریختم. سعی کردم به بهترین نوع ممکن آرایش کنم. هوای آن روز بسیار بد وغیر قابل تحمل بود تا جایی که در راه کفشم پر از آب شده و موهایم حالت خود را از دست داد. به محل قرار که رسیدم ، به رغم آنکه قرار بود فرح را در آن محل ببینم ولی به هنگام پیاده شدن، آتابای مرا به داخل تاکسی هل داد و از راننده خواست تا در جهت مسیر دیگری حرکت کند. تازه می فهمیدم که این ملاقات بسیار سری تر از آنچه بود که من فکر می کردم.»
انتخابی فرد در ادامه ی افزاید: « دسته گلی را که در راه خریده بودم روی میز سالن انتظار گذاشتم و منتظر رخدادهای بعدی بودم که زن اتابای با یک سینی سلطنتی پر از پای وشیرینی به پیشوازم آمد. عکس های تمام قد شاه که سالن که دیوارهای سالن را پر کرده بود به همراه عطرخوش ، روح سلطنتی بیشتری را به مکان می داد . در خلسه خود بسر می بردم که فرح را مقابل خود دیدم.»
وی در ادامه ادعا می کند: « فرح از من خواست تا شادباش هایش را به فائزه هاشمی برسانم وبه او بگویم که او زنی بسیار مدرن و پیشرقت گراست و سپس از من خواست تا آخرین رخدادها و پیشرفت امور در تهران را به سمع و نظر او برسانم.»     
   

موسوی هم پس از هاشمی رفسنجانی به زیر عبای رهبرش خزید

موسوی با انتشار نهمین بیانیه خود که سرشار از مجامله گوئی و فلسفه بافی باطل است مردم را دعوت به آرامش کرد و درخواستهایش را  در ده ماده زیر بیان کرد  اینک همچنانکه پیش بینی میشد میرحسین موسوی نیز در کادر توطئه و برنامه مجمع تشخیص مصلحت نظام و مرکز تحقیقات استراتژیک نظام تصمیم  گرفته بودند تا نظام اسلامی را با یک جنجال چند میلیونی انتخابات که سی سال است انتصابات می باشد روح تازه ای در کالبد بیمار و رو به نابودی رژیم خود بدمند و این نظام اهریمنی را برای سالیانی دیگر پایدار بدارد و دیدیم که چه آسوده ملت را قربانی کردند و حتی رفسنجانی و موسوی و کروبی در برابر بازداشتهای فراگیر مشاوران و معاونان و یاران خودشان یک روز اعتصاب غذا نکردند  واین ها همه  در شرایطی پدید آمد که دهها تن در میهن ما کشته شدند دوهزارنفر مفقود شدند و هزاران نفر بازداشت شدند در صورتیکه فرزند رفسنجانی  که در حال دادن شعار مرگ بر دیکتاتور مرگ بر خامنه ای بازداشت شده بود یک شب هم در بازداشت بسر نبرد بدین رو بخشی عظیم از سپاه پاسدارن همزمان که از مفاسد اقتصادی خاندان هاشمی آگاهند بی عدالتی و رفیق بازی ولی فقیهشان را نیز شناختند و از او و آن بریدند بدین رو دور نخواهد بود که نیروهای نظامی وارد عمل خواهند شد    میرحسین موسوی

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 و ساعت 1:47 قبل از ظهر |

برای پادشاهی اکبر شاه یا شهبانوئی فائزه فریاد بزنید الله اکبر

آیا از حزب پنهان ولی بسیار مقتدر خاندان هاشمی در خارج خبر دارید؟

http://avairan.com/hezb%20hashemi.pdf

بهار ایرانی تا آزادی پیش خواهد رفت

اعضای مخفی حزب سازمان یافته خاندان هاشمی کیستند

رفسنجانی پس از آن رجز خوانی ها در برابر خامنه ای زانو زد

مردم ما خواهان حذف کلیت نظام از ولایت فقیه  تا شورای  خبرگان  رهبری و مجمع تشخیص  مصلحت  نظام تا شورا ی  نگهبان  و  رئیس جمهورهای انتصابی هستند

چرا از هم اکنون در راستای سرنگونی نظام ظالم اسلامی مردم ایران با شعارها و پرچم ها و نشانهای قلبی خودشان به تظاهرات  نیایند؟

چگونگی همکاری هاشمی رفسنجانی با سرویسهای اطلاعاتی جهان  خشم سپاه از خامنه ای در پی پرده پوشی از مفاسد اقتصادی خاندان هاشمی    انقلاب با الله اکبر و میرحسین موسوی که تا همین دیروز نماینده خامنه ای دیکتاتور در مجمع تشخیص مصلحت  و استاد و رئیس احمدی بوده است بوده است که  یعنی چهhttp://avairan.com/hezb%20hashemi.pdf


 
+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 و ساعت 1:26 قبل از ظهر |
ندا هرگز طرفدار هیچ یک از این دو گروه نبود، ندا خواهان آزادی بود، آزادی برای همه

 

http://www.nimrooz.com/pdf/نیمروز

http://www.asreemrooz.com/عصر امروز

صدها مقاله اثر سياوش اوستا بخش نخست
آرشيو صدها مقاله اثر سياوش اوستا بخش دوم

آرشيو صدها مقاله اثر سياوش اوستا بخش سوم

با کلیک اینجا تازه ترین برنامه های تلویزیونی سیاوش اوستا را ببینید

با کلیک اینجا دو هزار ساعت برنامه های رادیوئی سیاوش اوستا را بشنوید

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در پنجشنبه چهارم تیر 1388 و ساعت 10:44 بعد از ظهر |

مهربان یار گرامی با درود فراوان و مهر بسیار مبارزه مردم قهرمان ما در داخل بسیار دقیق و برنامه ریزه شده میباشد برای پشتیبانی از این رستاخیز بزرگ هر ایمیلی را که برای کسی روان میکنیم این تکس را به آن اضافه کنیم تا قدرت را از ولی فقیه به خاندان اکبرشاه منتقل نکنیم

دولتت خفته باد اهریمن خوابت آشفته باد اهریمن

با شعار الله اکبر فرزندان دلیر ایران را میکشند  از شعارهای اسلامی دوری کنیم

در تظاهرات خارج از کشور پرچم سه رنگ ملی با شیر و خورشید و نشان فروهر را ببریم و از نفوذیهای خامنه ای و هاشمی نترسیم

ایرانی به ایرانی شلیک نمیکند حزب الله از لبنان و عراق و چچن و بوسنی برای سرکوب ملت ایران به تهران آمدند  خامنه ای تنهای تنها مانده است حتی فرزندان و خواهران و برادرانش و فرزندانش آنها  وی را قبول ندارند

 از شعارهای اسلامی پرهیز کنیم!

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در پنجشنبه چهارم تیر 1388 و ساعت 6:54 بعد از ظهر |
با درود به تمام آزادیخواهان
بر اساس خبر منتشره، امروز ساعت 5 بعدازظهر قرار بود آقای میرحسین موسوی در مقابل مجلس شورای اسلامی سخنرانی کند. از ساعات سه و نیم به بعد ، میدان بهارستان و تمام خیابانهای اطراف سرشار از انبوه جمعیتی بود که برای حضور در تجمع مقابل مجلس آمده بودند
هزاران نفر از هرسو بسمت میدان می آمدند اما نیروهای پلیس تمام منطقه را تحت تسلط خود درآورده بودند و پلیسهای مجهز به باتوم و اسلحه و کلاه و سپر، در گروههای 20 تا 30 نفره در حاشیهء میدان و خیابانهای اطراف و سرچهارراهها به مردم حمله میکردند و آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده و متفرقشان مینمودند
خیابانی که خود مجلس شورای ملی در آن واقع شده، از دور طرف تقریبا محدود و محاصره بود و اجازهء حضور مردم بصورت گروهی به این خیابان داده نمیشد. خیابان بهارستان از سر میدان بسمت پل چوبی، و از میدان بسمت جنوب ،  از غرب بسمت خیابان جمهوری تا چهارراه مخبرالدوله،  به فاصلهء هر 100 متر ، گشت یگان ویژه و گروهی مامور پلیس بود
خیابان دانشسرا و خیابانی که وزارت ارشاد در آن واقع است،  مقابل ساختمان پرچم، قدم بقدم نیروهای امنیتی انتظامی و لباس شخصی حضور بسیار گسترده ای داشتند. پارکی که در میدان بهارستان قرار دارد محل اتراق نیروها بود
مردم دسته دسته اعم از زن و مرد و بخصوص جوانان ساعتها در میدان و حوالی میدان بودند و اگر با هجوم مامورین پراکنده میشدند ، دقایقی بعد باز به گرد میدان جمع میشدند 
مغازه ها و پاساژهای اطراف ، بهنگام حملهء مامورین ، مردم را پناه میدادند و بعد سریع کرکره ها را پایین میکشیدند تا مامورین موفق به دستگیری افراد نشوند
خیابان بشدت ترافیک اتومبیلها و بخصوص موتورسیکلت سواران بود. در عمرم اینهمه موتورسیکلت ندیده بودم و علتش را هم دقیقا متوجه نشدم. اما همه از مردم بودند و نه از مامورین
البته حدود ساعت 5 نیروهای تازه نفس جدیدی وارد میدان بهارستان شد و با شدت بیشتری به سرکوب و حمله به مردم پرداختند و با باتوم دنبالشان میکردند و میزدند و چند نفر را هم دستگیر نمودند
آنچه بسیار چشمگیر و جالب بود حضور بانوان و جوانان بود. این دو دسته به بقیه انگیزه ء ایستادگی میدادند و مردم را به خود میدان فرا میخواندند و به دیگران میگفتند: نترسید و محل را ترک نکنید. از هم جدا نشید. متفرق نشید
من تا ساعت شش و نیم در بهارستان بودم و مردم همچنان حضور داشتند و لحظه به لحظه به تعدادشان نیز افزوده میشد. همه از اطراف بطرف بهارستان می آمدند و در دست بطری آب داشتند که برای رفع تشنگی تهیه کرده بودند
یک مطلب دیگر اینکه: مامورینی که در سایر مناطق اطراف سر چهارراها بودند ، یعنی درست آنچه که من خودم بچشم دیدم: از میدان توحید، چهارراه انقلاب، میدان جمهوری، تمام چهارراهای منتهی به بهارستان، سر خیابان صفی علیشاه بسمت بالا، تقاطع انقلاب و پل چوبی و عشرت آباد، محدودهء خیابان بهار و هفت تیر، پوشیده از مامورینی بود که اگرچه لباسهایشان مثل پلیس و تکاور بود و روی سپرهایشان نیز به انگلیسی نوشته بود پلیس، اما قیافه هایشان بسیار وحشتناک و شبیه تبهکاران و جانیان و قاتلان خونخوار بودند
هیچ شباهتی نه از نظر رفتار و نه طرز نگاه و حالتهایشان و از هیچ نظر شباهت به پلیس نداشتند. مگر نه اینست که پلیس در دانشگاه پلیس تحصیل کرده و لااقل چهره ای انسانی دارد؟ اینها شبیه جانی و تبهکار هستند ، نه پلیس 
در ضمن تعدادی نوجوان را هم مامور کرده اند،  لباس و جلیقهء فرم به تنشان و باتوم به دستشان داده بر سر چهارراهها قرار داده اند
واقعا شگفت آور و عجیب است این اوضاع و احوال...این حکومت چه میکند؟ کارش به کجا رسیده؟
بقدری مسائل پیچیده و معماگونه ای وجود دارد که از واقعا یکسری سیاستمدار حرفه ای باید بنشینند و فقط همین پلیس نماهای تبهکار و جانیان خون آشام را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند
و باز همانند روزهای گذشته، باید این مطلب را اضافه کنم که سرهنگ ها و درجه داران با پیرهن های سبز کمرنگ( مغز پسته ای) و شلوار یشمی، اینها اگرچه حضور بسیار نادری داشتند، اما بسیار متشخص و با احترام با مردم برخورد میکردند
در ضمن یکی از دوستانم به من اطلاع داد که در درگیریهای اخیر یکی از دوستان مورد اصابت گلوله واقع شده  این شخص در میدان آزادی مورد هدف گلوله قرار گرفته و در دم جان باخته است
به امید پیروزی نور بر تاریکی و پیروزی تدبیر و دانایی بر جهل و نادانی
به امید پیروزی ملت معصوم و بیگناه آزادیخواه ایران، که اینگونه ناجوانمردانه مورد کتک و ضربات وحشیانهء نظام واقع میگردند
ما هستیم
تا نفس هست ما هستیم
ستاره.تهران

 

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در پنجشنبه چهارم تیر 1388 و ساعت 6:21 بعد از ظهر |

عکس بدون شرح زیاد دیده بودیم اینک اعترافات یک بسیجی را بخوانید و داوری کنید

 از خبرگزاری حیات

جانبازی که در اغتشاشات اخیر دوباره جانباز شد:
به رهبر بگوئید من هنوز رزمنده ای زنده ام

 

جانباز شیمیایی که با 18 ضربه چاقو در اغتشاشات اخیر تهران جان سالم به در برد گفت: بگذارید از کسی که مرا مجروح کرد بپرسم به کدامین گناه به من چاقو زدی...

 جانبازی که در اغتشاشات اخیر دوباره جانباز شد: به رهبر بگوئید من هنوز رزمنده ای زنده ام

محمد حسین رجب زاده جانباز شیمیایی که در حوادث اخیر تهران به ضرب چاقو و ضرب و شتم مجروح شده است از دوباره جانباز شدنش در اغتشاشات تهران گفت:ساعت 6 عصر روز شنبه 30 خرداد بود که از طرف پایگاه بسیج شهید یزدی نژاد واقع در روستای قوچ حصار شهرستان ری به من که عضو فعال پایگاه هستم خبر دادند که اماده باشیم تا برای ماموریت اعزام شویم . ساعت 10 شب به همراه تعدادی از بچه های بسیجی پایگاه به طرف سپاه شهرری حرکت کردیم در سپاه ری دسته بندی شدیم و همراه با گروه ضد شورش موتور سوار به طرف میدان فاطمی رفتیم میدان فاطمی تهران شلوغ بود ولی درگیری زیادی رخ نداده بود. وقتی وارد خیابان ولیعصر شدیم به ما توسط بی سیم اطلاع دادند که در بلوار کشاورز درگیری شدیدی بین اغتشاش گران و نیروهای بسیج رخ داده است و ما به سرعت حرکت کردیم.

وی در ادامه گفت: قرار بود موتور سوارها با هم حرکت کنند چرا که اگر بین ماشین ها گیر می کردیم صد در صد مورد حمله قرار می گرفتیم. با حضور ما شلوغی بلوار کشاورز آرام تر شد و توانستیم مردم و اغتشاش گران را متفرق کنیم. همه چیز طبیعی بود تا اینکه گروه به طرف خیابان جلال آل احمد( امیرآباد شمالی) حرکت کردیم. نزدیک بیمارستان شریعتی که رسیدیم با زنجیره ای از ماشین ها روبرو شدیم که تعداد زیادی از آنها بدون سرنشین و تعدادی نیز با شیشه های شکسته راه خیابان را بسته بودند. گروه موتورسواران بسیجی بین دو پل هوایی توقف کردند تا وضعیت را آرام کنند که ناگهان اغتشاش گران از بالای پل به ما فحاشی می کردند که نمی توانم آنها را باز گوکنم ولی تنها به این ناسزا بسنده می کنم که به ما می گفتند "سگهای صهیونیست" و بعد شروع به پرتاب سنگ و اشیاء فلزی کردند. آنقدر حملات شدید بود که موتور سوارها به سرعت محل را ترک کردند. وقتی که سر موتور را برگرداندم تا حرکت کنم یک پاره آجر محکم به پای راستم برخورد کرد و پایم کاملا بی حس شد و در همین حین یک نفر به قصد شکستن گردنم به من حمله کرد و من به زمین افتادم.

رجب زاده ادامه داد: موج بیش از 50 نفره اغتشاش گران به حدی بود که مرا تا فاصله چند متری روی زمین کشیدند و با مشت و لگد مرا می زدند. در این میان یک جوان حدودا 23 ساله مرا با 18 ضربه چاقو مجروح کرد. 2 ضربه این چاقو به پهلو و ران من اصابت کرد که بیهوش شدم. فقط یادم می آید که یک نفر مرا ترک موتورش گذاشته و به طرف اورژانس هلال احمر برد. آنقدر خونریزی زیاد بود که اورژانس نتوانست کاری انجام دهد و در آن شلوغی یک نفر که خداوند انشاء ا.. خیرش دهد مرا با ماشین به بیمارستان ساسان برد. اورژانس ساسان اقدامات اولیه درمانی را انجام داد ولی بعد که قرار شد مرا به اطاق عمل منتقل کنند گفتند باید اول مبلغ عمل را پرداخت کنید زیرا نمی توانیم با بیمه تکمیلی ایشان را پذیرش کنیم برای اینکه در اثر شورش  خیابانی مجروح شده اند و همسرم با گریه و زاری می گفت: شوهرم جانباز شیمیایی است و از طرف سپاه و بسیج ماموریت داشته تا اغتشاشات را آرام کند ولی آنها قبول نمی کردند اصلا جو بیمارستان بر علیه ما بود.

وی افزود: به وساطت یکی از مسوولان بخش عمل انجام شد و قرار شد نامه ای از سپاه برای بیمارستان بیاوریم. البته کارت جانبازی و دفترچه بیمه مارا به عنوان وثیقه گرفتند.

محمد حسین رجب زاده در خصوص اغتشاشگران گفت: آرزو دارم زمانی که آنان را دستگیر کردند به آن جوانی که مرا چاقو زد بگویم به کدامین گناه قصد کشتن مرا داشتی؟
رجب زاده در ادامه گفت: صحنه ها و چهره هایی را که میدیدم و فحاشی هایی را که می شنیدم از طرف حامیان موسوی، کروبی، رضایی یا احمدی نژاد نبودند بلکه تمامی آنها اصلا نظام را قبول نداشتند. آنها به رهبری، ریاست جمهوری و کل نظام فحاشی می کردند و تنها خواسته آنان سرنگونی نظام بود...

محمد حسین رجب زاده متولد سال 1331 در تهران است. کشاورز زاده ای که با لقمه های حلال رشد کرد و دستانش را با پینه های زبر آشتی داد تا نکند دست بر سینه جلوی نامردان روزگار تا کمر خم شود. محمد حسن از همان دوران جوانی زیر بار زور نمی رفت و به قول معروف جگری داشت به اندازه وسعت دریا. به خصوص زمانی که با تنها فرزند خردسالش در میدان ژاله شعار مرگ بر شاه سر می داد یا اینکه در خیابان شهید نجات اللهی امروزی با شهید طالقانی روی وانت شعار می دادند در هر حال در تمام صحنه های انقلاب حضوری پر رنگ داشت. آن روزها در شرکت لوازم گاز سوز جواهریان مشغول به کار بود وقتی که زنگ جهاد به صدا درآمد کار را رها کرد و از سال 1360 با ثبت نام در لشگر محمد رسول ا.. در جبهه جنوب رزمنده شد تا دوباره از دین و خاک وطن دفاع کند.

محمد حسین رجب زاده از سال 60 تا 65 در مناطق عملیاتی فتح المبین، دشت عباس، سوسنگرد، بستان، والفجر مقدماتی، خیبر و شلمچه حضور داشت. او که با یک دستگاه تویوتا سقای دشت کربلای جنوب بود از دوستان بهشتی اش به نیکی یاد می کند دوستانی که همه شما با نام نیک آنها آشنایید. شهید همت، شهید باکری، شهید چمران و... محمد حسین در خیبر دوش به دوش همت، در سوسنگرد با چمران و در بدر با باکری بود. چه سعادتی خوشا به حالش. وقتی که از خاطرات زیبا و بیاد ماندنی به فرماندهان بزرگ جنگ تعریف می کرد چشمانش قرمز می شد و صدایش می لرزید. می گفت: نیمه های شب باکری را دیدم که پوتین سربازها را واکس می زد و لباسهایشان را می شست و ابراهیم همت که وقتی در صبحگاه مشترک دوکوهه حضور داشت ارتشی و سپاهی به عشق او زودتر از هر روز از خواب بیدار می شدند تا صلابت فرمانده خیبر شکن را نظاره کنند.

امروز 20 سال است که از جنگ می گذرد و محمد حسین جانباز شیمیایی جنگ تحمیلی روزها و شبها با سرفه ها و خس خس سینه زندگی می کند. نگاه به چهره کبود و ملتهب محمد حسین این سوال را پاسخ می دهد که آیا اگر باز هم جنگ شود شما می روید؟ و این جواب را می یابی که به رهبر بگوئید من هنوز رزمنده ای زنده ام ....  
پایان پیام

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در پنجشنبه چهارم تیر 1388 و ساعت 3:7 قبل از ظهر |

توجه توجه از طریق سایت اینترنتی پرسیان سی ان ان دات نت تمامی تلویزیونهای پارسی زبان   و کلیه عکسها و ویدئوهای تظاهرات  را در سراسر جهان ببینید صفحه که باز شد خوب همه جا را بخوانید و دیگران را خبر کنید

دولتت خفته باد اهریمن خوابت آشفته باد اهریمن

با یک کنگره مردمی و دولت موقت بلندگوی ملت قهرمان شویم

ترانه عشق وطن  و سه نیک جهان در پندار گفتار و کردار

اگر رستاخیز مردمی بلندگوی فراگیر و همبسته در خارج نداشته باشد اینهمه جانفشانی چه میشود

علی خامنه ای و دوئل با رفسنجانی

با شعار الله اکبر هم فرزندان دلیر ایران را میکشند پس از شعارهای اسلامی دوری کنیم

در تظاهرات خارج از کشور پرچم سه رنگ ملی با شیر و خورشید و نشان فروهر را ببریم و از نفوذیهای خامنه ای و هاشمی نترسیم

با الله اکبرشان هم ما را میکشند پس وارد کلک خامنه ای نشویم ماحکومت دینی نمیخواهیم شعار دینی هم نمیدهیم چه در داخل چه در خارج شعارها و نشانهای ملی مینی را شهرفرنگ پاریس رایگان در اختیار شما میگذارد

اسامی گمشدگان و زندانیها و کشته ها را جمع آوری کنیم وروی نت بگذاریم حتی اگر خانواده میترسند دوستان و آشنایان خبر بدهند

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در پنجشنبه چهارم تیر 1388 و ساعت 3:2 قبل از ظهر |
 ویدئوهائی کوتاه با شعر و ترانه بهمراه عکسهای تظاهرات

دولتت خفته باد اهریمن خوابت آشفته باد اهریمن صدای  سیاوش اوستا سروده مسعود سپند و  ترانه ای  با صدای  داریوش  در رابطه با رستاخیز نوین ملت ایران تظاهرات و انتصابات و انتخابات ملاهای تهران و شورشی مردمی با بهانه کردن میرحسین موسوی کروبی محسن رضائی احمدی نژاد

دولتت خفته باد اهریمن

 

 امشب زغمت میان خون خواهم خفت و ترانه فدائی از مسعود امینی با صدای داریوش

امشب زغمت میان خون خواهم خفت

همان اهریمن است الله سروده م امید ترانه داریوش

همان اهریمن است الله

سه نیک جهان

ترانه عشق وطن سه نیک جهان

بنام آنکه وستایش کتب است چراغ راه دینش آفتاب است  صدای سیاوش اوستا سروده پورداود ترانه بویز

بنام آنکه وستایش کتب است چراغ راه دینش آفتاب است

زشیر شتر خوردن و سوسمار صدای سیاوش اوستا  سروده پیروز پارسی ترانه داریوش

زشیر شتر خوردن و سوسمار صدای سیاوش اوستا

ترانه ای از دکتر مختاباد

Dr mokhtabad tazahorat iran

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در چهارشنبه سوم تیر 1388 و ساعت 7:29 بعد از ظهر |

عکسی از یک دختر خانمی با علامت های سبز در تظاهرات قبل از این درگیری در تظاهرات آرام گذاشته بودند و گفته بودند که عکس ندا قبل از درگیری است

 در حالی که این تصاویر ربطی به ندا ندارد.

آن دختر عکس آقای موسوی را در دست دارد، به نوعی به نظر می رسد طرفداران آقای موسوی ند ا را به او ربط داده اند

 ندا هرگز طرفدار هیچ یک از این دو گروه نبود، ندا خواهان آزادی بود، آزادی برای همه "

ندا آقا سلطان، در درگیری های روز شنبه ۳۰ خرداد در تهران در اثر اصابت گلوله به قلبش کشته شد.

تصاویر ارسالی از لحظه مرگ ندا آقا سلطانی و عکس های مخابره شده از این دختر جوان بلافاصله در سایت ها و رسانه های خبری مختلف در سراسر جهان به عنوان نمادی از کشته شدگان درگيری های پس از انتخابات رياست جمهوری در ايران منتشر شد.


کاسپین ماکان، نامزد ندا آقا سلطان روز دوشنبه ۱ تير در گفت و گو با بخش فارسی بی بی سی با اشاره به اینکه ندا بهمن ماه امسال ۲۷ ساله می شد، گفت:"هدف ندا آقای موسوی یا احمدی نژاد نبود، هدفش وطنش بود و برايش اهمیت داشت که در این راه قدم بردارد. بارها اشاره کرده بود که حتی اگر جانش را از دست بدهد و گلوله به قلبش بخورد،که اتفاقا گلوله به قلبش خورد، در همين راه قدم برخواهد داشت. ندا با سن کمش درس بزرگی به خیلی ها داد."

آقای ماکان در باره روز حادثه گفت:"وقتی که این اتفاق افتاد، ندا از درگیری ها دور بود، یعنی در خیابان های فرعی نزدیک امیرآباد بود. حدود یک ساعتی با استاد موسیقی اش در ماشین پشت ترافیک نشسته بود، از گرما و خستگی کلافه و از ماشین پیاده می شود. اما براساس تصاویری که مردم ارسال کرده اند،احتمالا نیروهای لباس شخصی و بسیجی در تیراندازی با نشانه گیری به قلبش می زنند."

کاسپین ماکان نامزد ندا آقا سلطان گفت:"چند دقیقه بیشتر طول نکشید، بیمارستان شریعتی نزدیک بود، حاضران سعی می کنند ندا را با اتومبیل به اورژانس ببرند اما قبل از انتقال به بیمارستان، او در دست استاد موسیقی اش جان می دهد."

آقای ماکان در گفت و گو با بخش فارسی بی بی سی افزود:"جسدش را دیروز با زحمت زیاد توانستیم تحویل بگیریم. البته جسد ندا در پزشکی قانونی تهران نبود، در پزشکی قانونی خارج از تهران بود. مسئولان پزشک قانونی خواستند که بخش هایی از بدنش از جمله قسمتی از استخوان رانش را بگیرند، پزشکی قانونی نگفت برای چه کسی اعضا را می خواهد استفاده کند، هیچ توضیحی در این زمینه داده نشد. خانواده موافقت کرد برای اینکه زودتر جسد را تحویل بگیرند، چون ممکن بود همین موضوع باعث تعویق تحویل جسد بشود. جسد را در قطعه ای از بهشت زهرا یک شنبه 31 خرداد هنگام عصر دفن کردیم، البته کسان دیگری هم که در درگیری ها کشته شده بودند را هم آنجا آورده بودند، انگار منطقه از پیش برای این افراد تعیین شده بود."

آقای ماکان در خصوص هزینه تحویل جسد نیز گفت: "در حال حاضر هزینه ای به طور مشخص پرداخت نشده، مقامات امنیتی ایران طی حکم های مختلف به بیمارستان ها، کلینیک ها و جراحان و پزشکی قانونی عنوان کرده بودند که نباید گواهی فوت براثر شلیک گلوله باشد، مسلما به این دلیل که در آینده شکایت بین المللی توسط خانواده ها به عمل نیاید . البته من هنوز برگه ترخیص ندا را ندیده ام اما در چند روز آینده از پدرش برگه را می گیرم."

آقای ماکان با توضیح در مورد ممانعت از برگزاری مراسم برای ندا آق سلطان گفت:"دوشنبه یکم تیرماه ساعت دو ونیم قرار بود در مسجدی در خیابان شریعتی بالاتر از سید خندان مراسمی داشته باشیم، اما بسیجیان و مسئولان مسجد اجازه برگزاری ندادند، چون به نظرشان هرج و مرج می شود و نمی خواهند درگیری به وجود آید. چون می دانند که ندا مظلومانه رفت و می دانند که همه مردم در ایران و خارج از ایران متاسف شدند، و شاید پیش بینی می شد جمع کثیری از مردم حاضر شوند، به هر صورت فعلا اجازه برگزاری هیچ مراسم عمومی را نداده اند. "

در همين حال، شاهدان عينی به بخش فارسی بی بی سی گفتند که عده زيادی برای برگزاری مراسم در مقابل مسجد الرضا در ميدان نيلوفر تهران جمع شده بودند، اما نيروی انتظامی با بيرون کردن جمعيت از مسجد و متفرق کردن آنها، اجازه برگزاری مراسم را نداد.

آقای ماکان همچنين با اشاره به برخی تصاویر ویدئوهای جعلی که از ندا در سایت ها منتشر شده نیز گفت:" من توی بعضی از سایت ها می گشتم از جلمه" آی ریپورت"، عکسی از یک دختر خانمی با علامت های سبز در تظاهرات قبل از این درگیری در تظاهرات آرام گذاشته بودند و گفته بودند که عکس ندا قبل از درگیری است. در حالی که این تصاویر ربطی به ندا ندارد. آن دختر عکس آقای موسوی را در دست دارد، به نوعی به نظر می رسد طرفداران آقای موسوی ند ا را به او ربط داده اند. اما این طوری نیست. ندا فوق العاده به من نزدیک بود، ندا هرگز طرفدار هیچ یک از این دو گروه نبود، ندا خواهان آزادی بود، آزادی برای همه. "

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 11:33 بعد از ظهر |

مردمی که همه خوابها را بر آشفتند و  خفتگان را از خواب ۳۰ ساله بیدار کردند

مردم دلیر و شجاع ایران از تمامی اپوزیسیونهای قلابی و رنگارنگ و سیاستمداران و سازمانهای خبری جاسوسی جهان پیشی گرفتند و با رستاخیز نوین خود همه خوابها را بر آشفتند و  خفتگان را از خواب ۳۰ ساله بیدار کردند  امروز همه ما همراه و همگام با ملت قهرمان ایران در جهت ابطال انتخابات و حذف ولایت فقیه و تمامی ارگانهای وابسته چون خبرگان شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت و قوه قضائیه و مجلس شورا با آنها همراه و هم گامیم تا با اعتصابات سراسری و شعارهای ملی میهنی راه نوینی را برای تاریخ پر افتخار هفت هزارساله بگشایند و دفتر خشم و خون و استبداد اسلام سیاسی را که ۱۴ قرن ما را قربانی کرده است را برای همیشه ببندند

Jack Lang :

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 11:3 بعد از ظهر |

کانال پنج تلویزیون فرانسه طی گزارشی از رستاخیز نوین مردم ایران  از تلویزیون پارس بعنوان یکی از معتبرترین تریبونهای جنبش مردم ایران یاد کرده و طی گفتگوئی با مهندس امیر شجره مدیرعامل پارس نظر وی را در رابطه با رستاخیز نوین ایران پرسید مهندس امیر شجره به گزارشگر تلویزیون فرانسه گفت که مردم ایران موسوی را بهانه کرده و از او فراتر رفته و میروند تا به آزادی کامل دستیابند  مهندس امیر شجره اضافه کرد که ما فریاد و صدای پر طنین ملت ایران را منعکس میکنیم  وسخنگو و بلند گوی جانفشانی های آنها هستیم ما برنامه های عادی خود را رها کرده و تمامی برنامه سازان ما بطور مرتب ویدئوها و عکسهای رسیده از تهران را پخش میکنند مهندس امیر شجره  گفت با استفاده از رایانه و نت ورک میلیونها خبرنگار جوان و مردمی  در ایران لحظه به لحظه جهان را با تصاویر خود تغذیه خبری  میکنند

این گزارش در بخشهای مختلف خبری تلویزیون فرانسه پخش میشود

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 9:23 بعد از ظهر |

بیاد ندای مهربان و دیگر نداهای بخون خفته خرداد لاله گون دیگری در ایران اهورائی

La mort de la jeune femme a donné un visage aux répressions subies par les opposants en Iran.

پایان کار دیکتاتوری در ایران

1 پایان کار دیکتاتوری در ایران

 2 حزب الله از لبنان برای سرکوب ملت

2 حزب الله از لبنان  برای سرکوب ملت

4 چرا کروبی و موسوی به نماز جمعه... نرفتند زیرا به عدالت خامنه ای باور ندارند خامنه رفقای ۵۰ ساله اش که همگی دزد و فاسد هستند را تائید کرد اما ملت بزرگوار ایران را سرکوب کرد این ملاهای نابکار حتی شجاعت جنگیدن تن به تن با خود راندارند و ملت را در رده های پائین به صحنه می آورند تا در قله ی بالا رژیم بهتر معامله کنند   اما این بازی پایانی آنها ست

4 چرا کروبی و موسوی به نماز جمعه نرفتند

www.persiancnn.net

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 7:33 بعد از ظهر |

برای دیدن تازه ترین ویدئوهای تظاهرات ایران و جهان در پشتیبانی ازخیزش خونین ملت ایران اینجا کلیک کنید

http://www.youtube.com/profile?user=mehrtv&view=favorites

کشته شدن دختر جوان توسط لباس شخصی

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 4:50 بعد از ظهر |

فائزه هاشمی دختر رفسنجانی آزاد شد

طبق گزارش بخش پارسی بی بی سی  فائزه هاشمی دختر اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام  که روز گذشته بازداشت شده بود، آزاد شد

این نهایت بی شرمی و بی عدالتی ست که جنگ را در رده ملت قهرمان ایران در کوچه و خیابان نگهدارند اما فرزندان سران نظام که فرماندهان شورش هستند حتی ساعتی را در بازداشت بسر نبرند ملت ایران با این بی عدالتیهای نظام اسلامی طعمه جنگ قدرت نخواهد شد و کل نظام را با عمامه سپید و سیاه با ریش و بی ریش و غیره را از ایران بیرون خواهد کرد

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 0:16 قبل از ظهر |

دکتر مهدی خزعلی  توسط بخشی از نیروهای انتظامی میهن دوست فراری داده شده است

امروز یکشنبه ۳۱ خرداد ماه ساعت ۲۱ بوقت پاریس  دکتر مهدی خزعلی از تهران طی گفتگوئی با سیاوش اوستا در پاریس از مخفیگاش گفت پس از درگیری دیروز وی در تظاهرات تهران و ضرب و شتم وی توسط بخشی از نیروهای انتظامی میهن دوست فراری داده شده است وی هم اکنون حال خوبی ندارد دکتر مهدی خزعلی گفت که به دفتر ایشان حمله و درب و شیشه ها را شکسته اند سایت اینترنتی دکتر خزعلی نیز دوباره فعال شد

http://www.youtube.com/profile?user=mehrtv&view=videos

1- خزعلی: دکتر احمدی نژاد بیمار روانی

خزعلی: دکتر احمدی نژاد بیمار روانی

 

تازه ترین ترانه خونین مختاباد بیاد شهیدان ایران ۳۰ خرداد ۷۰۳۱ آریائی میترائی

http://persiancnn.net

فائزه هاشمی رفسنجانی دستگیر شد

 فائزه پیش از این در نشریه زن دیدگاه های ضد نظام توتالیتر ولایت فقیه را مطرح کرده بود که منجر به توقیف آن شد

 برای آزادی تمامی زندانیان سیاسی تلاش جهانی کنیم

http://www.youtube.com/user/mehrtv

گفتگو با اسماعیل وفا یغمائی

گفتگوی سیاوش اوستا با چکامه سرای آزاده اسماعیل وفا یغمائی و م ساقی ویدئو ها را در هفت قسمت ببینید

http://www.youtube.com/profile?user=avesta7000&view=videos

1 vafa yaghmai & Saghi

 

گفتگوی سیاوش اوستا با بهمن مقصود لو سینماگر برجسته ایرانی مقیم نیویورک

1bahman maghsoudlou awesta 0000

ویدئو ها را در هفت قسمت ببینید

 

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 0:0 قبل از ظهر |

نوشته سیاوش اوستا

صدور دموکراسی امریکائی برای خاورمیانه در صفحه دو عصر امروز بخوانید

کنترل بهتر نظامها با دموکراسی امریکائی در نیمروز بخوانید

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 10:10 بعد از ظهر |
IRAN, The Last Word

در این ویدئو ببینید شرف شجاعت مهر و خشم و پایداری ایرانی را

مهربانی آریائی را با چماق بدست ببینید

گرد آفریدی دخت آریائی ببینید

درود بر این جوانان سپاس برین مهر ورزان

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 3:17 قبل از ظهر |
ایرانی به ایرانی شلیک نمیکند حزب الله از لبنان و عراق و چچن و بوسنی برای سرکوب ملت ایران به تهران آمدند آقای خامنه ای تنهای تنها مانده است حتی فرزندان و خواهران و برادرانش و فرزندان آنها می را قبول ندارند پس از مصاحبه سیاوش اوستا با دکتر مهدی خزعلی که مطرود پدش شده است و طرح مسئله نماز جمعه و اقتدا کردن به آقای خامنه ای یعنی قبول عدالت او و تائید انتخابات .... کروبی و موسوی به نماز جمعه نرفتند یعنی دیگر به ولایت فقیه و نظام اسلامی باور ندارند امروز جهان از مردم ایران پشتیبانی میکند و جوانان خودشان رهبری و برنامه ریزی نبرد را بدست گرفته اند و بزودی ایران را آزاد میکنند امروز آقای خامنه ای در برابر اکثریت ملت ایران و افکار عمومی جهان قرار گرفته است وی هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری و دیگر ملاهای دزد را در نماز جمعه تبرئه کرد و مردم را محکوم به سرکوب کرد که از امروز شروع شده است اما این پایان کار دیکتاتوری در ایران است ۲۷ کشور اروپائی و سرکوزی از مردم ایران پشتیبانی کردند

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در شنبه سی ام خرداد 1388 و ساعت 11:6 بعد از ظهر |

دوئل هاشمی و خامنه ای و جوانان ما گوشت قربانی قدرت و ثروت اینها و پروژه جدید رژیم پس از سی سال

به خیبابانها برویم  اما با تصاویر شهدا با تصاویر بابک و مزدک و مانی و زرتشت

جنگ گرگها علنی شد: به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»،  آيت الله خامنه اي، ...در خطبه هاي نمازجمعه امروز تهران د: آقاي هاشمي در حساس ترين مقاطع در خدمت نظام و انقلاب بوده و البته من در موارد متعددي با آقاي هاشمي اختلاف نظر دارم .....البته بين ايشان و رئيس جمهور از همان سال 84 اختلاف نظر بود و الان هم هست؛ هم در زمينه اجراي عدالت اجتماعي و هم خارجي و هم فرهنگي  نظر آقاي رئيس جمهور به نظر بنده نزديك تر است./انتهاي

مهربان یارن    بنام اسلام  سیاسی ۱۴ قرن ما را قتل عام کرده اند از دادن شعارهای دینی پرهیز کنید از فردای تازش تازیان به ایران مردم ما و رهبران آزادیبخش قربانی شده اند از قیام مختار امام وقت حمایت نکرد از قیام ابومسلم  امام وقت حمایت نکرد از قیام بابک خرم دین امام وقت حمایت نکرد از جنبش امروز شما نیز موسوی حمایت نخواهد کرد پس رهبری را خودتان در دست بگیر با شعار نظامی غیر دینی و برابر طلب

امروز نیز رهبر جمهوری اسلامی دستور سرکوب تظاهرات را داد پس چرا مصلحت اندیشی کنیم و باعکسهای آنها و شعارهای آنها به خیبابانها برویم  به خیبابانها برویم  اما با تصاویر شهدا با تصاویر بابک و مزدک و مانی و زرتشت

  از شعارهای اسلامی پرهیز کنیم!

مهربان یاران گرامی و دلیران سرزمین آریائی از ۱۴۰۰ سال پیش تا به دیروز ما را با شعار الله اکبر یعنی بت بزرگتر قبیله قریش قتل عام کرده اند از شعارهای اسلامی پرهیز کنیم! و اجازه ندهیم که به هر بهانه ای تصاویر خمینی جلاد که نیم میلیون ایرانی را در جنگ بکشتن داد و ۱۵۰ هزار نفر را اعدام کرد در کنار عکس خامنه ای و خاتمی و میر حسین موسوی روی دستهای تو سط همان چاقو کشها اما با شعار سبز در صفوف تظاهرات رخنه کند امروز رهبری جنبش در دست تو جوان ایرانی و گرد آفرید آریائی است و همه ما با سالها ادعای مبارزه سرباز تو دخت و پور ایرانیم رهبریت را بدست موسویها مده فردا بسان پدرانتان که خمینی را رهبر کردند پیشیمان خواهید بود و شرمسار فرزندانتان    رهبر و پیشوا و امام  مردم ناتوان و تهدیدست و ستمدیده شما آزادگان دلاور ایرانی هستید خود را سازمان بدهید و با برنامه و تشکیلات نبرد را رهبری کنید موسوی با رفسنجانی و خامنه ای معامله خود را کرده اند تو بهوش باش! مهربان یار گرامی! 

با شعار الله اکبر و با تصاویر خمینی در تلاشند تا شورش پر شکوه مردم بپاخاسته را منحرف کنند

مهربان یاران با درود و سپاس از شورش پر شکوه مردم ایران بدانید و آگاه باشید که باند رفسنجانی همچنانکه میلیونها دلار در داخل برای نامزدهایش خرج کرد امروز نیز میلیونها دلار در رسانه ها و میان روشنفکرنماها هزینه میکند تا خودش و موسوی را بعنوان رهبر انقلاب مردم جا بیندازد و سالیان سال نظام اسلامی را با رنگی دیگر پایدار نگهدارند لذا میبینیم که با شعار الله اکبر و با تصاویر خمینی در تلاشند تا شورش پر شکوه مردم بپاخاسته را منحرف کنند رسانه های بیگانه و خود فروش به کسی نمیگویند که میرحسین موسوی خامنه فامیل خامنه ای و از بیست سال پیش تا به امروز نماینده خامنه ای در مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضوستاد انقلاب فرهنگی میباشد و همین دو روز اخیر هرروز  از مردم خواسته است تا تظاهرات نکنند...  پس ما باید از جنبش مردم پشتیبانی کنیم و لی مردم اجازه ندهند که بخشی از نظام اسلامی رهبری جنبش را بدست بگیرد و اگر خانواده پهلوی بمیدان رهبری نیایند    جوانان ما خودشان باید در تمامی شهرها و محلات داخل کشور یک شورای رهبری تشکیل بدهند و رهبری جنبش را خودشان بدست بگیرند

نظام اسلامی پس از سی سال بی بخاری اپوزسیونها ی خارج اپوزیسیون اسلامی خودش را موفقانه ساخت و در جهان جا انداخت برهبری موسوی و رفسنجانی و با تصاویر خمینی و شعار الله اکبر آنهم اللهی که سی سال است مردم ما بنامش کشته شدند آواره شدند زندانی و شکنجه شدند و دهسال همین موسوی رئیس اجرائیه بود و بیست سال هم نماینده خامنه ای در مجمع تشخیص مصلحت نظام تا به امروز !!! کی بیدار میشیم ما

 

ما آماده ایم در کنار جوانان وطن در خاک میهن کتک بخوریم و گلوله دریافت کنیم  در پی قطع ماهواره به پرسیان سی ان ان دات نت رفته و تازه ترین خبرها و برنامه ها را یا بطور لایو و یا با مراجعه به آرشیو پرسیان سی ان ان دات نت ببینید این ایمیل را برای دیگران نیز روان کنید و با تفن و ایمیل و فاکس آمادگی خود را برای سفر به ایران به شاهزاده خبر دهید و از ایشان بخواهید تا آماده سفر شوند

www.PersianCnn.net

به همراه شهبانو فرح و شاهزاده رضا پهلوی همه با هم به میدان اصلی نبرد یعنی ایران برویم  و گرنه جمهور اسلامی کلاه بزرگی بر سر ملت ایران خواهد نهاد

Mahmoud Ahmadinejad et Mir Hossein Mousavi, lors du débat télévisé du 3 juin 2009 à Téhéran. | AP/Dehghan

 مهربان یاران با درود فراوان و مهر بسیار رژیم اسلامی در نظر دارد تا پیش از پنج شنبه نتیجه انتخابات  (انتصابات) را همچنان بنفع احمدی نژاد تائید کرده و از روز جمعه به بهانه نماز جمعه با بمیدان آوردن نیروهای بسیج و سپاه مردم را سرکوب کند  اگر ملت خردگرا و آزادیخواه و مردم سالار از آنچه امروز در ایران جریان دارد بهره بهینه را  نبرند وچه میرحسین موسوی برنده شود و یا احمدی نژاد ابقا شود ملت ایران زیان خواهد کرد زیرا در صفوف هر دو گروه تصاویر آقای خمینی و شعار الله اکبر حضور دارد بدین رو از شهبانو فرح پهلوی و شاهزاده رضا پهلوی میخواهم که اعلام سفر چند صد هزارنفری به ایران را پشتیبانی کرده و شخص من و انبوه مهربان یاران همراه با شهبانو فرح پهلوی و شاهزاده رضا پهلوی به ایران و میدان واقعی نبرد  رفته و در کنار ملت قهرمان و دلیر ایران اجازه ندهیم که جلادان و جنایکاران دهسال نخست انقلاب امروز رهبری احساسات پر شور و پاک و اهورائی ملت ایران را ار آن  خود کنند تا روی دیگر سکه حکومت اسلامی سی سال دیگر پایدار بماند

سیاوش اوستا ۲۶ خرداد ماه ۷۰۳۱ آریائی میترائی

دوئل هاشمی و خامنه ای و جوانان و مردم ما گوشت قربانی قدرت و ثروت اینها

مردم بیگناه و آزاده و پاک اندیش ما طعمه قدرت جوئی و دوئل هاشمی و خامنه ای شده اند
از غیبت رفسنجانی و میرحسین و کروبی در این تظاهرات که بچه های ما در خیابانها کشته میشوند و کتک میخورند متعجب نشوید کل نظام را نفی کنید و دیگر بار بازیچه نشویم چون اینها پیشاپیش با پذیرش حکم حکومتی و ولایت مطلقه فقیه تقلب را پذیرفته بودند و ۴ سال پیش هم که کروبی و رفسنجانی داد تقلب زدند ولی باز زیرتعهدشان به حکم حکومتی و ولایت مطلقه فقیه 85 درصد از مردم را بردند پای صندوقها

آزادگان ایرانی بهوش باشید تا کشته و زخمی نشوبد اجازه بدهید و از سران دزد و جنایکار رژیم با هم رو در رو بشوند و شما نازنین ها بازیچه و طعمه قدرت نمائی آنها نشوید همیشه از سی سال پیش تا حالا بخشی از نظام فریاد تقلب در انتصابات را داده و دیگری تکذیب کرده است حتی همی میر حسین موسوی بیست و پنج سال پیش که نخست وزیر بود و رقبا فریاد تقلب دادند همین حرفهای امروز شاگرد دیروزش احمدی نژاد را تحویل مردم داد

و مگر چهار سال پیش همین کروبی  و رسمجانی  گریه نکردند و گفتند تقلب شده خوب حالا چه فرقی با چهار سال پیش؟ که با صرف میلیونها دلار مردم را تشویق به شرکت و مشروعیت بخشیدن نظام کردند

میدانید شخصیتهای مشهور حامی اصلاح طلبان میلیونها  دلار پول گرفتند و حامی شدند  احمدی نژاد هم از امکانات فراوان دولتی استفاده کرد 

چرا کسی از پولهائی که گرفتند  و از کروبی و موسوی دفاع کردند و مردم بدبخت را بازی داده و میدهید حرفی نمی زند  ویدئو ۴ سال پیش کروبی را ببینید مگر نظام چه فرقی کرده بود که با ز مردم را به بازی گرفتند

چرا کسی از پخش یک میلیون مانتو مجانی ساخت چین حرفی نمی زند؟
بر اساس اعلان نتاج آرا ۱۴ میلیون نفر به سه نامزد دیگر رای داده اند و اینها را نباید کتک زد هر سه نامزد بعلاوه رئیس و پول رسان آنها یعنی آقا ی هاشمی رفسنجانی بارها و بارها اعلام کردند که حکم حکومتی و ولایت مطلقه فقیه را قبول دارند  و می پذیرند  و سی سال است که اینها تقلب کرده اند و انتصاب کرده اند و همین میرحسین موسوی و کروبی که امروز مظلوم نمائی میکنند  امروز صبح دست رهبر را بوسیدند و فردا هما ن آش و همان کاسه خواهد بود  چرا کسی به کسی نمیگوید که هم اکنون و از سالها پیش میرحسین موسوی منصب خامنه ای در دو ارگان بزرگ و مهم حکومتی است؟ میرحسین موسوی  سالها ست ه نماینده خامنه ای در شورای فرهنگی و مجمع تشخیص نظام است

میرحسین موسوی در تمامی متینگهایش زنش را پیشاپیش خود همراه دارد اما آنگاه که شاگرد و پادوی دیروزش احمدی نژاد مدک تقلبی همان زن را نشان میدهد طرف فریاد وا ناموسا سر میدهد که چرا عکس دو در سه زنش را نشان داده است آیا مردم و جوانان چند میلیونی ما که دیگر بار بازیچه بی بی سی ها شده اند اینها را میدانستند؟ اینها اسرار و اگاهیها و اسرار مگوئی میباشد که سیاوش اوستا سی سال است میگوید و مینویسد

در این بازی رندانه نظام اسلامی که میرحسین موسوی ساده  لوح قربانی لبخند هاشمی رفسنجانی لیبرال ثروت اندوز و سید علی خامنه ای رهبر مستبد و دیکتاتور ملاهای سرخ ایران شد مردم جهان یکبار دیگر در برابر دو پلیس خود و بد مثال امریکائی  قرار گرفتند لذا از شاهزاده رضا پهلوی درخواست میشود که مردانه بمیدان نبرد رادیکال برای خذف نظام اسلامی بیاید که شرایط از این بهتر و تنور از این داغتر هرگز پدید نخواهد آمد و اگر ایشان میخواهد همچنان به بیانیه و سخنرانی و مصاحبه بی تشکیلات ادامه بدهد ما شاهزاده علیرضا پهلوی را فریدون وار به میدان فرا خواهیم خواند تا درفش پیروزی را در دست بگیرد زیرا فرصت داخلی و جهانی امروز را نباید از دست داد  و فورا در عرض ۴۸ ساعت آینده باید یک کنگره تغییر قدرت در ایران را با حضور هزارنفر از فرهیختگان ایرانی داخل و خارج سازمان بدهیم و با یک دولت موقت برهبری شاهزاده و شهبانو ایران را آزاد کنیم وگرنه وای بفردای مردم ما

سیاوش اوستا ۲۴ خرداد ماه ۷۰۳۱ آریائی میترائی

http://www.youtube.com/profile?user=mehrtv&view=videos

www.awesta.net      www.persiancnn.net

 
+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 و ساعت 4:45 بعد از ظهر |

در مصاحبه با العربیه آیت الله خامنه ای را دشمن ملت توصیف کرد

مخملباف : احمدی نژاد کودتاچی است و موسوی رئیس جمهور منتخب دبی- (العربیه)،محمد عبید

محسن مخملباف، کارگردان مشهور ایرانی طی مصاحبه ای با خانم جیزیل خوری، مجری برنامه ی "بالعربی" (به زبان عربی)، آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران و پرزیدنت محمود احمدی نژاد رئیس جمهور این کشور را دشمنان ملت ایران توصیف کرد ونه آمریکا.

مخملباف که در حال حاضر در تبعیدگاه خود در پاریس به سر می برد در این برنامه ی تلویزیونی که شامگاه پنجشنبه 2-7-2009، از کانال العربیه پخش شد اعلام داشت که احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نیست زیرا اکثریت ملت به میر حسین موسوی رای دادند اما احمدی نژاد در پی کودتا علیه ملت ایران به قدرت رسید .

مخلباف در این مصاحبه طولانی تصریح کرد ملت ایران 30 سال پیش برای دستیابی به عدالت وآزادی دست به انقلاب زد اما این خواسته برآورده نشد و 12 سال پیش تلاش کرد تحولی ایجاد کند که این امر نیز عملی نشد (انتخاب خاتمی) زیرا خامنه ای اجازه ی چنین خواسته ای را نمی دهد وهنگامیکه 4 سال پیش اصلاح طلبان از انتخابات دور شدند احمدی نژاد با کمترین آرا رئیس جمهور شد .

وی در ادامه گفت وقتی که ایرانیان برای سومین بار سعی کردند با شرکت در انتخابات اخیر وضعیت را تغییر دهند نظام حاکم بر ضد آنان دست به کودتا زد .

مخملباف افزود : ملت ایران خواهان دمکراسی است ونه بمب هسته ای، جویای صلح است ونه درگیری، اما هربار که ملت تصمیم گرفت شرایط را دگرگون کند، نظام دشمن خارجی را بهانه کرد، در حالیکه دشمن خامنه ای واحمدی نژاد است.

این کارگردان مشهور ایرانی، احمدی نژاد را متهم کرد که ثروت های ایران را از طریق دخالت در کشمکش های بین المللی بر باد داده است وبا عقب نشینی از حقوق ایران در دریای خزر به نفع روسیه سعی می کند حمایت این کشور از تولید بمب هسته ای را به دست آورد .

مخملباف در مصاحبه ی خود با العربیه از سازمان ملل متحد خواست در بحران کنونی ایران دخالت کند وبا ارسال هیاتی بر بازشماری آرا نظارت نماید تا مشخص شود که ملت ایران به کدام نامزد انتخاباتی رای داده است تا به آنچه که ملت ایران طالب آن است واقف گردد.

وی در پاسخ به سوالی درباره ی علل حمایت از موسوی گفت ملت ایران نسبت به انقلاب دچار سرخوردگی شده است بر همین اساس در صدد دگرگون کردن اوضاع از داخل ونه از خارج بر آمد، لذا به حمایت از میر حسین موسوی برخاست، زیرا از میان گزینه هایی که رژیم اجازه ی نامزد شدن را به آنان داد وی را صادق ترین فرد یافت .

وی خاطر نشان کرد : نظام حاکم در ایران اجازه ی به قدرت رسیدن بهترین ها را نمی دهد وملت ایران گزینه های متعددی را فرا روی خود ندارد، ملت مجبور است از میان لیستی که در مقابلش گذاشته شده فردی را برگزیند واین بار ایرانی ها میر حسین موسوی را انتخاب کردند.

http://www.alarabiya.net/articles/2009/07/02/77663.html

 

جنجال پرونده عباس پالیزدار به قله رهبری نظام اسلام رسید راز پنهان نامه توهین آمیز رفسنجانی

راز پنهان نامه توهین آمیز رفسنجانی به خامنه ای با سند و عکس از مراسم۱۵ خرداد

حسن خمینی و احمدی نژاد در برابر هزاران چشم و دهها دوربین رفسنجانی را مسخره کرده و به بی ریشیش خندیدند

سیاوش اوستا

حسن خمینی که پدرش بدست نظام اسلامی کشته شده است و احمدی نژاد هنگام ورود هاشمی رفسنجانی به او  میخندند

پیش از نامه سرگشاده هاشمی رفسنجانی به خامنه ای    رفسنجانی  به احمدی نژاد نت داد که جلو مردم و دوربینها بما نخند

جنجال پرونده عباس پالیزدار به قله رهبری نظام اسلام رسید و رفسنجانی و خامنه آی برای نخستین بار رودروی هم قرار گرفتند

حضور مسئولان نظام در مراسم بيستمين سالگرد ارتحال امام خميني (ره)

پس از اینکه مناظره موسوی و احمدی نژاد تریبون فریاد ها و افشاگریهای عباس پالیزدار شد اینک دو روز مانده به انتخابات رفسنجانی با نامه سرگشاده به خامنه ای وارد بازی انتخابات شده و احمدی نژاد راتهدید به نابودی کشور را تهدید به انفجار و شورش و خامنه ای را بسان بچه ای انگاشت..

وی در خطوط نخستین این امه از گروه عباس پالیزدار یاد کرده و ملت ایران و مخاطب های خود را نادان پنداشته و گفت دارائی ها او تو سط رئیس ابق قوه قضائیه بررسی شده است و کاستی در ثروت داشته اما زیاد ثروت نداشته است آیت الله یزدی که نامش در لیست عباس پالیزدار آمده است  فورا پاسخ داد که بررسی ما به دو سال پیش مربوط میشود و هر وز میتواند اتفاقات تازه ای بیفتد

حسن فیروز آبادی فرمانده ارتش گفت این نامه رفسنجانی توهین و تهدید آمیز به رهبری بوده است و هر چند رهبری بعد انتخابات جوابش را خواهند داد اما سپاه بسادگی از کنار این توهین نخواهد گذشت وی گفت  رفسنجانی و خاندانش  میلیاردها دلار از پول ملت را از ایران بیرون برده اند و  در سراسر جهان سرمایه گذاری کرده اند  وباشرق و غرب جهان شریک شده اند و مدیرانی با نامها و هویتهای غلط انداز را در صدر کمپانیهای خود نصب کرده اند و از زمان مک فارلن تا  مصباح در دادگاه میکینوس و موسوی در جاسوسی اتمی  و رکسانا صابری جاسوسی از مجمع تشخیص نظام برهبری جناب آقای رفسنجانی برای امریکا و بیگانگان کار کرده اند و ما بزودی مفاسد و خیانتهای این خاندان را از طریق  دادگاههای کشوری به پیشگاه  مردم معرفی خواهیم کرد

حسن خمینی و احمدی نژاد به بی ریشی هاشمی رفسنجانی میخندند و همین مسئله موجب عصبانیت رفسنجانی شد برای نوشتن نامه

حضور مسئولان نظام در مراسم بيستمين سالگرد ارتحال امام خميني (ره)

حسن خمینی که پدرش بدست نظام اسلامی کشته شده است و احمدی نژاد هنگام ورود هاشمی رفسنجانی به او  میخندند

حضور مسئولان نظام در مراسم بيستمين سالگرد ارتحال امام خميني (ره)

حسن خمینی و احمدی نژاد به بی ریشی هاشمی رفسنجانی میخندند و همین مسئله موجب عصبانیت رفسنجانی شد برای نوشتن نامه

حضور مسئولان نظام در مراسم بيستمين سالگرد ارتحال امام خميني (ره)

هاشمی رفسنجانی  به احمدی نژاد نت داد که جلو مردم و دوربینها بما نخند

حضور مسئولان نظام در مراسم بيستمين سالگرد ارتحال امام خميني (ره)

پیش از نامه سرگشاده هاشمی رفسنجانی به خامنه ای رفسنجانی  به احمدی نژاد نت داد که جلو مردم و دوربینها بما نخند

گفتگوي هاشمي و احمدي نژاد در مراسم بيستمين سالگرد ارتحال امام خميني (ره)

متن کامل نامه سرگشاده هاشمي رفسنجاني به خامنه آی

بسم‌الله الرحمن الرحيم
مقام معظم رهبري آيت‌الله خامنه‌اي زيده عزّه

هاشمی رفسنجانینامه اکبر هاشمی رفسنجانی به آیت الله خامنه ای

با نوشتن نامه بدون سلام و احوالپرسی رفسنجانی به خامنه ای بسیاری گمان کردند که خامنه ای از جهان رفته است هاشمی حتی عکسهای در حال نامه نویسی را نیز برای ما فرستاد!!! وی در نظر دارد که یا هاشمی شاهرودی عراقی را ره بر کند و یا خودش رهبر شود


متأسفانه اظهارات عاري از حقيقت و غيرمسئولانه آقاي احمدي‌نژاد در جريان مناظره با مهندس موسوي و مقدمه‌چيني‌هاي قبل و حوادث بعد از آن، خاطرات تلخ اظهارات و اقدامات منافقان و گروهك‌‌هاي ضدانقلاب در سالهاي اول بعد از پيروزي انقلاب و نيز تهمت‌زدن‌ها در انتخابات 84 و انتخابات مجلس ششم ولجن‌‌پراكني‌هاي باند پاليزدار كه در دادگاه محكوم شده را به نمايش گذاشت و از آنجا كه بخشي از اين اظهارات قبلاً در رسانه‌هاي دولتي و آتش تهيه آن در سخنراني مشهد مقدس مطرح شده، ادعاي اينكه مطالب او تحت تأثير فضاي مناظره گفته شده و فاقد برنامه‌ريزي قبلي است، پذيرفتني نيست و گويا براي تحت‌الشعاع قرادادن گزارشهاي مستند و مكرر ديوان محاسبات در خصوص مفقودالاثر بودن يك ميليارد دلار و ارتكاب چند هزار تخلّف در اجراي بودجه‌ها مي‌باشد و شايد هم رقيب اصلي خود را افتخارات ربع قرن انقلاب اسلامي مي‌داند.

ده‌ها ميليون نفر در داخل و خارج ناظر دروغ‌پردازي‌ها و خلافگويي‌هايي بودند كه برخلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلامي‌مان را نشانه گرفته بود.

زير سوال بردن تصميمات بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و تلاشهاي امام راحل و مردم مسلمان و متعهد و روحانيت عظيم‌القدر كه در نيم قرن گذشته با مجاهدت‌هاي خويش توانستند بناي باشكوه نظام اسلامي را ايجاد و مستقر و بالنده كنند، از اين بدتر نمي‌شد. دوران مشعشعي كه خود شما پشت سر امام(ره) در قامت مجاهد پيشتاز، رئيس‌جمهور و نهايتاً رهبري نظام نقش و مسئوليت‌هاي ممتازي به عهده داشته‌ايد.

نقطه قابل توجه دراين تهمت‌ها اين است كه غيرمستقيم، مقام ولايت در زمان رهبري امام راحل و جناب‌عالي كه هادي دولت‌ها بوده‌ايد و با اظهارات صريح، مديريت‌ها را مورد تأييد و تحسين قرارداده‌ايد، نشانه گرفته است.

* * *

بعد از جريان شوم 14 اسفندماه 1359 با ارشاد امام و بنيان‌گذار جمهوري اسلامي، شهيد مظلوم دكتر بهشتي و جناب‌عالي و اينجانب كه در شعارهاي مردمي به عنوان «سه ياور خميني» شناخته شده بوديم، با همراهي نيروهاي انقلابي و بخصوص نمايندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوري اسلامي توانستيم در جهت زدودن غبارهاي ابهامات و سم‌پاشي‌ها اقدامات مؤثري انجام دهيم و امام راحل درد آشنا با تشكيل گروه حقيقت‌ياب و داور، بخشي از حقايق را آشكار ‌كردند. نتايج آن، آگاهي بيشتر مردم و رسوايي فتنه‌گران و در نهايت نجات كشور از خطري بود كه دشمنان استكباري و ضد انقلاب طراحي كرده بودند.

البته اينجانب قصد ندارم كه دولت موجود را مثل دولت بني‌صدر معرفي كنم و يا سرنوشتي شبيه آن دولت را براي اين دولت بخواهم، بلكه مقصود اين است كه بايد مانع گرفتار شدن كشور به سرنوشت آن روزگار شد.

* * *

اينجانب براي پرهيز از آلوده‌شدن فضاي سياسي كشور در آستانه انتخابات به تشنجات بيشتر، از عكس‌العمل فوري كه مورد انتظار ملت است، خودداري كردم.

در مراسم بزرگداشت سالگرد امام(ره) به آقاي احمدي‌نژاد گفتم كه در اظهارات او خلاف‌گويي‌‌هاي فراواني وجود داشته و ادعاي كذب تماس تلفني من با يكي از سران عرب و ادعاي كارگرداني مبارزات انتخاباتي رقبا و اتهامات ناروا به جمعي از بزرگان نظام، از جمله جناب آقاي ناطق نوري و فرزندان من و بدتر از همه زيرسوال بردن اقدامات امام راحل را يادآوري و پيشنهاد كردم با صراحت اتهام‌هاي نادرست را پس بگيرد كه نيازي به اقدامات قانوني افراد و خانواده‌هايي كه ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تيرهاي ناسزاگويي قرار گرفته‌اند، نباشد.

از صدا و سيما هم خواسته شد كه فرصتي در اختيار طرفهاي ذيحق براساس مقررات سازمان قرار دهد كه از خود دفاع نمايند. گرچه در گذشته به بخشي از اين اتهامات پاسخ داده شده و رئيس قوه قضاييه وقت جناب آقاي يزدي در پايان كار رياست جمهوري اينجانب، در عمل به اصل 142 قانون اساسي رسماً اعلام پاكي و منزّه بودن خانواده رئيس‌جمهور و حتي كم‌شدن دارايي‌ها در دوران مسئوليت را نمودند، ولي تكرار اتهام تكرار جواب را مي‌طلبد.

مع‌الاسف، اين دو پيشنهاد خيرخواهانه عملاً پذيرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در سكوت‌شان ديدند و بي‌شك جامعه و بخصوص نسل جوان نيازمند اطلاع از حقيقت است. حقيقتي كه با اعتبار نظام و همدلي ملت ارتباط جدّي دارد و اگر محدود به حق چند نفر بود؛اقدام به نوشتن چنين نامه اي نمي كردم.

معتقدم جناب‌عالي بخوبي مي‌دانيد كه اينجانب و بسياري از بزرگان تأثيرگذار انقلاب و حتي خود جناب‌عالي از دوران مبارزه و سالهاي اول انقلاب و در تعدادي از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالي و ضدانقلاب بوده‌ايم و هميشه صبورانه تهمت‌ها و اهانت‌ها را پشت سر گذاشته‌ايم و در دور جديد تهمت‌ها و هجمه‌ها هم از حدود پنج سال پيش تاكنون دندان روي جگر دارم و بخاطر خداوند و مصالح انقلاب و كشور اندوه خويش را مكتوم مي‌د‌ارم و از اين جهت هم مورد گلايه بسياري از دلسوزان اسلام و انقلاب و بستگانم قرار مي‌گيرم ومهم اين است كه اينبار اين تهمت‌ها توسط رئيس جمهور و در رسانه ملي مطرح شده است. البته در موقع مناسب انحرافات و حق‌كشي‌هاي ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختيار مردم و تاريخ قرار خواهد گرفت،

تاريخ گواه است كه اكثريت مردم متعهد و انقلابيمان كمتر تحت تأثير خلاف‌گويي‌ها قرار مي‌گيرند و دليل آن آراء افتخارآميز مردم به اينجانب در آخرين انتخابات مجلس خبرگان رهبري است و نيز خوب مي‌دانيد كه در جريان انتخابات جاري، تاكنون به خاطر مسئوليت‌هاي رسمي ام در رسانه هامطلبي به نفع يا ضرر افراد و جريانهاي درگير در انتخابات نگفته‌ام و در موراد ضروري به كلياتي مبتني بر حضور حداكثري مردم در پاي صندوق‌ها و سلامت انتخابات اكتفا كرده‌ام و رسماً گفته‌ام برنامه شركت در انتخابات ندارم.

چهار نامزد موجود براي آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سياست اينجانب از من نظر نخواسته‌اند و بعد از نامزدي هم از اينجانب درخواست حمايت نكرده‌اند و اگر هم در جلساتي بهم رسيده باشيم، چيزي جز همان كليات فوق‌الذكر را از من نشنيده‌اند و اگر حزب يا گروهي در مورد جهت‌گيري در انتخابات نظر خواسته‌اند، گفته‌ام براساس آيين‌نامه خود عمل كنند و حقيقتاً آنها با تصميم‌خودشان و همكارانشان در صحنه‌اند و عمل مي‌كنند و انصافاً تهمت دست‌نشانده بودن آنان ستم و بي‌حرمتي غيرقابل توجيه است.

بجاست كه به اين حقيقت هم توجه شود كه احتمالاً عوامل دولت از نظر اينجانب مطلعند كه من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و كشور نمي‌دانم و خود جناب‌عالي هم از اين نظر من مطلعيد و دلايل آن را هم مي‌دانيد. ولي اين نظر را رسانه‌‌اي نكرده‌ام و خود عوامل دولت در اين مورد بزرگنمايي كرده‌اند كه هدف بزرگنمايي در آن مناظره روشن شد.

با اينهمه بر فرض اينكه اينجانب صبورانه به مشي گذشته ادامه دهم، بي‌شك بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نمي‌تابند و آتش‌فشانهايي كه از درون سينه‌هاي سوزان تغذيه مي‌شوند، در جامعه شكل خواهد گرفت كه نمونه‌هاي آن را در اجتماعات انتخاباتي در ميدانها، خيابانها و دانشگاه‌ها مشاهده مي‌كنيم.

اگر نظام نخواهد يا نتواند با پديده‌هاي زشت و گناه‌آلودي مثل تهمت‌ها، دروغ‌ها و خلاف‌گويي‌هاي مطرح شده در آن مناظره برخورد كند و اگر مسئولان اجراي قانون نخواهند و يا نتوانند به تخلّف‌هاي صريح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد كه فقط بعد از اثبات تخلّف در دادگاه قابل اعلان است، رسيدگي كنند و اگر فردي در موقعيت رياست جمهوري بدون مراعات ‌شأن منصب مقدسش خود را مجاز به ارتكاب چنين گناهان كبيره و اخلاق‌شكن عليرغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه مي‌توانيم خود را از پيروان نظام مقدس اسلامي بدانيم؟

رهبري معظم انقلاب؛

اكنون كه امام راحل (ره) آن پير فرزانه و حلّال مشكلات و ملجاء همه و يار صبور و ديرينه هر دوي ما آيت‌الله شهيد مظلوم دكتر بهشتي و بسياري از همسنگران قديم كه يا به فيض عظماي شهادت رسيدند و يا به ديار باقي شتافتند ؛ در بين ما حضور ندارند، شما مانده‌ايد و من و معدودي از ياران و همفكران قديم. از جناب‌عالي با توجه به مقام و مسئوليت و شخصيتتان انتظار است براي حل اين مشكل و براي رفع فتنه‌هاي خطرناك و خاموش كردن آتشي كه هم اكنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه كه صلاح مي‌دانيد اقدام مؤثري بنماييد و مانع شعله‌ورتر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن شويد.

لذا در فرصت باقي‌مانده ضروري به نظر مي‌رسد خواسته حق حضرت‌عالي و مردم در خصوص انجام انتخاباتي سالم و پرابهت و حداكثري تحقق يابد. كاري كه مي‌تواند عامل نجات كشور از خطر و باعث تحكيم وحدت ملي و اعتماد عمومي باشد و فتنه‌گران نتوانند با حدس و گمان نصّ پيامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحريف كنند و با ناديده گرفتن قانون، بنزين بر آتش‌افروخته بريزند.

سرچشمه شايد گرفتن به بيل چوپر شد نشايد گرفتن به پيل

دوست، همراه، و هم سنگر ديروز، امروز و فردايتان


 

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 و ساعت 5:1 بعد از ظهر |

کدام مافیای قدرت مصلحت نظام را تعیین میکند

دزدبگیران زندانی دزدان و کسانیکه دزدیهای ملاهای قدرتمند ایرانی نشسته در مصلحت نظام و خبرگان را افشا کردند زندانی شدند  گفتگوی تاریخی سیاوش اوستا با دکترعباس پالیزدار از درون زندان

عباس پالیزدار میگوید آزاد کردن خانم صابری یعنی زنده کردن کاپتولاسیون در ایران وکیل و خانم صابری فاش کردند که اسناد محرماه مجمع تشخیص مصلحت نظام توسط مترجم هاشمی رفسنجانی رکسانا صابری کپی برداری شده بود فلذا هاشمی رفسنجانی همواره موفق شده است تا یارانش را پس از گیر افتادن آزاد کرده و در غرب مستقر کند

 

عباس پالیزدار دائیش را که یکی از قهرمانان جنگ ایران و عراق بود را از دست داد فیروز زارع دائی پالیزدار که پدر دو شهید و مفقودی بود در اوائل خرداد ماه سال ۷۰۳۱ آریائی از جهان رفت

درصفحه دو روزنامه عصر امروز بخوانید

درصورتیکه مقالات هفتگی سیاوش اوستا چاپ شده درهفته نامه نیمروز چاپ لندن و روزنامه عصر امروز چاپ لس آنجلس کمی دیرتر در این ستون طاهر شود شما میتوانید مستقیما به سایتهای این دو روزنامه معتبر مراجعه کنید

http://www.nimrooz.com/pdf/نیمروز

http://www.asreemrooz.com/عصر امروز

صدها مقاله اثر سياوش اوستا بخش نخست
آرشيو صدها مقاله اثر سياوش اوستا بخش دوم

آرشيو صدها مقاله اثر سياوش اوستا بخش سوم

با کلیک اینجا تازه ترین برنامه های تلویزیونی سیاوش اوستا را ببینید

با کلیک اینجا دو هزار ساعت برنامه های رادیوئی سیاوش اوستا را بشنوید

 
+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 3:39 بعد از ظهر |

زهرا رهنورد زن هنرمندی که شوهرش

میرحسین موسوی را رئیس جمهور خواهد کرد

در صفحه سه عصر امروز چاپ لس آنجلس بخوانید

صدها مقاله اثر سياوش اوستا بخش نخست
آرشيو صدها مقاله اثر سياوش اوستا بخش دوم

آرشيو صدها مقاله اثر سياوش اوستا بخش سوم

با کلیک اینجا تازه ترین برنامه های تلویزیونی سیاوش اوستا را ببینید

با کلیک اینجا دو هزار ساعت برنامه های رادیوئی سیاوش اوستا را بشنوید

درصورتیکه مقالات هفتگی سیاوش اوستا چاپ شده درهفته نامه نیمروز چاپ لندن و روزنامه عصر امروز چاپ لس آنجلس کمی دیرتر در این ستون طاهر شود شما میتوانید مستقیما به سایتهای این دو روزنامه معتبر مراجعه کنید

http://www.nimrooz.com/pdf/نیمروز

http://www.asreemrooz.com/عصر امروز

 

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت 3:42 قبل از ظهر |

جان عباس پالیزدار در خطر است  سیاوش اوستا طی یک کنفرانس مطبوعاتی در پاریس فاش ساخت که:

رئیس زندان رجائی شهر به دکتر عباس پالیزدار   که دزدیهای کلان سران نظام اسلامی را افشاء کرد،  گفته است تاکنون دو مورد که در زندان برای قتل وی برنامه ریزی شده بود کشف شده است.

 آقای سیامک مدیر خراسانی قاضی پرونده عباس پالیزدار  وکیل وی را تهدید به بازداشت کرده است. وی صریحا به ایشان گفته است که در صورت صدور بیانیه و یا گفتگو با رسانه ها در زندان و در کنار موکل خود پالیزدار محبوس خواهد شد.

 خانواده شهدا و جانبازان هر پانزده روز یکبار، پنچشنبه ها در قطعه ۲۶ بهشت زهرا اجتماع میکنند و با عنوان مفاسد اقتصادی از عدم پیشروی پرونده های افشاء شده توسط پالیزدار که پای تمامی پایوران رژیم در آن گیر است سخن میگویند. قرار بعدی ۳۱ اردیبهشت ماه خواهد بود.

 رژیم اسلامی با بستن کارخانه عباس پالیزدار، راه معیشت خانواده وی را بسته است  بگونه ایکه آب و برق کارخانه قطع شده است و این خانواده دلیر و با شرف در شرایط بسیار دشوار زندگی میکنند.

طی آخرین خبر رسیده از زندان رجائی شهر و در پی افشاء طرح ترور دکتر عباس پالیزدار، مقامات قضائی سعی میکنند تا با تغییر بازداشتگاه، وی را در بند تبهکاران جای دهند. برای انجام اینکار دکتر عباس پالیزدار مورد ضرب  و شتم نیروهای ویژه قرار گرفت.

 همه خبرنگاران و گزارشگران میتوانند بطور مستقیم با خانواده دکتر عباس پالیزدار در تماس باشند.

خانواده دکتر عباس پالیزدار  ۰۰۹۸۹۱۲۵۱۹۷۴۱۷ 

 

متن کامل افشاگری عباس پالیزدار پیاده شده از روی فیلم

 افشاگری دبیر هیات تحقیق و تفحص مجلس علیه روحانیان سرشناسی همچون محمد امامی کاشانی (عضو شورای ‏نگهبان و امام‌جمعه تهران)، محمد یزدی (عضو شورای نگهبان و مجلس خبرگان، دبیر جامعه مدرسین حوزه ‏علمیه قم و رئیس سابق قوه قضاییه)، ابوالقاسم خزعلی (عضو جامعه مدرسین و عضو سابق فقهای شورای ‏نگهبان)، علی‌اکبر ناطق نوری (رییس بازرسی ویژه دفتر آیت الله خامنه ای و عضو مجمع تشخیص مصلحت ‏نظام)، معزی (معاون رئیس دفتر رهبری)، محسن رفیق‌دوست (رئیس سابق بنیاد مستضعفان)، حبیب‌الله ‏عسگراولادی (دبیرکل سابق مؤتلفه)، … باعث شد که “جامعه اسلامی دانشجویان” دانشگاه همدان که برگزارکننده ‏این جلسه بود، با گزارش حراست دانشگاه و شکایت وزارت علوم تعطیل شود و فعالیت آن به حال تعلیق در بیاید.

پالیزدار این بار در سخنان خود دستگاه قضایی را “محور مفاسد اقتصادی کشور” توصیف کرد و این قوه و به ‏خصوص سازمان بازرسی کل کشور را به عدم همکاری با تحقیق و تفحص مجلس متهم کرد. وی گفت: “سازمان ‏بازرسی کل کشور تلاش داشت که هیات تحقیق و تفحص از قوه قضائیه به پرونده های فعلی دسترسی پیدا نکند و ‏به همین دلیل مسئولان پرونده ها را به مرخصی اجباری می فرستاد، اما پس از گذشت یک سال اطلاعات به دست ‏ما رسید… این اطلاعات شامل پرونده های فروش سئوالات کنکور، فروش کارخانجات دولتی به بخش خصوصی، ‏کارخانه ایران خودرو، شرکت های خادمی، ذوب آهن اصفهان و پرونده های زمین خواری در وزارت جهاد ‏سازندگی و همچنین احداث پارکینگ طبقاتی در فرودگاه مهرآباد بود.”

[...] چرا ما نمی توانیم با مفاسد اقتصادی برخورد کنیم چون سران بزرگ مملکت در این رابطه دخیل هستند و در ‏حال حاضر دولت به تنهایی به مبارزه با این مفاسد برخاسته که فکر می کم نتواند موفق باشد. اگر بخواهم فقط چند ‏پرونده کوچک مفاسد اقتصادی را بگویم آنوقت می بینید که چه مصیبتی کشور را گرفته که داد رهبر را هم ‏درآورده و به خاطر بعضی مسایل رهبر باید به صورت سربسته به مردم بگوید که در کشور چه خبر است.

کسانی که به عنوان مفسد اقتصادی در کشور در حال فعالیت هستند تحت حمایت شاهرودی رئیس قوه قضاییه قرار ‏دارند. وقتی طی ۱۶ سال گذشته پرونده هایی از مفاسد اقتصادی بررسی شده و مدیران به دادگاه معرفی و دادگاه ‏حکم ۵ ریال ۱۰ ریال برای متهمان داده، ببینید چه مصیبتی بر سر کشور آمده است.

پرونده شهرام جزایری هم که مطرح شد، مانند هزاران پرونده مفاسد اقتصادی دیگر است، ولی چون شهرام ‏جزایری اسامی یکسری مفاسد اقتصادی و افراد وابسته را اعلام کرد مورد ضرب و شتم قرار گرفت چرا که منافع ‏بسیاری از علما و سران به خطر افتاده بود.

 

در حال حاضر ۱۲۳ پرونده مفاسد اقتصادی کشور در کمیته تحقیق و تفحص مجلس در دست بررسی است ولی ‏اگر بخواهیم پرونده واقعی مفاسد اقتصادی را بیان کنیم، اصلاً نمی توانیم باور کنیم.

‏[مجلس خواست از خود قوه قضاییه تحقیق و تفحص کنند، که مخالفت کردند و نگذاشتند] به رهبر انقلاب متوسل ‏شدند. مقام معظم رهبری نوشتند که آقای شاهرودی، همانند دیگر دستگاه‌ها در تحقیق و تفحص عمل گردد. ‏کمیته‌بندی‌ها صورت گرفت و در دستگاه قضایی کمیته‌بندی شد و هر کمیته‌ای در یکی از دستگاه‌ها مستقر شد. ‏برای مسائل اجرایی این تفحص هم، ما مستقر شدیم در سازمان بازرسی کل کشور.

نامه‌نگاری کردیم، اما برخلاف فرمایش مقام معظم رهبری، با وجود نامه‌هایی که ما زدیم و نامه‌هایی که [...] مثلا ‏ما گفتیم مسئله فروش سؤال‌های کنکور چه بود؟ پرونده‌اش را بدهید که چه کسی [در این کار] دست داشت. اینها ‏پرونده‌های اصلی را نمی‌دادند که ببینیم چه کسی دست داشت، پرونده‌های فرعی را می‌دادند. خلاصه ما هم دست ‏پیدا کردیم به کدهایی [...] به جاهایی که رسیدیم، مرخصی‌ها شروع شد [...] خلاصه ما فجایعی که اتفاق افتاده در ‏جمهوری اسلامی را دیدیم. خدا را شاهد می‌گیرم که شبها خوابم نمی‌برد. گریه‌ام می‌گرفت که ما این‌همه شهید ‏دادیم، این‌همه مصیبت‌ها مردم کشیدند. حالا بدون توجه به این‌همه فقر و مصیبت‌ها و مشکلاتی که مردم دارند، ‏کسانی که مردم پشت سرشان نماز می‌خوانند، رفته‌اند این کارها را کرده‌اند؟ خدا شاهد است خوابم نمی‌برد، هفته‌ها ‏خوابم نمی‌برد، روزها خوابم نمی‌برد.

خلاصه دیدم که یک آقایی آمده و نامه زده که پسرش معلول جسمی است. گفته می‌خواهم یک مؤسسه توانبخشی بزنم ‏که پسرم هم برود در آن مؤسسه توانبخشی، دم دست خودم باشد. ۱۰۰ تا، ۲۰۰ تا، ۳۰۰ تا معلول را نگهداری ‏کنیم در آنجا، پسرم هم مسئول آنها باشد. گفتند: باشد، خدا پدرت را بیامرزد. مؤسسه را که ثبت کرده و کارش را ‏استارت زده، نامه زده به آقای [...] گفته که من ساپورت نیاز دارم، نمی‌توانم خرج کنم که، باید نظام به ما کمک ‏کند. چه‌کار کنیم؟ فلان معدن را، معدن سنگ دهبید فارس را بدهید به این آقا. آقا این سنگ مرمر بهترین سنگ ‏مرمر دنیاست، از منابع انفال جمهوری اسلامی است. بدهیم به شما؟ بله، بدهیدش به من. معامله انجام شد و این ‏معدن را به این آقا واگذار کردند. دوباره بعد از یک مدت گفت آقا این معدن کافی نیست، معدن [...] زنجان را هم ‏بدهید به ما. چهار تا را که ما پیدا کردیم، چهار تا معدن را یک آقایی از علما گرفته، که مردم هم پشتش نماز ‏می‌خوانند متأسفانه.

‏[یکی از حاضر خواستار اعلام اسم فرد می‌شود] اگر اجازه بدهید، اسم نبرم. شاید بعضی‌ها خدای نکرده … [تعداد ‏بیشتری خواستار اعلام اسم فرد مورد اشاره می‌شوند] خب بعضی‌ها معتقدند که اگر اسم بیاورید مردم نسبت به ‏مذهبشان بی‌اعتقاد می‌شوند. من این اعتقاد را ندارم ها… مردم ما مذهبشان پایه و اساسش وصل نیست به علما، ‏ولیکن بعضی‌ها چون این اعتقاد را دارند من مراعات می‌کنم… [اعتراض جمعی. یکی از دانشجویان می‌گوید ‏بگویید تا پشت سرش نماز نخوانیم.] نه دیگر، اگر بنا باشد ما بگوییم و شما نماز نخوانید که نمی‌شود… [ادامه ‏همهمه] باشد، من چند موردی را اسامی‌اش را می‌گویم. این یکی که عرض کردم، آقای امامی کاشانی است. استاد ‏اخلاق و چه و چه و از این مسائل.

عرض شود خدمتتان که، یک دانشکده‌ای را رفته‌اند از مقام معظم رهبری اجازه‌اش را گرفته‌اند که برای خواهران ‏دانشکده علوم قضایی می‌خواهیم بزنیم در قم. چیز خوبی است که خواهران هم در آن فضا حضور داشته باشند، اگر ‏متهمی از خواهران [بود] از او بازجویی کنند و از این حرفهای اینطوری. خلاصه نظر آقا را گرفتند که این ‏دانشکده تأسیس شود. آقا استقبال کردند و مجوز صدور دانشکده را دستورش را دادند. مؤسسه این دانشکده بلافاصله ‏بعد از گرفتن مجوز رفتند دنبال ساپورت‌های مالی‌اش. [نوشتند:] جناب آقای نعمت‌زاده، محبت فرمایید در جهت ‏حمایت از تأسیس این دانشکده، کارخانه لاستیک دنا را کارشناسی کنید جهت این دانشکده. آورند کارشناسی رسمی ‏دادگستری را، چون آقایانی که این مؤسسه را تأسیس کرده بودند در دستکاه قضایی هم بودند، آن کارشناسان رسمی ‏دادگستری هم می‌ترسیدند که قیمتی تعیین کنند که به اینها بر بخورد، حتما باید قیمتی می‌گفتد که خوش به حال اینها ‏بشود. زدند ۱۲۶ میلیارد. در صورتی که ما معتقدیم ۶۰۰ میلیارد هم بالاتر بود. تازه، ۱۲۶ میلیارد که ویلاهایش ‏در شمال را نزده‌اند، اصلا در آمار نیاورده‌اند، زمین‌های شیرازش را در آمار نیاورده‌اند، پول نقد موجود در ‏حسابش را هم در آمار نیاورده‌اند، این طوری به ۱۲۶ میلیارد واگذاری کردند.

آن آقا نامه نوشتند که آقای نعمت زاده: محبت کنید تخفیف منظور فرمایید. آقای نعمت‌زاده هم نوشتند ۵۰ درصد ‏تخفیف [خنده حضار] از مال بابایش می‌خواست ببخشد. دوباره نوشتند که محبت کنید تخفیف دیگری منظور ‏بفرمایید. خلاصه پنج بار نامه‌نگاری انجام شده، معدن ۱۲۶ میلیاردی به ۱۰ میلیارد واگذار شد. بعد از آن دوباره ‏نوشتند که ما حالا امکان پرداخت این پول را نداریم، ترتیباتی فراهم نمایید تا امکان پرداخت این پول برای ما فراهم ‏شود. نوشتند که ۸۰ درصدش را اقساط بلندمدت و ۲۰ درصد یعنی ۲ میلیاردش را هم نقدی پرداخت کنید. گفتند ما ‏آن ۲ میلیارد را هم نداریم نقدی بدهیم، ما بررسی کرده‌ایم که اموال کارخانه لاستیک دنا به این مقدار می‌رسد، از ‏شما مهلت می‌خواهیم که اینها را بفروشیم تا بتوانیم این پول را بدهیم. گفتند که باشد، سفته‌ای ارائه بدهید به مدت ۹ ‏ماه و ما این را نقد از شما می‌پذیریم. گفتند آقا پول هم نداریم که سفته بخریم! نوشت که آقای محمدتقی بانکی، ‏مدیرعامل سازمان صنایع ملی ایران، ۲۳ میلیون تومان از صندوق سازمان صنایع ملی ایران برداشت کنید و سفته ‏بخرید، بروید آیت‌الله فلانی و فلانی امضا کنند و کارخانه را تحویلشان بدهید. و بعد از چند وقت دیدیم که کارخانه ‏هم در بورس فروخته شد و واگذار شد که به آن پشت پرده‌ای‌هایی که اینها را هدایت می‌کنند. اینها آلوده دست آنها ‏شده‌اند، [کسانی] مثل آقای گنجی. نه، آن گنجی سیاسی را نمی‌گویم، آن آقای گنجی [را می گویم] که صاحب ‏کارخانه مهرام است و تمام کارخانه‌های سرایه‌گذاری بانک ملت و سرمایه‌گذاری‌های بانک صادرات و چه و چه. ‏واگذار شد به آنها و رفت، چند میلیارد هم زدند به جیب و رفتند. این که عرض کردم لاستیک دنا، مال آقای یزدی ‏بود - آقای محمد یزدی رئیس قوه قضاییه - در زمان ریاستش و آقای محمدعلی شرعی نماینده خبرگان استان قم.

مجددا آقای یزدی برمی‌دارد می نویسد که جناب آقای فروزش، حمید ما بیکار است! ترتیبی اتخاذ فرمایید که از ‏جنگل‌های شمال جهت صادرات چوب بهره‌مند گردد. آقای حمید یزدی، پسر آقای یزدی، مدیرکل حوزه ریاست قوه ‏قضاییه بود در آن مقطع. و متأسفانه جنگل‌های شمال را [این طوری] به تاراج بردند و رفتند. یعنی طوری شده بود ‏که در این پرونده من دیدم که یکسری مردم بیچاره شمال که حق قانونی‌شان بود، و به اندازه هیزمشان و به اندازه ‏مصرفشان چوب انبار کرده بودند، یا شاید یک خورده بیشتر مصرف کرده بودند یا حتی برده بودند و فروخته بودند ‏یا انبار کرده بودند یا هرچی، [آنها را] گرفته بودند بازداشت و پاسگاه و بگیرد و بنند، که خانواده شهدا ریخته ‏بودند جلوی زندان. علت آنکه این پرونده هم ثبت شده بود، این بود که کسی به اینها را گفته بود که آقای حمید یزدی ‏چطور اینهمه چوب را به تاراج می‌برد و ما که یکی دو تا یا چند تا هیزم و چوب برداشت کرده‌ایم، شما ما را به ‏عنوان متهم گرفته‌اید؟ بعد از آن بود که دیدند دارد مشکل می‌شود، آنها را آزاد کردند. اسنادش هست، به موقعش ‏اگر لازم باشد و یک موقع دوستان اطلاعات به ما نگویند که آقا اسناد محرمانه را چرا به مردم نشان دادی و اینها ‏طبقه‌بندی دارد و چه و چه، اسنادش را هم داریم. 

آقای یزدی از این دست کارها در کارهای قضایی می‌کند، حالا یک وقتی بر اثر فشار مردم [عقب نشینی هایی ‏صورت می گیرد] چطوری است فشار مردم؟ اینطوری [که بالا گفتیم]…

هر کارخانه‌ای ضایعات دارد، ضایعات صنعت خودرو یک چیزی نیست که بریزند بیرون یا بخواهند بازسازی‌اش ‏کنند. مثلا جک آن شکسته یا درش خط افتاده یا چراغش شکسته یا از این دست چیزها. اینها را قانون می‌گوید ‏‏”ماشین‌های کارشناسی” است و به صورت صفر کیلومتر طبق مزایده به مردم واگذار می‌شود [...]

ایران خودرو می‌آید به دستگاه قضایی اعلام می‌کند که ما به همه قاضی‌ها ماشین [کارشناسی] می‌دهیم، ماشین ‏پرشیا می‌دهیم و زیر قیمت. خب چجوری؟ این ماشین کارشناسی است، ما هم تشخیص می‌دهیم که اینها را ۸ ‏تومان، ۹ تومان بدهیم. دیدیم که کارخانه ایران خودرو بدون هیچ ضابطه‌ای به قضات قوه قضاییه ماشین پرشیا به ‏نصف قیمت داده، بقیه‌اش را هم به اقساط، خیلی‌ها هم که ماشین به نامشان شد قسط‌ها را هم نپرداختند. همین بذل و ‏بخشش‌ها باعث شد صدای خیلی‌های دیگر در بیاید، از همین نهادها و بنیادها. مثلا “بنیاد نهج‌البلاغه”، [که گفتند] ‏‏۵۰۰ دستگاه به‌اش بدهید آقا! دید که بدش نمی‌آید، گفت ۵۱۷ تا دیگر هم بدهید. بنیاد نهج البلاغه کی هست؟ علی ‏اکبر ناطق نوری، حسین دین‌پرور، معزی، عسگراولادی، رفیق دوست… یا مثلا می‌آیند می‌دهند به باشگاه ‏پرسپولیس. باشگاه پرسپولیس کیست؟ آقای عابدینی. ۲۰۰۰ دستگاه بهشان بدهید. بنیاد دیگری به نام “همگرایی ‏اندیشه”، کیست این بنیاد؟ آقای فلاحیان، آقای علم الهدی، آقای ‏X‏ و ‏Y، تعاونی وزارت کشور، ۲۰۰۰ دستگاه ‏‏[گرفتند آنها هم] … [یا] صنایع هوافضای وزارت دفاع، فلان قدر. موشک کروز، فلان قدر. حوصله خواندن ‏همه‌اش را ندارم، یک لیست ۳۰ تایی از اینها هستند که این ماشین‌ها را زیر قیمت به آنها واگذار کردند. کدام ‏ماشین‌ها؟ ماشین کارشناسی؟ نه، به اسم کارشناسی. شروعش با ماشین کارشناسی وارد شد، بعد ماشین صفر ‏کیلومتر می‌آوردند می‌دادند به آقایان، به اسم کارشناسی. جالب است که آن ۹-۸ میلیون را هم پول نقد نمی‌گرفتند ‏ها، از دم قسط. باز جالب است بدانید که چون اینها هم کار سرشان می‌شد، دو سه قسط را می‌دادند و بقیه‌اش را ‏نمی‌دادند.

‏[این طور بود که] مردم صدایشان درآمد، چطوری صدایشان درآمد؟ وقتی که ماشین‌های کارشناسی خواستند به ‏مردم بدهند. ماشین‌های دیگر را که به نام کارشناسی داده‌اند و رفته، چطوری به مردم بگویند ما هنوز ماشین ‏کارشناسی داریم[؟] نمی‌توانند بگویند. حالا ماشین کارشناسی و ماشین خراب را به عنوان صفر به مردم ‏می‌فروشند. حتما برای بعضی از شماها هم اتفاق افتاده که ماشین صفر خریده‌اید، اما هنوز راه نیفتاده‌اید اتفاقی ‏برای ماشین افتاده. نگاه می‌کنید می‌بینید داخلش چیزی شکسته یا بدنه‌اش آسیب دیده یا خط افتاده، ولی به آنها، ‏رئیس دفتر آقای ادبی، رئیس اداره فروش ایران خودرو، در بازرسی کل کشور اعتراف کرده بود که بله، آقای ‏ادبی ساعت ۸ شب به بنده گفته بود که این پرشیای صفر را ببر بده به آقای ‏X‏ معاون سازمان بازرسی کل کشور. ‏بعد صدایم کرده که یک برف‌پاک‌کن آن را بشکن، به عنوان ماشین کارشناسی می‌خواهد بدهد دیگر، یک برف‌پاک‌کن ‏نو هم بگذار در ماشینش. 

ببینید با مردم چطوری بازی می‌کنند. فساد اقتصادی تا کجا، اینقدر جسارت پیدا می‌کنند، با مردم بازی می‌کنند، تا ‏هرجا که دلشان می‌خواهد. مردم سر و صدایشان درآمد. حدود هزار و سیصد و خورده‌ای از این ماشین‌ها – که ‏آدمهایش آدمهایی بودند که پیگیر مطالباتشان بودند - می‌روند شکایت می‌کنند که به بازرسی کل کشور. سازمان ‏بازرسی کل کشور می‌گوید اهه، این همان‌هاست که ما گند زده‌ایم، حالا چکارش کنیم، پرونده را نه می‌توانیم بازش ‏بکنیم، نه می‌توانیم ببندیمش و بگوییم به ما ربطی ندارد. نمی‌شود، یکی دو تا نیستند که، حدود هزار وسید چهارصد ‏تا آدم ریخته‌اند آنجا. مجبور می‌شوند که پرونده را ادامه بدهند. آن کارشناس‌هایی که وسط کار بودند چیزی بهشان ‏نرسیده بود دیگر، نمی‌دانستند که قصه چیست. آنها پرونده را ادامه می‌دهند و می‌روند جلو و نهایتا به جایی ‏می‌رسد که همه مسائل رو می‌شود. تا به جایی می‌رسند که پرونده ماستمالی می‌شود و می‌رود.

من در مقابل شهید باکری ها و شهید همت‌ها و شهید زین‌الدین‌ها و… مجبورم، نمی‌توانم سکوت کنم. [تشویق ‏حضار] آنها رفقای من بودند… به ما می‌‌گفتند راه شهدا را ادامه دهید، امام را هوایش را داشته باشید، نگذارید امام ‏تنها شود. ما چطوری می‌توانیم اینها را ببینیم و ساکت باشیم؟

بخواهم وقت شما را با این موارد بگیرم، زیاد است. مثلا معدن ذغال سنگ طبس، دوازده تا از معادن در استان ‏خراسان توسط آقای واعظ طبسی. پرونده المکاسب مال پسر آقای واعظ طبسی [است].

اینها همان‌طور که جناب آقای احمدی نژاد گفتند در طول ۱۶ سال گذشته، البته نمی‌خواهم بگویم در آن ۱۰ سال ‏اول نبوده، چون شواهد نشان می‌دهد که آن موقع هم اتفاقاتی افتاده، ولی عمده اتفاقات در ۱۶ سال دولت آقای ‏هاشمی و خاتمی بوده، و آقای احمدی نژاد گفتند اینها در این ۱۶ شانزده سال یک شبکه مافیایی فامیلی ایجاد کرده‌اند ‏و تنیده‌اند در هم، که پاره کردن این شبکه مفاسد خیلی سخت شده است.

از هر زاویه ای بخواهیم به مفاسد اقتصادی بنگریم مصیبت بیشتری را خواهیم دید. اما رئیس جمهور در برخورد ‏با مفاسد اقتصادی با هیچ کس تعارف ندارد. وقتی گزارش‌هایی مبنی بر تخلف برادر ریس جمهور به عنوان ‏بازرس ویژه به رئیس جمهور می رسد، احمدی نژاد فوراً او را برکنار می‌کند که بعداً مشخص می‌شود این ‏گزارش‌ها بی‌پایه و اساس بوده است، که این اقدام رئیس‌جمهور می تواند امتیاز بزرگی برای ملت ایران باشد.

احمدی نژاد می خواهد دست مفاسد اقتصادی را از امکانات دولتی کوتاه کند. در حال حاضر دولت به تنهایی به ‏مبارزه مفاسد اقتصادی برخاسته و هیچ کس دولت را حمایت نمی کند.

در پرونده قاچاق کالا از فرودگاه پیام، قاچاقچی بزرگ فرودگاه پیام هزار و صد پرونده قاچاق کالا دارد، اما هنوز ‏موفق به بازداشتش نمی‌شویم، چرا که تحت‌الحمایه آقای ناطق نوری است. در مورد سلطان شکر و مافیای شکر هم ‏باید بگویم که آقای مدلل، داماد یکی از علمای بزرگ بوده است. مدلل با همکاری شخصی به نام محمدرضا یوسفی ‏اقدام به این کار می‌کردند که پس از رو شدن فعالیتشان حاضر شده بودند ۷۰۰ میلیارد تومان برای مختومه شدن ‏این پرونده بپردازند.

در مورد قاچاق سیگار، اساسا تولید و قاچاق سیگار تولید توتون ایران را فلج کرده و کارگران این کارخانه‌ها را ‏بیکار کرده.

‏[در پاسخ به سؤالی درباره سقوط هواپیمای شهید کاظمی] این پرونده را من بررسی نکرده‌ام، اما طبق آنچه از ‏شواهد پیداست، می‌توان ماجرا را عمدی داشت و دست یکی از سران وقت سپاه در آن دخیل بود. ما دو سقوط ‏هواپیما داشتیم. یکی شهید کاظمی و دیگری شهید دادمان. در مورد دادمان ماجرا عمدی بود، پرونده‌ای هزار ‏صفحه‌ای این را می‌گوید.

البته تصادف و کشته شدن کریمی وزیر دادگستری سابق یک حادثه طبیعی بود. کریمی از جمله کسانی بود که در ‏مبارزه با مفاسد جدی بود اما در بعضی موارد خیلی زیاده‌روی می‌کرد، به طوری که در قضیه خاک سرخ جزیره ‏هرمز بدون دلیل معدن را متوقف کرد به خاطر اینکه اعلام کردند این معدن وابسته به آیت الله خزعلی است که ‏مشخص شد چنین چیزی در کار نیست.

درباره مفاسد اقتصادی آقای هاشمی رفسنجانی و خانواده‌اش هم، آن قدر مفاسد اقتصادی این خانواده زیاد است که ‏اصلاً قابل گفتن نیست. اما یکی از مفاسد اقتصادی این خانواده که میلیاردها دلار [بوده] از محل عدم پرداخت ‏عوارض به دولت [بوده و] پول را بالا کشیدند، واردات خودروی دِوو بود. یک سوم جزیره کیش، پارک جنگلی در ‏شمال [؟] را هم باید از دیگر مفاسد اقتصادی خانواده هاشمی بیان کرد.

در حال حاضر اسطبل اسب های دختر هاشمی فقط روزی ۱۰۰ هزار تومان پول هندوانه‌هایی است که برای ‏اسب‌ها می ریزند. شرکت نفتی این خانواده به همراه عمه خانم یعنی خواهر هاشمی در کانادا هم که دیگر قابل ‏گفتن نیست.

پسر وسطی هاشمی به نام مهدی که در سازمان مدیریت بهینه سوخت مدیریت می‌کرد، با استخدام زیباترین ‏دختران از آنها چه سوء استفاده‌هایی که نمی‌کرد و بعداً که فیلم از اتاق او کشف شد عمق کثیف‌کاری‌های او ‏مشخص شد…

سياوش اوستا

 

چرا احمدى نژاد نمى خواست كه عباس پاليزدار از زندان آزاد شود؟
عباس پاليزدار به فرمان رهبر و رئيس جمهور افشاگرى كرد

عباس پاليزدار با افشاگرى تاريخى خود در رابطه با سوءاستفاده هاى مالى روحانيون بالاى نظام اسلامى شجاعت و گستاخى كم سابقه اى رادر طول تاريخ سى ساله حكومت اسلامى به جهانيان نمايان كرد. هر چند در ابتداى كار چراغ قرمز بخشى از نظام براى اين افشاگرى سبز شده بود و شخص احمدى نژاد مشوق اين امر بود، اما احمدى نژاد و باند حاكمش در قوه مجريه نتوانستند از زندانى شدن جانباز جنگ هشت ساله، عباس پاليزدار جلوگيرى كنند و حتى هنگاميكه در پايان سال گذشته با نهادن وثيقه اى با مبلغى بالا، پاليزدار تا درب خروجى زندان هدايت شد، اما به دنبال تبانى هاشمى عراقى رئيس قوه قضائيه و احمدى نژاد رئيس قوه مجريه نتوانست از زندان برون بيايد و جشن سال نو را در كنار خانواده اش به ويژه دختر بيمارش زهرا باشد.
طى تماسهاى محرمانه اى كه عباس پاليزدار از درون زندان با من داشت تأكيد كرد كه هرگز گمان نميكرد كه احمدى نژاد دست از پشتيبانى او بردارد! و او را رها كند، چه رسد به روزى كه حتى در پى نهادن وثيقه و دستور على خامنه اى، رؤساى دو قوه به بهانه خروج از كشور و آبرو بردن از رژيم مانع خروج او از زندان بشوند. عباس پاليزار به من گفت كه احمدى نژاد رسماً و شفاها از او به عنوان يك متخصص در امور اقتصادى خواسته است تا در رابطه با سوءاستفاده هاى مالى آيت الله هاى كله گنده نظام كه مفت و مجانى شركتها و كمپانيهاى بزرگ كشور را صاحب شده اند سخن بگويد و نظر بدهد و افشا بكند و دقيقا در همين رابطه برادرش داوود احمدى نژاد را به رياست بازرسى كشور منصوب كرده بود... و برادر رئيس جمهور نيز از افشاگرى تاريخى عباس پاليزدار حمايت كرده بود! .. اما از وقتى به زندان رفت همه او را فراموش كردند بگونه اى كه اموالش در خطر حراج قرار گرفت
درهمين رابطه همسر پاليزدار به احمدى نژاد اعتراض كرده بود كه چرا پشت شوهرش را خالى كرده است دكتر خزعلى در اين باره مينويسد:
روز عاشورا در حرم حضرت عبدالعظيم الحسنى خانم پاليزدار به رئيس جمهور خطاب مى كند و مى گويد: آقاى احمدى نژاد، يادتان هست پاليزدار و فرزندم- امير حسين- نزدتان آمدند، دستى بر سر امير حسين كشيديد و گفتيد: «مثل پدرت دل شير داشته باش!» امروز هفت ماه است كه آن شير در بند است و در سلول انفرادى به سر مى برد، براى او چه كرديد؟ رئيس جمهور مى گويد: من فكر مى كردم هفته پيش آزاد شده است! و اضافه مى كند: «بگذاريد يك كليد و رمزى را برايتان بگويم، آنها مى خواستند من حمايت كنم تا پدر پاليزدار را درآورند! آقاى رئيس جمهور آنها چه كسانى هستند؟ اين چه مافيايى است كه على رغم سلطه جناح راست بر سه قوه باز سخن از آنها مى آيد؟ فكر نمى كنيد، دشمن فرضى داخلى و خارجى ابزارى براى فرار از مسئوليت شده است؟ شما در ماجراى موسويان بدون مدرك تا آنجا پيش رفتيد كه خود حكم صادر فرموديد و دادگاه را غير مستقل و تحت فشار قلمداد كرديد، چه شده است در ماجراى آقاى پاليزدار مى ترسيد و تقيه مى كنيد؟ اگر معتقديد كه او به ناحق در زندان است، واى به حال شما كه يك جانباز بسيجى را هشت ماه در حبس كردند و دم بر نياورديد! و اگر او گناهكار است، واى بر شما كه با تعبير» دل شير «او را به اين دام انداختيد!
دكتر مهدى خزعلى كه اخيراً مطالب جنجالى بسيارى در نقد احمدى نژاد و نظام جمهورى اسلامى نوشته است و انتقادهاى بسيارى را متوجه آيت الله هاى نظام و همكاران و همقطاران پدرش كرده است، بر اين باور است كه عدم اجازه خروج پاليزدار از زندان بخاطر انتخابات رياست جمهورى است. زيرا احمدى نژاد بيم آن را دارد كه مبادا پاليزدار كه زخمى بى وفائى احمدى نژاد است، اگر از زندان بيرون بيايد گفتگوها و سخنرانيهائى خواهد كرد كه به زيان احمدى نژاد نامزد رياست جمهورى خواهد بود! بويژه اينكه عباس پاليزدار در داخل و خارج از كشور از محبوبيت و شهرت ويژه اى برخوردار شده است و اخيراً هزاران جانباز و خانواده شهيد طى امضاء طومارى از على خامنه اى خواستند تا براى آزادى اين جانباز صاحب شير پاستوريزه ايران مداخله جدى بكند... و كلاً در داخل كشور هر كس كه نام فاميليش پاليزدار است كارهايش بهتر پيش ميرود! زهرا دختر پاليزدار ميگفت كه براى امرى نزد پزشكى رفته است و آنگاه كه دكتر متوجه شده است كه او فرزند عباس پاليزدار است نه تنها حق ويزيت و هزينه را نگرفته است بلكه دارو را نيز براى زهرا خانم به رايگان تهيه كرده است.
امروز كه اين مقاله را مينويسم، از زندان به من خبر دادند كه عباس پاليزدار به بيمارستان خمينى منتقل شده است و دكتر مهدى خزعلى كه دفترش در چهار قدمى همين بيمارستان است به من گفت كه شنبه و يا يكشنبه احتمالا عملى روى وى انجام خواهد شد و آرزو كرد كه ديگر پاليزدار به زندان برنگردد!! و من نيز آرزو دارم كه تا هفته ديگر كه اين مقاله در روزنامه بچاپ ميرسد، اين افشاگر دلير آزاد شده باشد!!
عباس پاليزدار امروز از زندان نامه اى به سيد على خامنه اى نوشته و صريحا گفته ما را تأييد كرده است كه او با اجازه و فرمان رهبر و رئيس جمهور كار پژوهش و افشاگرى را دنبال كرده است
با سلام...، اينجانب عباس پاليزدارمفتخرم كه ۶۸ ماه در جبهه هائى بودم كه حضور و فرماندهى ولايت امر شرط قبولى جهاد و درستى راهم بود، افتخار مى كنم به جانبازى، كه اقتدا به رهبر آزاده و جانباز انقلاب است.
رهبر عزيزم؛ شايد ۱۰ ماه حبس كه ۸ ماه آن سلول انفرادى بوده سخت و دشوار باشد، اما وقتى فكر مى كنم كه اين تلاش را نيز براى امتثال امر ولى خدا انجام داده ام، برايم سهل و آسان است.
من با تأييد و حمايت مسئولين بلند پايه قواى مقننه و مجريه به كار تحقيق و تفحص از قوه قضائيه پرداختم، كارمان را با ۱۲۴ پرونده تحويلى از سازمان بازرسى كل كشور.... آغاز كرديم!
اگر سخنرانى كردم در راستاى امر ولايت بوده و بس، هرگز يك برگ از اسناد را منتشر نكرده ام، ابتدا گزارش را به مجلس و سپس توسط حضرت آيت الله خزعلى به سمع و نظر مبارك ولايت امر رساندم، متأسفانه على رغم دستور معظم له به رياست قوه قضائيه، براى بررسى و رفع ابهامات، ۵‎/۳ ساعت در محضر آيت الله خزعلى منتظر تشريف فرمايى رياست قوه قضائيه بوديم و ايشان تشريف نياوردند!
مطالب سخنرانى همه در مورد نحوه واگذارى معادن، كارخانه ها و اموال بيت المال بوده است كه ضوابط قانونى در آنها رعايت نشده است، اين موضوعات (واگذارى اموال عمومى و بيت المال) طبق اصل ۴۴ قانون اساسى، بايستى طى تشريفات مزايده باشد، هرگز محرمانه نيست و بايد در جرايد كثير الانتشار درج شود.» مردم براى فروش اموال متعلق به خودشان نامحرم نيستند! «
اگر فرياد زدم، گمان مى كردم فرمان شما را امتثال مى كنم كه تأكيد جدى بر مبارزه با مفاسد اقتصادى داريد. اگر بدانم كه صلاح اسلام، انقلاب و نظام اسلامى، ماندن در حبس است، برايم چون عسل شيرين است.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که با روزنامه

 جمهوری اسلامی گفتگو کرده، افزوده است:

 «اگر درست اطلاع رسانی کنند معلوم می‌شود عقبه این کارها کجاست.»

این برای نخستین بار است که  هاشمی در خصوص پرونده جنجالی عباس پالیزدار اظهارنظر می‌کند.

مصطفی پورمحمدی که پیش‌تر وزیر کشور دولت محمود احمدی‌نژاد بود و هم‌اکنون رئیس سازمان بازرسی کل کشور است، بارها از قوه قضاییه خواسته که دادگاه آقای پالیزدار به صورت علنی برگزار شود.

وی تاکنون توضیحی بر اصرار خود مبنی در خصوص برگزاری علنی این دادگاه نداده است.

 هاشمی رفسنجانی گفته که بر اساس گزارش‌های اولیه‌ای که به وی ارائه شده، این سخنرانی‌ها بر اساس «برنامه‌ ریزی» ایراد شده است.
وی در مورد این‌که چه افراد و جریان‌هایی در طراحی این برنامه‌ دخالت داشته‌اند، اظهارنظری نکرد.

به گفته  هاشمی «باید بر اساس محتوای پرونده پی ببرید که هدفشان چه بوده» است.

با دولت مدار کنید
 هاشمی رفسنجانی در بخش دیگری از این گفتگو، باردیگر اعلام کرد که در جلسه‌ای، آیت‌الله علی خامنه‌ای از وی خواسته است که با دولت محمود احمدی‌نژاد «مدارا» کند

http://www.ettelaat.com:8080/etbarchives/2009/02/02.04/p4.pdf

 

نمونه ای از درگیریهای داخلی  نظام اسلامی

 

هزینه تبلیغاتی میرحسین موسوی و رشوه ۱۵ میلیون دلاری پسر هاشمی

به گزارش تریبون منبع مالی تامین اقلام انتخاباتی و بخشی از هزینه های ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی خامنه از محل دریافت رشوه ۱۵ میلیون دلاری مهدی هاشمی فرزند اكبر هاشمی رفسنجانی از شركت استات اویل تامین می شود.

مهدی هاشمی كه هم اكنون از حامیان و اسپانسرهای مالی ستاد میرحسین موسوی به شمار می رود با راه اندازی و حمایت از چندین سایت زنجیره ای و خبری از جمله “جمهوریت” سعی در انحراف افكار عمومی و وارد كردن خدشه به چهره اصلاحات را دارد. این سایت در روزهای اخیر همواره با نشر اخبار دروغین و تحریف مواضع اصلاح طلبان عملگرا و هزینه داده، سعی در اختلاف اندازی در جریان اصلاحات و شیطنت را داشته است.
گفتنی است بنا به اخبار موثق منتشر شده مهدی هاشمی در پرونده توتال نیز بیش از ۲۰ میلیون دلار رشوه دریافت كرده است كه بخش اندكی از این دریافتی ها خرج شال ها و مچ بندهای سبز به عنوان نماد ستاد میرحسین موسوی شده است.
سایت تریبون در صورت صلاح دید پرونده‌های دیگری از گردانندگان سایت جمهوریت و پرونده های دیگر را برای تنویر افكار عمومی و آشكار كردن اهداف و نیات گردانندگان آن منتشر خواهد كرد.

آقای هاشمی! موضوع قائم‏مقامی را مطرح نكنید

به امام گفتم: «به آقای هاشمی نفرمایید كه من آمدم [و این جریان را به شما گفتم]. به هیچ كس نگویید. میترسم مرا هم شمس‌آبادی كنند [كه گروه مهدی هاشمی او را كشتند] یا مثل شیخ قنبر در چاه بیاندازند»

 

درباره حضور فعال جناب آقای هاشمی رفسنجانی در نقاط عطف تاریخ انقلاب بارها و بارها گفته‌اند و شنیده‌ایم. بیایید برای یك‌بار صفحات تاریخ معاصرمان را بار دیگر و این‌بار خودمان ورق بزنیم.

 

پرده سوم ـ قائم‏مقامی آقای منتظری

 

 

ماجرا از چه قرار است؟
بسم الله الرحمن الرحیم- خبرگان امت به موجب تكلیف مصرح در مصوبه روز 26/4/1364مجلس خبرگان و به عنوان مقدمه عقلیه لازم برای عمل به اصل 107 قانون اساسی، فقیه عالیقدر و مجاهد، حضرت آیت الله منتظری-دامت بركاته- را به عنوان مصداق كامل قسمت دوم اصل مزبور، تعیین می كنند. (متن مصوبه اكثریت مجلس خبرگان رهبری)

 

 امام چه میگفت؟
والله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما [آقای حسینعلی منتظری] مخالف بودم، ... والله قسم، من با نخست وزیرى بازرگان مخالف بودم ولى او را هم آدم خوبى مىدانستم. والله قسم، من رأى به ریاست جمهورى بنى صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.
سخنى از سرِ درد و رنج و با دلى شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم. من با خداى خود عهد كردم كه از بدى افرادى كه مكلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم پوشى نكنم.
من با خداى خود پیمان بستهام كه رضاى او را بر رضاى مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام كنند دست از حق و حقیقت برنمى دارم.
(نامه امام به آقای منتظری ـ 6 فروردین 1368 ـ صحیفه امام، جلد 21، صفحه 331)

 

آقای هاشمی در این میان كجاست؟
آقای ری شهری كه در آن زمان وزیر اطلاعات بوده است و مسئول مستقیم پیگیری پرونده مهدی هاشمی، در كتاب خاطرات خود به نقل از آیت‌الله محمدی گیلانی كه در آن زمان عضو فقهای شورای نگهبان بوده است، چنین می‌گوید:
یك روز قبل از مطرح شدن قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان (25 تیر 1364)، من ضمن تماس با دفتر امام كتباً از ایشان درخواست ملاقات كردم... امام اجازه دادند. خدمتشان رسیدم.
گفتم: «فردا قرار است موضوع قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان مطرح شود. خواستم به عرضتان برسانم به آقای هاشمی [كه در آن موقع رییس مجلس خبرگان بوده است] بگویید مطرح نشود. من به آقای منتظری ارادت دارم، خدمتشان درس خوانده‌ام، ایشان را عابد و زاهد میدانم، ولی این خصوصیات كافی نیست. او از عهده این كار بر نمی‌آید...» امام گله‌های سوزانی از آقای منتظری را آغاز كرد كه كجا چه كرده و كجا چه. اضافه نمودند: «احمد هم از او دفاع می‌كند. از منزل سیدمهدی هاشمی دست‌نویسهای او را آورده‌اند. من دیده‌ام نامه‌های آقای منتظری از نوشته‌های مهدی هاشمی الهام گرفته. این را من برای ایشان نوشتم».
...عرض كردم: «بفرمایید كه فردا ایشان به عنوان قائم‌مقام رهبری مطرح نشود». امام قدری فكر كرد و فرمود: «احمد نیست. شما زحمت بكشید و به آقای هاشمی بگویید بعد از ظهر من ایشان را ببینم». عرض كردم: «بله. اما به آقای هاشمی نفرمایید كه من آمدم [و این جریان را به شما گفتم]. به هیچ كس نگویید. میترسم مرا هم شمس‌آبادی كنند [كه گروه مهدی هاشمی او را كشتند] یا مثل شیخ قنبر در چاه بیاندازند». این را كه گفتم، امام خندید و سه بار فرمود: «خاطرت جمع باشد»... . رفتم خدمت آقای هاشمی و گفتم صبح خدمت امام رسیدم. كاری داشتم. فرمودند به آقای هاشمی بگویید كه من ایشان را ببینم.
... پس از این ماجرا، روزی آقای هاشمی در حضور جمعی گفت: «من بعد از ظهر رفتم خدمت امام. امام فرمودند: «موضوع قائم‌مقامی آقای منتظری را فردا مطرح نكن». گفتم: «چرا؟ ما در اجلاسیه‌ی قبل به آقایان گفته‌ایم كه ایشان را به عنوان قائم‌مقام مطرح كنیم». فرمودند: «نه. یكی از دوستان آمده و چنین گفته...». گفتم: «ما اعلام كرده‌ایم. نمیشود».
... فردای آن روز، آقای هاشمی موضوع قائم‌مقامی آقای منتظری را در مجلس خبرگان مطرح كرد.
آقای ری‌شهری اضافه میكند:
تامل در آنچه از آقای محمدی گیلانی نقل كردیم، نشان میدهد كه امام در مورد طرح قائم‌مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان، در مقابل كاری انجام‌شده قرار گرفته بود. ... بی‌تردید اگر [اعضای مجلس] خبرگان نظر امام را میدانستند، آقای منتظری را به عنوان جانشین او تعیین نمیكردند.
 (ری شهری. سنجه انصاف. نشر دارالحدیث. تهران. صفحه 16)
از این متن دو نكته به وضوح مشخص است. یكی اینكه طرح مساله قائم‌مقامی بدون اطلاع امام برنامه‌ریزی شده است و دیگر اینكه آقای هاشمی به هر دلیل و طبق معمول امام را در برابر عمل انجام‌شده قرار میدهد. هزینه‏هایی كه قائم‏مقامی منتظری برای نظام ایجاد كرد، یكی از نتایج این عمل خودسرانه آقای هاشمی است. هراس آقای محمدی گیلانی از افشای جلسه‌اش با امام و ترس از ترور حتی در صورت اطلاع آقای رفسنجانی، خود مساله مهمی است. البته آقای هاشمی در كتاب خاطرات خود، ماجرا را كلاً  به شكل دیگری بیان میكند كه تطبیق این دو روایت از یك ماجرا هم نیاز به تفحص بیشتر دارد.

ری شهری: آقای هاشمی از اول بریده بود

آقای فلانی می‌گوید آقای منتظری جوری با من صحبت كرد كه من بریدم. حالا شما خیلی فشار نیاورید. در پاسخ عرض كردم كه ایشان از اول هم بریده بود؛ زیرا از ابتدا با برخورد با جریان مهدی هاشمی مخالف بود... با دفتر امام تماس گرفتم و جریان پیغام آقای منتظری و نظر دو تن از سران قوا را گفتم و كسب تكلیف كردم. پاسخ این بود كه «امام فرمودند همانطور كه اطلاعات می‌گوید عمل شود.

 

درباره حضور فعال جناب آقای هاشمی رفسنجانی در نقاط عطف تاریخ انقلاب بارها و بارها گفته‌اند و شنیده‌ایم. بیایید برای یك‌بار صفحات تاریخ معاصرمان را بار دیگر و این‌بار خودمان ورق بزنیم.

 

پرده دوم ـ باند مهدی هاشمی

ماجرا از چه قرار است؟
مهدی هاشمی (مسئول واحد نهضتهای سپاه پاسداران) كه برادرش داماد آقای منتظری است، به جرم گردآوری سلاح، ترور، آشوب و اقدام علیه امنیت كشور از سوی وزارت اطلاعات تحت تعقیب قرار میگیرد. آقای منتظری كه در آن زمان قائم مقام رهبری است، به شدت از وی حمایت میكند؛ اما امام بر پیگیری مساله پافشاری میكند و مهدی هاشمی در نهایت اعدام میشود. برخورد تند آقای منتظری با این جریان، به عزل وی از قائم مقامی رهبری منجر میشود.

 

امام چه میگفت؟
آقای ری شهری كه در آن زمان وزیر اطلاعات بوده است میگوید
امام فرمودند: «این تكلیف شرعی توست كه باید انجام دهی. به هرجا كه می‌خواهد، برسد. مساله،‌ مساله‌ی اسلام است». عرض كردم: «برخی از باب خیرخواهی (این برخی را در چند خط آینده بهتر میشناسیم) مرا به مدارا و ملاحظه‌ی آینده دعوت می‌كنند». امام فرمودند: «آن [عمل به تكلیف] ترسی ندارد. این [جریان مهدی هاشمی] ترس دارد. (ری شهری. سنجه انصاف. نشر دارالحدیث. تهران. صفحه 120)


آقای هاشمی در این میان كجاست؟
آقای ری شهری كه در آن زمان وزیر اطلاعات بوده است میگوید
در جریان مهدی هاشمی، هنگامی كه وزارت اطلاعات با جدیت آن موضوع را پیگیری میكرد، روزی آقای هاشمی رفسنجانی از باب خیرخواهی به اینجانب گفت: «چه‌بسا امشب امام از دنیا برود و فردا آقای منتظری رهبر باشد؛ در آن صورت تو نمی‌توانی در داخل ایران زندگی كنی. بنا بر این،‌ مصلحت نیست موضوع مهدی هاشمی را اینطور دنبال كنی». (ری شهری. سنجه انصاف. نشر دارالحدیث. تهران. صفحه 36)


و نیز آقای منتظری در ماجرای بازجویی از دامادش (هادی هاشمی)، با یكی از سران قوا تماس میگیرد و درخواست میكند كه به علت رعایت احترام، بازجویی از وی در منزلش انجام شود. این رییس قوه كه چند خط دیگر با او آشنا میشویم، یكی دیگر از سران قوه را واسطه گفتگو با آقای ری‌شهری میكند. واسطه دوم به آقای ری‌شهری می‌گوید:
«آقای... [یعنی همان واسطه اول] می‌گوید آقای منتظری جوری با من صحبت كرد كه من بریدم. حالا شما خیلی فشار نیاورید». در پاسخ عرض كردم كه «ایشان از اول هم بریده بود؛ زیرا [این آقای رییس قوه] از ابتدا با برخورد با جریان مهدی هاشمی مخالف بود»... با دفتر امام تماس گرفتم و جریان پیغام آقای منتظری و نظر دو تن از سران قوا را گفتم و كسب تكلیف كردم. پاسخ این بود كه «امام فرمودند همانطور كه اطلاعات می‌گوید عمل شود». (ری شهری. سنجه انصاف. نشر دارالحدیث. تهران. صفحه 196)
برای اینكه این آقای رییس قوه بریده و مخالف را بشناسید،‏ نقل قول اول آقای ری شهری را دوباره بخوانید.

 

هاشمی: ما به امام گفتیم بازرگان نخست وزیر باشد

همه قبول كرده بودیم كه ایشان [یعنی مهندس بازرگان] [نخست‌وزیر] باشند. ما پیشنهاد دادیم. امام اول ملاحظاتی داشتند. از جمله گفتند اینها حزبی‌اند و چون ایشان نمی‌خواستند حزب را تایید، حكم را به فرد دادند... ما پیشنهاد دادیم، امام حكم دادند... پیش از اینكه دولت بختیار سقوط كند، ایشان حكم را پذیرفت... فضا فضای فداكاری بود.

 

پرده یكم ـ نخست وزیری مهدی بازرگان


ماجرا از چه قرار است؟
روز یكشنبه 15 بهمن سال 1357امام خمینی طی حكمی مهندس مهدی بازرگان را به عنوان نخست وزیر دولت تعیین كرد. +


امام بعدها چه گفت؟
والله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما [آقای حسینعلی منتظری] مخالف بودم، ... والله قسم، من با نخست وزیرى بازرگان مخالف بودم ولى او را هم آدم خوبى مىدانستم. والله قسم، من رأى به ریاست جمهورى بنى صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.
سخنى از سرِ درد و رنج و با دلى شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم. من با خداى خود عهد كردم كه از بدى افرادى كه مكلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم پوشى نكنم. من با خداى خود پیمان بستهام كه رضاى او را بر رضاى مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام كنند دست از حق و حقیقت برنمى دارم.
(نامه امام به آقای منتظری ـ 6 فروردین 1368 ـ صحیفه امام، جلد 21، صفحه 331)


آقای هاشمی در این میان كجاست؟
به نظرم همه قبول كرده بودیم كه ایشان [یعنی مهندس بازرگان] [نخست‌وزیر] باشند. ما [اشاره به شورای انقلاب] پیشنهاد دادیم. امام اول ملاحظاتی داشتند. از جمله گفتند اینها حزبی‌اند و چون ایشان نمی‌خواستند حزب را تایید، حكم را به فرد دادند... ما پیشنهاد دادیم، امام حكم دادند... پیش از اینكه دولت بختیار سقوط كند، ایشان [مهندس بازرگان] حكم را پذیرفت... فضا فضای فداكاری بود. (مسعود سفیری. حقیقت‌ها و مصلحت‌ها. گفتگو با هاشمی رفسنجانی. نشر نی. تهران. صفحه 39)


و این داستان ادامه دارد...

 

دریافت 15 میلیون دلار رشوه توسط آقازاده یكی از مخالفان احمدی نژاد

پسر این فرد 15 میلیون دلار از این شركت رشوه گرفته است و در حالی كه پلیس و وزارت اطلاعات ما در این خصوص هیچ حرفی نگفته پلیس نروژ بود كه این آقا را تحت تعقیب قرار دارد كه چرا از این شركت نروژی رشوه گرفته است كه من اینجا از وزارت اطلاعات می‌خواهم این اسناد را منتشر كند تا اینها اینقدر طلب‌كار نظام و انقلاب نباشند.

 


 نماینده مر‌دم تهران در مجلس در خصوص رشوه‌گرفتن پسر كسی كه در نامه‌اش مدعی می‌شود از كسی حمایت نمی‌كند از شركت استات اویل نروژ اشاره كرد و گفت: پسر این فرد 15 میلیون دلار از این شركت رشوه گرفته است.

به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، روح‌الله حسینیان بعدازظهر امروز در جمع گسترده حامیان احمدی‌نژاد در اصفهان با اشاره به اینكه در طول سخنرانی‌ام می‌خواهم برای دلایل رأی به احمدی‌نژاد و حمایت از او صحبت كنم افزود: در جنگ جمل عده‌ای از مسلمانان كم‌عمق نگاه می‌كردند طلحه و زبیر دو صحابی پیامبر (ص) و عایشه یك طرف میدان و حضرت علی (ع) در یك طرف میدان هستند و با دیدن این مناظر به تردید افتادند و نتوانستند انتخاب كنند.


وی اظهار داشت: این گروه نزد حضرت علی (ع) آمدند و گفتند كه اجازه می‌دهید ما راه بی‌تفاوتی را پیش بگیریم كه امام علی (ع) فرمودند نه اعتزال در بین جدال حق و باطل شایسته مؤمن نیست و سعید و عبدالله عمر نه حقی را حمایت كردند و نه از حقی دفاع كردند و نه باطلی را باطل كردند.
حسینیان خاطرنشان كرد: حضرت علی (ع)‌ می‌فرمایند شیعه همواره در جدال حق و باطل باید حمایت‌خواه حق باشد و همواره خوار كننده باطل باشد.


رئیس مركز اسناد انقلاب اسلامی با تأكید براینكه حال باید بیاییم و ببینیم ملاك حق و باطل از دیدگاه اسلام چیست تصریح كرد: قرآن كریم در خصوص هدف آفرینش می‌فرماید ما زمین و آسمان و هر آنچه بین آنان است را بیهوده نیافریدیم و زمین و آسمان را فقط بر مبنای حق آفریدیم.


وی اظهار داشت:‌ قرآن در خصوص انسان نیز می‌فرماید ای انسان آنچه در زمین و آسمان است را برای تو انسان آفریدیم، خورشید و ماه چرخنده را به خاطر تو آفریدیم.


حسینیان با اشاره به اینكه كسانی كه كافر شدند خیال می‌كنند زندگی فقط خورد و آشامیدن است خاطرنشان كرد:‌ قرآن كریم می‌فرماید ای انسان تو آفریده شده‌ای همه هستی بخاطر تو آفریده شده تا تو به لقا‌الله بشتابی پس حق و باطل ملاكش این است كه كه هرچیزی كه شما را به سوی خدا نزدیك‌تر می‌كند است حق است و هرچیزی كه شما را از خدا دور می‌كند باطل است.


وی با تأكید براینكه امروز احمدی‌نژاد را حمایت می‌كنیم چون احمدی‌نژاد راه خدا را طی می‌كند اظهار داشت:‌یكی از دلایل اصلی ما برای اینكه چرا از مخالفین احمدی‌نژاد ابراز تنفر می‌كنیم این است كه مخالفان احمدی‌نژاد راه طاغوت را در پیش گرفته‌‌اند.


وی با اشاره به حضور گسترده مردم اصفهان چه در دور قبل و چه در سفرهای احمدی‌نژاد، افزود: امروز جدال بین دو نفر نیست، جدال و رقابت امروز بین دو جریان فكری كه احمدی‌‌نژاد نماینده یكی از تفكرات اصیل اسلام است.


رئیس مركز اسناد انقلاب اسلامی اظهار داشت: شما ببینید 16 سال گذشته را و امروز هم ببینید چه كسانی پشت موسوی قرار گرفته‌اند.


وی خاطرنشان كرد:‌ در طرف دیگر جریان فكری كه در برابر احمدی‌نژاد قرار دارد شما اسلام آمریكایی، اسلام لیبرال و اسلام لاابالی‌گری‌ را می‌بینید و این در حالی است كه احمدی‌نژاد در خط امام، رهبری و ولایت قرار دارد.


حسینیان با اشاره به اینكه در 8 سال دوران اصلاحات شما دیدید كه با ارزش‌های اسلام و انقلابی مردم چه رفتاری كردند تصریح كرد:‌ همین جناح دوم خردادی كه پشت سر موسوی هستند یك روز نوشتند افكار و اندیشه‌های امام (ره)‌ به موزه تاریخ پیوسته و شما دیدید كه خودشان به موزه‌ها پیوستند.


وی افزود: حتی این گروه به امام حسین (ع) نیز رحم نكردند و در روزنامه‌های زنجیره‌ایشان نوشتند كربلا و عاشورا نتیجه خشونت پیامبر (ص) در جنگ بدر است.


رئیس مركز اسناد انقلاب اسلامی با تأكید براینكه اینهایی كه وقتی به حكومت رسیدند بزرگاشان این را گفت كه باید اختیارات رهبر را محدود كنیم تصریح كرد: اینان در همان روزهای نخست به قدرت رسیدنشان خواهان محدود كردن قدرت رهبری شدند.


وی با اشاره به اینكه احمدی‌نژاد نماد و نماینده اسلام محرومین، اسلام مستضعفین و اسلام ناب محمدی است اظهار داشت: امروز می‌بینید كه اسلام اشرافیت و نماینده‌های آن در برابر احمدی‌نژاد ایستاده‌اند.


حسینیان با تأكید اینكه یكی از همین شخصیت‌ها با تمام وجود و توانش آمده و می‌گوید می‌خواهیم كمر احمدی‌نژاد را به خاك بمالیم افزود: این فرد در یك زمانی با 70 و چند نفر از اعضای خانواده خود و در یكی از ایاد به جزیره كیش رفتند و پس از تمام شدن تفریحاتشان تماس گرفتند كه پول اینها را شما باید پرداخت كنید كه احمدی‌نژاد در پاسخ آنان گفت من نمایندگی ندارم بیت‌المال را خرج اینها كنم كه وقتی صورت حساب را برای این فرد بردند گفت این توهین است و ما باید بگوییم امروز زمان اجرای عدل علوی است كه 16 سال پیش از دولت نهم اینان با بیت‌المال چكار كرده‌اند.


وی با اشاره به اینكه در دولت خاتمی میلیاردها تومان پول از بیت‌المال به حساب ایران‌خودرو گذاشته بودند تصریح كرد: ‌آنها تمام زن‌ها و بچه‌هایشان را برای گرفتن خودرو معرفی كردند و احمدی‌نژاد یكی از كارهایشان پس از به قدرت رسیدن این بود كه آن را حذف كرد.

رئیس مركز اسناد انقلاب اسلامی با تأكید براینكه در دولت موسوی مصوبه‌ای را گذرانده بودند كه وزرای هر دولت پس از اینكه زمان وزارت‌شان تمام می‌شود مادالمعمر حقوق بگیرند تصریح كرد: احمدی‌نژاد وقتی كه به حكومت رسید یكی از كارهایش حذف این مصوبه بود و او در برابر كسانی كه از بیت‌المال همچنان پس از دوران خدمتشان حقوق می‌گرفتند ایستاد و گفت چرا باید اینان پول بیت‌المال را بگیرند و می‌بینیم كه اینان امروز در صف اول دشمنان احمدی‌نژاد قرار دارند.


وی در خصوص رشوه‌گرفتن پسر كسی كه در نامه‌اش مدعی می‌شود از كسی حمایت نمی‌كند از شركت استات اویل نروژ اشاره كرد و گفت: پسر این فرد 15 میلیون دلار از این شركت رشوه گرفته است و در حالی كه پلیس و وزارت اطلاعات ما در این خصوص هیچ حرفی نگفته پلیس نروژ بود كه این آقا را تحت تعقیب قرار دارد كه چرا از این شركت نروژی رشوه گرفته است كه من اینجا از وزارت اطلاعات می‌خواهم این اسناد را منتشر كند تا اینها اینقدر طلب‌كار نظام و انقلاب نباشند.

روح‌‌الله حسینیان با اشاره به اینكه احمدی‌نژاد در طول زمان قدرتش جلوی بسیاری از رشوه‌خواری‌ها و ‌رانت‌ها را گرفته است افزود: اینها حق دارند امروز فریاد بزنند و این در حالی است كه امروز ما و مردم ما بر سر دوراهی اسلام آمریكایی و اسلام اشرافی‌گری و اسلام امام خمینی (ره) قرار گرفته‌اند.
وی با اشاره به اینكه متأسفانه برخی از افراد می‌گویند چرا احمدی‌نژاد نامه برخی از افراد را برده است اظهار داشت: احمدی‌نژاد با نام بردن باند قدرت و ثروت كاری ابوذری انجام داد.

رئیس مركز اسناد انقلاب اسلامی تصریح كرد: من متأسفم از برخی از حركات برخی از روحانیون كه نامه می‌نویسند و سئوال من این است اگر آنان در صدر اسلام بودند نسبت به ابوذر چه می‌‌كردند.
وی با تأكید براینكه اگر ابوذر را در آن زمان حمایت كرده بودند هرگز واقعه كربلا و عاشورا اتفاق نمی‌افتاد خاطرنشان كرد: اگر احمدی‌نژاد امروز اسم نمی‌آورد ما با یك كربلا و عاشورای دیگر روبرو بودیم و این در حالی است كه احمدی‌نژاد امروز نماینده عزت اسلامی و نماینده اسلام در جهان شناخته می‌شود.

حسینیان با ذكر خاطره‌ای از سفرش به بولیوی تصریح كرد: مردم بولیوی وقتی می‌فهمیدند ما ایرانی هستیم به ما می‌گفتند كه سلام ما را به احمدی‌نژاد برسان و به او بگو كه تمام امید ما احمدی‌نژاد است چرا كه از وقتی به كشور ما آمده تغییرات بسیاری در رابطه دولت و ملت به وجود آمده است.
وی افزود: امروز ایرانیان خارج كشور نیز معترفند از وقتی احمدی‌‌نژاد آمده عزت و هویت به دست‌ آورده‌اند و از اینكه بگویند ایرانی هستند در ملل مختلف احساس غرور می‌كنند.

رئیس مركز اسناد انقلاب اسلامی با تأكید براینكه احمدی‌نژاد كسی است كه در میان تمام سران كشورهای استكباری نام حضرت مهدی (عج) را می‌آورد تصریح كرد:‌شما باید 22 خرداد با وضوح در پای صندوق‌های رأی حاضر شوید.

حسینیان با تأكید براینكه كاروانی كه به سوی حكومت جهانی حضرت مهدی (عج)‌ حركت كند هیچ‌كس توان ایستادگی در مقابل آن را نخواهد داشت اظهار داشت:‌ مخالفین امروز احساس شكست می‌كنند و ما به آنان می‌گوییم هركسی در سر راه تحقق حكومت جهانی اسلام و فراهم كردن زمینه حكومت جهانی حضرت مهدی (عج) بایستد به طور قطع له خواهد شد.

وی با اشاره به اینكه مخالفین امروز احساس شكست می‌كنند و هر برنامه اغتشاش‌گرایانه و خراب‌كارانه‌ای را در دستور كار خود قرار خواهند داد تصریح كرد: شما باید با حفظ هوشیاری به راه خود ادامه دهید و باید آگاه باشید كه آنها دنبال شرارت هستند.

حسین شریعتمداری در یادداشتی با عناون "مخاطب كیست ؟!" به تحلیل نامه هاشمی به رهبر معظم انقلاب پرداخت  و نوشت:
درباره نامه آیت الله هاشمی رفسنجانی خطاب به رهبرمعظم انقلاب كه روز سه شنبه 19/3/88 و به صورت سرگشاده منتشر شد و بلافاصله پس از انتشار با استقبال همراه با ذوق زدگی فراوان محافل بیگانه و برخی جریانات بدسابقه و آلوده داخلی روبرو گردید، اگرچه گفتنی های فراوانی هست ولی در این مختصر به اشاره چند نكته بسنده می كنیم؛
1- انتشار سرگشاده این نامه نشان می دهد  برخلاف عنوانی كه دارد خطاب به رهبرمعظم انقلاب- و یا فقط خطاب به ایشان- نوشته نشده است، بلكه جناب رفسنجانی به مخاطبان دیگری غیر از رهبرفرزانه انقلاب نظر داشته اند. این مخاطبان چه كسانی بوده اند؟!توده های مومن و انقلابی مردم  كه از این اقدام غیرمنتظره آقای هاشمی انگشت  حیرت به دندان گزیده و تاسف می خورند و اما ، دیگران...  كه  بگذریم!
2- آقای رفسنجانی گلایه كرده اند كه آقای احمدی نژاد در مناظره تلویزیونی به ایشان اهانت كرده و تهمت زده است. خب! این چه ربطی به رهبرمعظم انقلاب دارد؟ و چرا انتظار دارید كه آن بزرگوار وارد دعوای جناح سیاسی شما با یك جریان سیاسی دیگر شود؟ رهبرمعظم انقلاب متعلق به همه مردم با سلیقه های سیاسی گوناگون است و دلیلی ندارد- و از ساحت عدل ایشان نیز به دور است- كه در نزاع جریانات سیاسی با یكدیگر به نفع این جریان و یا علیه  آن جریان دخالت فرمایند.
3- اگر آقای احمدی نژاد به افرادی از خانواده جناب هاشمی رفسنجانی اهانت كرده و از این روی ایشان را قابل سرزنش می دانند چرا اهانت های پی درپی و بیش از 320 هزار عنوان علیه رئیس جمهور قانونی و منتخب مردم  كه طی 4 سال گذشته،  صورت گرفته قابل سرزنش نباشد؟! طیف یاد شده به گواهی اسناد مكتوب و موجود از هیچ اهانت، افتراء، تمسخر، دروغ پراكنی و ناسزاگویی علیه رئیس جمهور منتخب و محبوب مردم دریغ نكرده اند و در این میان فرزندان جناب هاشمی رفسنجانی سهم  قابل ملاحظه  ای داشته اند. مگر خانم فائزه هاشمی در یك اهانت آشكار و مجرمانه مردم ایران را به خاطر انتخاب آقای احمدی نژاد «مردمی كه دچار نكبت شده اند»! ندانست؟! و مگر همین خانم در همایش طرفداران مهندس موسوی و در حالی كه تعدادی از زنان با شال های سبز به رقص و پایكوبی مشغول بودند، ایران اسلامی را در صورت انتخاب مجدد احمدی نژاد «برباد  رفته» معرفی نكرد؟! تهمت هایی نظیر دیكتاتور! فاشیست! بی سواد! و... علیه رئیس جمهور  مردمی كه فراموش شدنی نیست.
بنابراین چرا طی این چند سال متمادی، جناب آقای رفسنجانی احساس آزردگی خاطر نكردند؟! انتظار این بود كه  آیت الله هاشمی رفسنجانی  نیم نگاهی نیز به این سوی ماجرا  می داشتند. ضمن آن كه مطابق قانون اساسی اهانت به رئیس جمهور اقدامی مجرمانه و قابل تعقیب است.
4- ممكن است گفته شود  آنچه آقای احمدی نژاد در مناظره تلویزیونی خود علیه فرزندان آیت الله هاشمی رفسنجانی بر زبان آورده هم اهانت است و هم واقعیت ندارد. كه باید پرسید مگر آنچه فرزندان و احزاب و گروههای مورد حمایت آقای هاشمی علیه احمدی نژاد بر زبان و قلم آورده اند، واقعیت داشته و اهانت نبوده است؟!
5- با توجه به آنچه گذشت و با عرض پوزش از جناب هاشمی رفسنجانی باید گفته انتظار ایشان از رهبر معظم انقلاب برای محكوم كردن آقای احمدی نژاد، انتظاری ناعادلانه است كه ساحت مقدس ولی امر مسلمین از بی عدالتی و بی انصافی منزه بوده و هست و به یقین آیت الله هاشمی نیز كه خود از شخصیت های نامدار انقلاب هستند جز این نمی پسندند. چرا كه، دخالت رهبر معظم انقلاب در این ماجرا و به نفع فرزندان آیت الله هاشمی به معنای تأیید انبوه اهانت ها و تهمت های 4 ساله علیه آقای احمدی نژاد خواهد بود و حال آن كه اگر اظهارات رئیس جمهور در مناظره تلویزیونی برای یك بار قابل محكوم كردن باشد، طیف مقابل برای حداقل 320 هزار بار مستحق توبیخ و محكوم شدن است.
6- و بالاخره، درباره نامه سرگشاده!! آیت الله رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب اگرچه گفتنی های دیگری نیز هست ولی باید گذاشت و گذشت، زیرا اقدام اخیر ایشان را یك «خطا»ی ناخواسته می دانیم كه متأسفانه به نفع دشمنان نظام و علیه شخص ایشان تمام شده است و آقای هاشمی به یقین می دانند و بارها شاهد بوده اند كه در روزهای حادثه، مردم وفادار به اسلام و انقلاب از ایشان  در مقابل هجوم ناجوانمردانه كسانی كه امروزه، سنگ حمایت از وی را به سینه می زنند، دفاع كرده اند و صد البته هاشمی رفسنجانی را مثل همیشه در اردوگاه خودشان می پسندند.


حسین شریعتمداری

انتقاد امام جمعه مشهد از نامه هاشمی به مقام معظم رهبری

نظر اساتید حوزه درباره معرفی اسامی مفسدین

تخریب كروبی توسط سایت فرزند هاشمی رفسنجانی در حمایت از موسوی

كسی كه با یك تَشر صدایش می‌لرزد چگونه می‌تواند از حق ملت دفاع كند؟
بررسی مبانی افشاگری اقتصادی در نهج البلاغه
سخنان و تعاملات هاشمی با رهبری در سالهای اخیر

 

 

+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 و ساعت 2:19 بعد از ظهر |
«سياوش اوستا»
جشن سيزده بدر
 
از هنگامى كه ميترا شهريگرى آريائى را پايه نهاد و علوم هفتگانه را به بشر آموخت كه از جمله ستاره شناسى و نجوم بود سال را به دوازده ماه هر ماه را به ۳۰ روز و هر هفته را به هفت روز و هر سه ماه را به فصلى كه در هنگامه هائى همين فصل ها نيز سال بودند تقسيم كرد.
او كه پايه گذار شهريگرى و خرد ورزى و دانش پژوهشى انسان و پيام آور توحش بسوى مدنيت و شهريگرى بود جشن و شادى و موسيقى و ترانه و دست افشانى و پايكوبى پاك را نشانه و دليل محكم و پايدارى براى رشد روح و روان و جسم و انديشه آدمى دانست لذا هر روز را نامى نهاد و هر نام را بهانه اى و با هر بهانه اى جشنى جشن بهار كه امروزه به نوروز شهرت يافته است از نخستين روز فروردين آغاز و تا ۱۲ فروردين به ياد و نام ۱۲ ماه سال و ۱۲ امشاسپندان و فرشتگان نيكى و پاكى و مهرگستر اهورائى بود ادامه مى يافت و پايان اين جشن خجسته بهارى در سيزدهمين روز بهار با خروج از شهرها و روستاها و به دامان دشت و بوستان و گلستان و كنار آب رفتن و با بزرگداشت طبيعت زيبا پايان جشنواره بهار را همه با هم بسان كنگره و نشستى بزرگ جشن مى گرفتند پاس داشت و سپاس از سبزه و سبزوار و طبيعت كه با بركت گرفتن از خورشيد آن مهرتابان به زمين و انسان، هستى و حيات مى بخشد از فرامين اوستائى و اهورائى شد.
از نخستين روزهاى بهار و واپسين روزهاى زمستان سرد در پاس داشت سبزه و سبزوار و طبيعت و رويش و شكوفائى انسان آريائى سبزه اى در خانه مى اندازد و در پايان جشنواره بهارى و در سيزدهمين روز بهار سبزه خانه را به سبزستان طبيعت برده و در آب روان آن را رها مى كند.
سيزده بدر چارده به تو سال دگر خانه شو
يكى ديگر از برنامه هاى جشن سيزده بدر ديد و بازديدى ها و آشنائى هاى عمومى بوده است براى برگزيدن همسر! دختران و پسران در جشنواره سيزده بدر از شهرها و محلات و روستاهاى مختلف در فضاى باز و آزاد طبيعت با هم آشنا مى شده اند و تا پايان فروردين ماه و ارديبهشت و خرداد ماه هاى برگزارى جشن هاى پيوند زناشوئى و همبستگى خانوادگى بوده است و بزرگترين و بيشترين جشن هاى عروسى در بهار و مهرگان و سده برگزار مى شده است.
جشن سيزدهمين روز بهار كه از فرهنگ و تمدن هفت هزار ساله آريائى ميترائى برخاسته است به تمامى مليت ها و اقوام و اديان جهان منتقل شده است.
مصر باستان از دوران فراعنه كه به ۵ هزار سال پيش مى رسد جشن بهار را در پايان دومين هفته آن به دشت و دمن و كنار رودخانه ها و آب مى رفته و مى روند و آن را گرامى مى دارند و درست سنت سيزده بدر آريائى را انجام مى دهند.
جشن سيزده بدر و بهار در مصر هم اكنون نيز رواج دارد و بنام شم النسيم يك روز تعطيلى در اين كشور است.
جشن بهار در چين نيز هزاران سال پيش به مدت يك هفته (دومين هفته بهار) برگزار مى شود و يكى از بزرگترين جشن هاى اين كشور است، در جشن بهار سال گذشته در چين بيش از ۱۸ ميليارد پيامك رد و بدل شد و برخى از بودائيان بر اين باورند كه در نخستين روز بهار بودا كاخ پادشاهى را رها كرد و به طبيعت زيبا رفت و در سيزدهمين روز بهار صدها تن به او پيوسته و در پيرامون او سفره هاى جشن بهارى را گسترانيدند.
يهوديان جهان جشن بهار و سيزده بدر را با عنوان پسح مى شناسند و روز خروج آنها از سرزمين مصر.
موسى به نزد فرعون آمده و از او رخصت مى گيرد تا به قوم يهود اجازه بدهد تا جشن سيزده بدر را كه يك سنت ديرين است به پيك نيك بروند. فرعون موافقت مى كند و موسى شتابان فرمان فرعون را به مردمش ابلاغ مى كند تا ثروت ها را جمع آورى نموده و گوسفندان را قيمه كنند و بدون فرصت براى ساختن خميرترش براى نان، نان هاى فطير را پخته و در بامداد سيزدهمين روز بهار براى پيك نيك سالانه سيزده بدر از شهر خارج شوند. شبانگاه كه فرعون بازگشت يهوديان را نمى بيند سپاهش را به دنبال آنها روان مى كند.
به باور تمامى زرتشتى ها و مانى و مزدك نيز سيزدهمين روز بهار جشن بزرگداشت طبيعت و برگزارى پيك نيك بزرگ است. در باور مسيحيان جشن سيزده بدر با نام «پاك» كه نامى آريائى ايرانى است و بيانگر پاكى و تميزى طبيعت است به عنوان روزى كه عيسى مسيح به صليب كشيده شده است و ديگر بار حيات گرفته است مهمترين و بزرگترين جشن و عيد آنهاست.
توضيح دو نكته ضرورى است:
نخست اين كه اگر در رابطه با برگزارى جشن سيزده بدر ايرانى اوستائى آريائى با جشن هاى چينى، مصرى، يهودى، مسيحى و.... چند روز اختلاف مشاهده مى شود، براساس سنجش ايام در سال براساس خورشيد و ماه است. تنها سالشمار ايرانى ثابت و عقلى و منطقى است زيرا براساس خورشيد محاسبه مى شود اما ديگر سالشمارها چون قمرى است و براساس ماه تنظيم مى شود، اصلى ترين دليل اختلافات چند روزه جشن هاى شم النسيم، پسح و پاك و غيره با جشن سيزده بدر ماست.
نكته دوم مسئله نحسى بودن سيزده است. ايرانيان هرگز سيزده را نحس ندانسته اند و اين برداشت از فرهنگ هاى ديگر گرفته شده است:
يونانيان ۱۲ نماينده به عنوان سخنگويان ۱۲ اله و خدا داشتند كه روزى سيزدهمين فرد وارد جمع دوازده نفرى مى شود و چون نمايندگى او پذيرفته نمى شود، سيزدهمين فرد دوازده تن ديگر را به قتل مى رساند و از آن پس ۱۳ به عنوان نحسى از فرهنگ يونانى به ديگر سرزمين ها سرايت مى كند.
به گونه اى كه حتى برخى از آميختن ماه قمرى در برابر ماه خورشيدى در سيزدهمين روز بهار سخن گفته و بر اين باور بوده اند كه اين تصادف يك سياهى و تاريكى روزانه اى را در پى داشت.
در فرهنگ مصر و فراعنه نيز چون در سيزدهمين روز بهار موسى تمامى يهوديانى را كه نقش مهمى در ساختار ادارى كشور داشتند حتى بردگانى كه سخت ترين كارها را انجام مى دادند از كشور خارج كرده و كارهاى دولت و ملت براى چند ماه فلج شده بود آن روز را به عنوان روزى نحس گرفته بودند. در فرهنگ مسيحيان نيز سيزدهمين عضو گروه حواريون عيسى كه در شبانه سيزده بهار به فرزند خدا خيانت كرده و او را لو داده و در سيزدهمين روز به صليب مى كشند نيز روز نحسى محسوب شده است.
در فرهنگ سياهپوستان و سرخ پوستان نيز در سيزدهمين سال آفرينش هستى واقعه اى سهمگين و ناگوار پديد مى ايد و زلزله اى بزرگ بخشى از زمين را ويران مى كند. در نگاه برخى از ساميان سيل بزرگ و ويرانگرى كه همزمان با كشتى نوح پديد آمد در سيزدهمين روز بهار بود.
اما همه اين روايت ها را به گوشه اى مى نهيم و تمامى نيكى ها و پاكى ها و خوبى هاى هستى و مهرتابان و طبيعت سرسبز و بهار زيبا و شكوفا را كه قرن ها و هزاره ها به عنوان يكى از بزرگترين جشن هاى ملى خود گرامى مى ستاييم.
 
بیایید در آزادی ایران و ایرانی سهیم باشیم#جاوید ایران و ایرانی#ماهستیم#
 

 سیاوش اوستا

آخه مرد صبح شد مگه فردا نمیخوای بری سر کار

من میخوام برم سر کار تو که نمیخوای بری سر کار!

زن: برای تو میگم که سر کار هی چرت میزنی و خوابت میاد

مرد: عجب پس دل خانم به حال ما میسوزه؟

زن: چه جور هم!

اکنون مرد کتابش را تمام کرده خمیازه میکشد و مشتهایش را به سینه میکوبد و به سوی رختخواب میرود و  در کنار همسر میخوابد!

صبح زود...!

زن: مرد بلند شو صبحونتو بخور که کارت دیر شده!

مرد بعد از کلی تقلا بلند شده بعد از شستن دست و صورت به طرف میز میرود

زن کتاب روی میز را گرفته و میگوید: چت بود دیشب عزیزم؟

مرد: هیچی چیزی نبود کتاب میخوندم! و کتابی که در دست زن بود را نشان میدهد!

زن: میدانم افسانه افسانه ها! رو میخوندی اما من از گریه دیشب میگم توی خواب گریه میکردی؟

مرد: چطور؟ گریه (مرد کمی فکر میکند)

زن: آره عزیزم چت بود خواب بد دیده بودی؟

آره خدا رو خواب دیدم!

زن: خدا چطور؟ مگه خدا چیجوریه که تو خواب تو بیاد؟

مرد: حالا که اومد عجب خدای خوبی بود! ازش خوشم اومد!

زن:چطور؟

مرد:آخه نمیدونی در چه هیبتی اومد یک جوان زیبا و خوشگل!

زن: خوب با هم صحبت هم کردید؟

مردآره عزیزم، چون با هم صحبت کردیم من گریه هم کردم. آخه توی خواب دیدم که خدا یه گوشه ای غریب و تنها نشسته و داره گریه میکنه. جلوش زانو زدم و گفتم خدا جان فدایت شوم . درود بر تو. چیه؟ چرا داری گریه میکنی؟ خدا سرش و کمی بلند کرد ، چهره ای مثل ماه زیبا و مهربان و دلربا تا صورتش رو دیدم دلم باغ باغ وا شد؟

بهم گفت: اگه گریه نکنم چیکار کنم!

گفتم آخه خدا جون تو چرا گریه میکنی؟ تو که خدای بزرگی ، توانایی ، جباری ، مکاری ، قادری ، قاسمی ، عظیمی و ...

ناگهان صدای گریه اش بالاتر رفت و گفت: بیا اینم از این. با این حرفهای تو و با کارهای اونا اگه من گریه نکنم چیکار کنم. تو مگه الان اون کتاب رو نمیخوندی؟

مرد: کدوم کتاب رو؟

خدا: همون کتاب که موقع خوندنش ده بار  با زنت دعوا کردی؟

مرد: آهان چرا همین نمایشنامه رو میگی؟ افسانه افسانه ها.

خدا: آره همونو میگم ندیدی در تاریخ از دیروز تا به امروز با من چه کرده اند؟ بنام من چه کارها که نکردند به یاد من چه خانه ها که نساختند نگاه کن من محتاج خانه و معبدم؟ نمیبینی در تاریخ با من چه کردند؟

مرد: آره خدا جون راست میگی چه ها که به نام تو نمیکنند پس اینطرف درست نوشته این افسانه افسانها.

خدا: ای وای هنوز اونهایی که تو خوندی ذره ای است از درد های من و از نیرنگها و حیله های مردم بنام من...

مرد: خب خدا جون این که کاری نداره همه اینارو تکذیب کن سخنرانی کن و مردم رو روشن کن دیگه لازم نیست این همه حرف و حدیث باشه یه بار بیا سخنرانی کن تکلیف مردم و روشن کن اینجوری همه به یه دین در میان و تموم مشکلات هم حل میشه؟

خدا: چه جوری؟ من با اینهمه اقتدارو شوکت و عظمت و برو بیا یک منبر برای سخنرانی ندارم که به این شارلاتانها بگم بابا بسه دست از موی فرفری من بردارید. تا کی میخواهید برای من بیچاره که تمامی هستی از آن من است خانه بسازید و چون خر عصاری دور آن بگردید تا کی میخواهید آدم و حیوان را به نام من برای رضای من قتل عام کنید و تا کی میخواهید دنیا را بچاپید و به نام من از رنج بینوایان کاخها و مناره ها بسازید... و تازه مگر نمیدونی من که خودم معبدی ندارم خانه ای ندارم هر چه معبد و خانه به نام منه متولی و نگهبان داره و اگر شبی هم بخواهم وارد یکی از خانه های خودم بشم متولی و نگهبانها مرا راه نخواهند داد خلاصه من اگر با همین قیافه بخواهم بیام تو خونه هایی که انسانها برام ساختن مطمئنا اونایی که از خونه های من پول در میارن منو میکشن و یا میگن خائن دروغگو کافر ملحد!

مرد: واقعا راست میگی خدا جون عجب بدبختی داری تو! وضع تو رو هم خیلی خراب کرده اند این روحانیون!

خدا گریه اش را دوباره شروع کرده و میگوید حالا فهمیدی من برای چی زار زار میگریم

 منم که بغض گلویم را گرفته بود بغضم را شکسته و دست در گردن خدا انداخته و شروع کردیم زار زار گریه کردن! بعد بهش گفتم:

خدا جان قربانت برم تو چه خوب و مهربانی ، لطیف و بخشنده ای و چه خوب است که منم برای تو گریه کنم. ای خدا نمیدونی تا حالا فکر میکردم تو فقط گردن میزنی و واسه قبرما انسانها مار و عقرب پرورش میدی. فکر میکردم هزاران فرشته تو از صبح تا شب واسه جهنم هیزم جمع میکنن.  همش فکر میکردم چیجوری پول جمع کنم از خوراک خونواده ام  بزنم تا بتونم برم دور خونه تو بگردم و بعدش بیام واسه فک و فامیل تعریف کنم ای خدای بزرگ سپاس گزار تو ام تو خیلی خوبی!

همینجور که گریه میکردم خدا رو فراموش کردم و خواب از فکرم خارج شد و صبح شد.

چند روز بعد از این ماجرا یک روز تعطیل (خواب دوم!)

یک روز تعطیل که همه خانواده در آرامش و آسایش کامل در خواب ناز بودیم خوابی دیگر دیدم صحنه و دکور برایم آشنا بود! احساس کردم دارم دنباله یه خواب قدیمی رو میبینم کسی در آغوشم بود و هر دو پایان یک دوره طولانی گریستن را میگزراندیم آنکس که قبل از من گریستن را آغاز کرده بود برخواست و اشکهایش را پاک کرد و دستی بر شانه من زد و گفت:

بلند شو ! بلند شو!

من مشغول گریه کردن خودم بودم و به او اعتنایی نکردم!

اوستا پاشو باید یه کار جدی بکنیم!

من مات و مبهوت به او نگریستم و گفتم:

خداوند توانا قربان آن قد و قامتت بشوم من اوستا نیستم من بستور تبرستانی هستم تازه اگه احساس رفاقت میکنی میتونی بگی بستور!

خداوند که اخمهایش را در هم کرده بود و انگاری عصبانی شده بود به زور لبخندی زد و گفت:

میبینی؟ این انسان است! مگر من خدای تو نیستم! چطور برای خرید پیراهن همسرتان به حرفش گوش میکنید اما با حرف من مخالفت میکنید من میخواهم تو را اوستا بنامم همین که هست!

خداوند مهربان بستور هم نام خوبی است اسم پسر یکی از سپهسالاران سپاه پارسیان است که با سن کمش پهلوان و سپه سالار سپاه ماد را شکست داد و باعث شد تا پارس و ماد یکی شود. مگر کتابش را نخواندی اسم کتابش هست بستور نوشته مهرداد بهار نقاشی کتابشم از نیکزاد نجومی است. تازه خدا اگه اسمم رو بزاری اوستا همه فکر میکنن من زرتشتی شدم و اسم پیامبر زرتشتی ها رو گزاشتم رو خودم!

خداوند حرف مرا قطع کرد و گفت:

فرزند عزیزم اوستا نامی است ایرانی که قبل از زرتشت هم وجود داشته است مگر شما ایرانیان نامهایتان ایرانی نیست برای چه این حرف را میزنی! تو اوستای خودم هستی والسلام.

خدا جون تو خودت منو اوستا نام میگزاری اونوقت میگی والسلام لا اقل بگو پایان.

خداوند حرف مرا قطع مینماید :

آری با ایرانی باید ایرانی حرف زد هر چند این ایرانی عربی هم بلد باشد.

خداوند خمیازه میکشد و دو بار دور خودش میچرخد ، دستهایش را باز نموده مشتهایش را گره نموده به من نزدیک میشود! من هم نزدیک بود از ترس زهره ترک شوم که خداوند با مشتهای گره کرده مانند بوکسورهای حرفه ای به نرمی به شانه هایم میزند. البته زدنی که انگار پدری مهربان فرزندش را نوازش میکند و دو سه بار به هوا میپرد و میگوید:

بسیار خوب. بیا جلو ببینم! باید به اصل کار بپردازیم! آماده هستی؟

بستگی داره اصل کار چی باشه خدا جون؟

خوب یافتن راه حل مشکل من. باید چاره ای جست؟

خدایا چطور شد بعد از هزار ها و قرنها حال به فکر افتادی

این فکر را تو در ذهن من انداختی و چه فکر بکری؟

از کجا آغاز کنیم خدا جون؟ من آخه چیکاره ام ؟نکنه میخوای یه پیامبر دیگه به 124000 پیامبرت اضافه کنی ؟ جون من دور من و خط بکش؟

خدا با عصبانیت گفت:

چه پیامبری؟ کدام صد و بیست و چهار هزار نفر؟ این ارقام را از کجا آوردی؟

خدایا این عددی است که خودت درست کردی و خودت فرستادی؟

کجا من کسی را فرستادم؟کی؟ با چی؟ برای چی؟ اصلا مگر با عقل جور در میاد؟124000 پیامبر!

خدا جون بابا من خودم از بزرگای دین شنیدم تو آخرین کتابتم نوشتن که اولینش حضرت آدم بود و شش هزار سال پیش در صحرای سینا زندگی میکرده است؟ دیگر خودت که دروغ نمیگی خدا جون؟ آخرینشم محمد که تو کتابش نوشته اینارو؟

محمد دیگه کیه؟ کتاب دیگه چیه؟ مگه من چلاغم؟ یا مگه با انسانهام دشمنم؟ خودم زبون! دارم اگه بخوام مردم رو راهنمایی کنم خودم میام بهشون میگم چیکار کنن. یا خودم کتاب مینویسم! بعدشم اگه هر کدوم از این رئسهای قبیله یک سال هم عمر کرده باشه میشود 124000 سال چطوری اولیش 6000 سال پیش زندگی کرده؟ من نمیدونم من چیجوری تو کتابام نوشتم 6000 سال یعنی میخوای بگی خدا بیسواده؟ اگه یه بچه بشینه حساب کنه میفهمه که هر کسی توی کتابش اینو نوشته غلط بزرگی کرده!

چه طوری این آدم که ادعای پیامبری میکنه یه همچین حساب کتاب ساده ای رو بلد نیست!

ای بابا عجب غلطی کردیم خدا جون من نوکرتم! من غلط کردم با هر کی که این چرندیات و نوشته! تو رو جان بچه ات منو ببخش!

در همین لحظه با نفسهای خدا دهنم قفل میشود!

خداوند مات و مبهوت نگاهی به من میکند و میگوید: وایستا ببینم جان بچه من!!! کدام بچه!!! میبینم که تو زمین کتاب دارم ، پیامبر دارم ، بچه دارم دیگه چی جریان این بچه دیگه چیه؟

همان جوان رعنا و نازنینی که برای نجات جهان فرستادی و تمامی گناهان انسانها را بر دوش خود کشید و اومد تو آسمون پیش تو! همون که بیماران کر و کور و شل رو شفا میداد و دختران مرده را با بوسه ای در لبانشون شفا میداد. چطور یادت نیست تمام دنیا دارن اونو میپرستن و واسه شفا گرفتن میرن به اورشلیم! همونی که قراره  یه روزی ظهور کنه و بیاد تموم انسانها رو ببره بهشت!

بهشت دیگه کجاست ؟ کدوم جوون! شفا چیه! آسمون کجاست! گناهای هر کسی به خودش ربط داره این چیجوری به دوش کشیده! که ما هم خبر نداریم؟ ظهور چیه نکنه مهدی رو میگی که میخواد ظهور کنه!

نه خدا جون مسیح رو میگم! ای بابا بازم گند زدم! راست میگی خدا جون چند نفر قصد دارن ظهور کنن مهدی! مسیح! موسی! جعفر! موسی! و...

نکنه ! آهان! اون جوان خوش تیپ را میگویی که قبل از اینکه بگه پسر منه اومد ایران و مصر و هند و کشمیر رو گشته بود و مثل زرتشت پزشکی رو از ایرانیا یاد گرفته بود و رفته بود به اسرائیل که آن زمان قرنها از تمدن دور بودن و تو دهاتهای کثیف زندگی میکردن! که اونم همونجا بیماران غشی رو مداوا میکرد! مردم فکر میکردند اونا مردن بلکه فقط غش کرده بودن اونم با یه بوسه بر لبانشون اونا رو شفا میداد! نکنه اونو میگی!

اینجا داشتم ضایه میشدم پس سریع حرفشو عوض کردم و گفتم:

خداوندا میشه بپرسم چیجوری با مادر مسیح ازدواج کردی؟ چطور شد میان اینهمه دختران خوشگل  ایرانی ، رومی ، فلسطینی ، بلغاری و... توی صحرا ها گشتی و یک دختر یتیم صحرا گردی را به نکاح خود درآوردی که مسیحیا میگن خیلی هم خوشگل بوده؟

خدا باز زار زار گریه میکند و میگوید من به کی پناه ببرم کدام همسر؟ ببینم چطور میشود که شما در اسلام میگویید خدا یکی است نه زاده شده و نه زاده کسی رو و در دین مسیح منرا دارای همسر و فرزند میدانید؟ آخه اگه کمی فکر کنید؟ بابا این چیزا رو دیگه نگو؟ چرا با چشم بسته هر چیزی رو قبول میکنید!

من پشیمون میشم و خدا رو در آغوش میگیرم و اونم انگار پسرش رو در آغوش گرفته باشد زود اشکهایش را پاک میکند.

خدا جون این که اشکالی نداره تازه ما یکی رو داریم که ادعا میکنه خدا بهش گفته با یه دختر 8 ساله ازدواج کنه ؟

شوخی بس است اوستا باید کار را جدی دنبال کنیم.

خدا جون کار هر چه جدی باشد من حاضرنیستم پیامبر باشم مگه نمیبینی که اینا به اسم تو چه کارایی که نمیکنن؟ یکی تو رو دارای همسر کرده اون یکی به اسم تو زن میگیره و میره جنگ و آدم میکشه اون یکی طاووس و زنده میکنه یکی هم از تو کوه شتر در میاره  و ...

راستی خدا جون میخوای معجزه منو چی اعلام کنی حتمی وبلاگ نویسی رو معجزه من میکنی؟

چه معجزه ای ؟ چه وبلاگی؟

اون قدیما بود که کتاب و نوشتن معجزه بود؟ و پیامبری چهل ساله قومی وحشی و پا برهنه و جنگجو را بر نیمی از جهان متمدن چیره ساخت و فرهنگ و زبان میلیونها انسان بیگناه را تغیر داد و میلیونها نفر را به دست قوم وحشی اش کشت؟ دختران و زنان را به بردگی برد و با زور شمشیر و نیزه دینش را تا اروپا برد ؟

فرزندم حال وقت این حرفها نیست برگردیم به اصل مطلب قرار بود کمکم کنی؟

خدا جون از اینکه ما رو قبول داری سپاسگزارم اما اینجور که تو میگویی اگر بخواهی با مردم صحبت کنی مردم تو را به فرمان دکانداران دین تیکه تیکه خواهند نمود؟

چطور؟

آخر خدا جان تو همه چیز را منکر میشوی در صورتی که نمایندگان پیامبران پیشین تو آلان دکانها و دستگاههایی در سراسر جهان به نامهای تو دارند و حرفهای تو به کارشان لطمه میزند!

چه میشود کرد من باید در آستانه قرن بیست و یکم یه جوری با مردم حرف بزنم شاید انسان شدند و انسانیت رو رعایت کردن! تو که میگی 124000 پیامبر اومده نتونسته مردم رو انسان کنه لا اقل شاید حرفهای من این کا رو کرد؟

خدا جون تو که ما رو میگی اوستا لا اقل قرن رو هم بگو هفتاد و یکم تا ایرانی باشه؟

آره راست میگویی قرن هفتاد و یکم بهتر است.

راستی خدا جون رادیو بهترین چیزه؟

چی رادیو نه رادیو اکتیو میزنه همه مردم و میکشه

نخیر رادیو بدون اکتیو امکانی است برای سخن گفتن اینجوری مردم صدای تو را میشنوند؟

اوه این عجب چیزی است توسط کدام پیامبر من آورده شده است؟

نخیر این بیچاره اصلا خودشو پیامبر معرفی نکرد!

چطور پس ادعای خدایی کرده؟

اصلا از این ادعاها نکرده حتی خیلی ها نمیدونن اسمش چیه.

خاک بر سر شما مردم معجزه همین است. رادیو...! اگر کسی را برای پیامبری میخواهید همین سازنده رادیو!

به! کجایی خدا جون! مگر خبر نداری که حتی سازنده خورشید زمینی را هم کسی پیامبر نخواند!

خورشید زمینی چیه؟ آفریننده خورشید که منم؟

بله ولی نیرویی هست که از آن برق بیرون می آورند خورشید روشنایی روزهای مردم زمینه و برق روشنایی شبهای مردمه!

خوب این را میتوان پیامبر کرد لا اقل سواد داشته

خیر این بابا هم ادعا نداشته!

چه کار بدی کرده این بابا میتوانست ادعای پیامبری کند من که دوستش دارم!

خدا جان اینا سرشان با علم و فن آوری گرم بوده نه با مردم اگر با عوام سر و کار داشتند میتوانستند سرشان کلاه بزارن!

اوستا جان اکنون لازم نیست به منبر بروی هنوز هیچی نشده ادا و اطفال پیامبرا رو در میاری! ببینم این آقایان چیزی نساختند که بتوانیم در آن سخن بگوییم و بعدش مردم ما رو ببینند ؟

به به عجب چیزی گفتی خدا جون!  تلوزیون

این دیگه چیه حتمی سازنده این ادعا کرده پیامبره؟

نه خدا جان اینم ادعا نکرده

در اینجا خدا باز هم نشست و گریه کرد و گفت:

ای کاش این آدمها ادعای پیامبری مرا میکردند. لا اقل خوشهال بودم که پیامبرانم مخترع و عالمند و واسه پرستیژ من خوبه! نه یه مشت بیسواد! باز صد رحمت به پیامبر شما ایرانیا که یه کمی از پزشکی و علوم کشاورزی سرش میشد!

واسه اینکه بتونم خیال خدا رو آسوده کنم گفتم: خدا جون دروران پیامبری و پیغمبری تموم شده چون دیگه مردم جاهل نیستن چون اونموقع مردم آدمای بدی بودن تو پیامبر میفرستادی ولی چون حالا خوب شدن دیگه تو پیامبر نمیفرستی! حالا پیروان هر دینی منتظر ظهور پیامبراشون هستن!

خلاصه این بحث ها ادامه داشت تا اینکه:

بعد از مدتی ماهواره خدا راه افتاد و قرار شد ابتدا از کرات دیگه برنامه پخش کنیم و میان آن تبلیغات بزاریم که: مردم خدا مهربونه! خدا شما رو دوست داره! خدا با شما گریه میکنه! خدا با شما میخنده! خدا یعنی محبت! خدا قاتل نیست! خدا نگفته کسی رو بکشید! خدا جهنم و بهشت نداره! و...

بعد از اینکه کلی کارمون گرفت و خدا هم حسابی سر کیف اومد قرار شد با هم بریم سراسر دنیا رو بگردیم تا ببینیم اصلا مردم دینها و سرزمینهای مختلف چیجوری هستن؟

وقتی خواستیم بریم خدا خیلی خوشهال بود آخه اولین بار بود میخواست بره میون جمعیت!

حال ادامه ماجرا:

چهل روز مونده بود به شب یلدا و خدا جون با سفینه فضانوری که به اندازه یه اتوموبیل کوچک بود به من گفت: خب پاشو بریم یه گشتی بزنیم و کره زمین و بگردیم

خدا جون سفر را از کجا شروع میکنی

چون تو آدم خیلی وطن پرست و ایراندوستی هستی از سرزمین تو آغاز میکنیم

من که کم کم داشتم به این خدا شک میکردم. خدائیکه اینقدر با صفا و مهر و احساس است.نسبت به یک چیزایی حساسیت دارد. مثلا نام من که مرا اوستا میخواند! حال چرا اوستا چرا میخواهد از ایران آغاز کند! چرا از مکه مدینه قاهره بیت المقدس و... شروع نمیکند  چرا از کشورهای اروپایی و غیره شروع نمیکند! شک بدی نداشتم فکر میکردم شاید این خدا هم ایرانی باشد!

همینطور که در فکر بودم خدا مرا صدا زد بجنب که داره دیرمون میشه

پریدم تو سفینه در یک چشم به هم زدن دماوند رو دیدم و اشک از چشمانم سرازیر شد.

میدانم برای چی گریه میکنی اما ببین قامت دماوند هنوز هم برافراشته است.

آری خدا جون ولی برای مردم کشورم دیگر چیزی نمانده که به آن بنازند!

به قم رسیدیم شهر آخوندهای پرفسور! ناگهان خدا ترمز سختی گرفت  اگر کمر بند خودم را نبسته بودم داغون میشدم گفتم:

خداجون چرا ایستادی اینجا قمه تا حالم بهم نخورد راه بیفت

هیس ساکت شو مگه نمیبینی دارن صدام میزنن! ایستادم ببینم کیه چی میخواد!

اکران کوچک سفینه خدا روشن شد و مرتب مساجد و تکیه ها و چادرها و سالنها رو نشان میداد که مردم در آنجا بودند و آه و ناله میکردند.

خداوند به من ماموریت داد تا چند پایگاه را کنترل کنم تا بداند این انسانها برای چه دارند گریه میکنند!

گفتم خدایا الان در ایران عاشوراست و مردم سرگرم عزاداری هستند.

به خداوند گفتم : اینها برای کشته شدن امام حسین و فرا رسیدن عاشورا گریه میکنند و به قاتلین وی نفرین میکنند و از تو میخواهند که مجرمین را در آتش جهنم بسوزانی!

چی! مگه من شکنجه گرم! در کدام شکنجه گاه و آتش اینارو بسوزانم! مگر دنیا قاضی نداره که من باید بدون محاکمه و همینجوری یه عده ای رو بکشم ! اصلا شاید اینی رو کشتن حقش بوده من که نمیشناسمش!

ای خدا پس با قاتلین چه میکنی! پس جهنمو برای چی ساختی؟

چه جهنمی؟ مگر من بنا یا ساختمان سازم ؟با قاتلین چه میدانم چه میکنم؟ باید یک گروه پژوهش تشکیل بدهیم تا در مورد قتلها تحقیق کنند من تا جرم کسی محرض نشده نمیتونم کاری کنم!

خدا جون احتیاج به دستگیری نیست چون قاتلین خیلی وقته مردن

مگر قتل کی اتفاق افتاده

هزارو هشصدو فلان سال پیش

عجب زمانه ای است با این همه امکانات چطور است که اخبار اینقدر دیر به ایران میرسد آیا یکمیلیارد مسلمان دنیا همه برای امام حسین گریه میکنند!

خیر خدا جون فقط ما یرانی ها و شیعیان هستیم که گریه میکنیم! بقیه اونو خلیفه میدونن و جنگ بین دو خلیفه رو مثل جنگ دو شاه میدونن!

عجب !!!

پس از کمی اندیشیدن گفت آهان حسین را میگویی؟ همان جوانی که در پی دعوت مردم  برای گرفتن قدرت سیاسی راهی کوفه شد! اما دائی و پسر عمو و دیگر خویشاوندش به جنگ با او برخواستن و با همان مردم کوفه سرش را بریدند که آن زمان سر بریدن رسم بود! در هر جنگی سر میبریدن! بعدشم پسر عمو سر پسر عمو رو برید! حالا شما ایرانی ها که اینقدر زد تازی هستید چرا برای کسی که بدست فامیلش کشته شده سینما راه می اندازید؟ و کشته های خودتان را چون میترا، زرتشت، مانی، مزدک، بابک، و دیگران را فراموش کردید!

خداوند گوشی دکتری اش را در آورده به گوشش گذاشته و روی تلوزیون کوچک سفینه میگزاردو روی سر یک زن که در حال گریه بود می آورد!

هی اوستا میدانی برای چی این خانم گریه میکند

نه

گوش کن

خدا جون شوهرم منو دیشب کتک زد اقدس اینا ماشین خریدن دماغ دخترم ام کلثوم رو با کدوم پول عمل کنیم و...

سپس روی یک خانم دیگر فیکس کرد و گفت: اینم از دست پدر و مادرش شاکی است که اجازه ندادن با دوست پسراش بره سینما!

بالاخره روی هر کسی فیکس میکرد آن شخص درد پولی و خانوادگی ... داشت

اوستا ، عجب هموطنای شیطون و زرنگی داری؟ بیچاره حسین را سالهاست کشته اند ولی هموطنای تو به خاطر بدبختی های خودشون میزنن تو سرو کول هم! راستی کی به اینا گفته باید واسه امام حسین با زنجیر بزنن تو سرو کولشون و با دست بزنن تو سینه هاشونبا این کار چه سودی میبرن؟

بازم کم اوردم و هیچ جوابی نداشتم! واقعا چرا این کا رو میکنیم؟

خیلی زدو احساس کردم خداوند از سفر بر ایران خرسند نیست. خصوصا زمانی که ترمز های ناگهانی میزد و توقف میکرد. بر فراز شهر کرمان بودیم که ترمز گرفت . در میدان شهر مردان و زنان بسیاری در حال پرتاب سنگ به طرف زنی بودند که فقط سر پر خون و آش و لاشش مشخص بود.

با خود گفتم الان است که خدا از این عمل خوشهال بشود و بگوید آفرین بر این مردم که به دستورات قرآن عمل میکنند.

خداوند زیر چشمی به من نگاهی کرد و گفت چرا میخندی

خوشهالم از اینکه خرسندید

چه خرسندی ستمدیده تر از من خرسندی دیده بودی؟

چطور خدا جون؟ آن زن بینوا را برای اجرای دستورات تو دارن سنگسار میکنند! چون خلاف فرمان تو عمل کرده است.

چه فرمانی! چه رضایتی! سنگسار یعنی چی؟ مگر من شکنجه گرم که چنین فرمانی بدهم؟

ببینم این سیاه سیا ها چیست ؟ پنگوین که نیستند!

خدایا اینان زنان مه روی ، و دختران فرشته سرزمین من هستند؟

خوب چرا توی پارچه های سیاه مخفی شده اند؟ معمولا مرده ها را در پارچه های سفید کفن میکنید! اما اینان همگی زنده هستند و در حال جنب و جوش!

این همان چادری است که دستور دادی تا بپوشند تا زیبایی هایشان دیده نشود!

من! کی ؟ کجا؟ من چنین دستوری ندادم که زیبارویان زیبائیشان را بپوشانند این مردم غیرتی برای  مخفی کردن نوامیس خودشان میگویند من دستور چادر دادم! مگر شماها به دختران و زنانتان یا به خودتان شک دارید که خودتان را مخفی میکنید! من نمیدانم شماها فکر نمیکنید که این چه خدایی است در کار دختران دخالت میکند به یک نماینده میگوید زن بگیر به یکی میگوید نگیر دختران یک قوم رو چادر بر سر میکند یک قوم دیگر را آزاد میزارد به یک پیامبر کتاب میدهد به یکی دیگه معجزه میدهد ؟

عجب حرف حسابی میزنی خدا جون. قربان توبشم تو با این روشنفکریهات. شب یلدا چی میشود میترا دوباره زنده شود و  اوستا بار دیگر پایدار!

شب یلدا دیگر چیست!

شبی که میخواهی به طور مستقیم با مردم حرف بزنی!

در مشهد ناگهان نزدیک بود با یک کوه طلا برخورد کنیم!

این آتشکده کجاست که هنوز آتشش پابرجاست!

خدایا این گنبدی از طلا است که متعلق به یکی از امامان توست!

امامان من! آخرین باری که اینگونه چیزها را دیدم نامش آتشکده بود!

به فکر فرو رفتم.

خداوند دستی به پشتم زدو گفت:

آن آتشکده ها در اصل به دست ایرانیها ساخته شد و یکی از این آتش کده ها نامش شد کعبه!

خدا جان یعنی کعبه را هم ما ساختیم!

اون قدیما که میخواستید از دریای سرخ عبور کنید در مکه آتشکده ای ساختید برای نیایش که اسمش کیوان بوده است! چطور نمیدانی در کتابهای بسیار قدیمی یونانی، ایرانی ، عربی و ... نوشته شده است. تازه شبیه آن در نقش رستم وجود دارد .

من در فکر بودم و خدا مرا در حال خود رها کرد.

خدا که میدونست من در فکرم مرا به حال خود نهاد و آرام و بی سخن سفینه اش را هدایت نمود. اما من ول کن نبودم و به اشتباه کردن خداوند برگشتم.

چرا از آفریدن ما انسانها پشیمانی؟

مگر تو تاریخ نخوانده ای؟ تو که تاریخ نگاری باید بهتر بدانی که با انسانها و با من بد بخت چه کرده و میکنند، تازه این تا دیروز و امروزتان هم نیست، میلیونها سال است که بدینسانید.

پس با این حساب خدا جون چرا پیش از آفریدن ما خوب فکر نکردی؟

هوایی شدم گفتم یه چیزی بسازم که مثل خودم سازنده و آفریننده باشد.

اما دیدی که چه از آب در آمد.

راستی ما را آزاد آفریدی؟یعنی هیچ نظارتی بر ما نداری؟

من شما را به راه خودتان رها کرده ام.چون مغزهای شما به گونه ای برنامه ریزی شده که بتوانید خلاقیت و آفرینندگی داشته باشید.پس باید آزاد باشید و در زمان بدبختیهایتان نباید بیایید یقه مرا بگیرید،وقتی خوش هستید مرا نمیشناسید ولی وقتی کوچکترین ناراحتی برایتان پیش می آید مرا ناسزا میگویید این در حالی است که من شما را آزاد و  رها آفریده ام تا مشکلاتتان را با کمک دوستان و دیگر انسانهای همیارتان حل و فصل نمایید اما شما انسانها با مشکلاتتان یکجا مینشینید و کاسه چه کنم چه کنم به دست میگیرید.

بعد این حرفهای خدا در مورد آزادی فکری انسانها پیش خودم فکر کردم که پس این شیطان رو واسه چی آفریده خدا؟

رو کردم به خدا و گفتم خدا جون میشه یه کمی از این شیطان بگی؟

این شیطان دیگه کیه که درست کردی و سر راه ما گذاشتی که ما رو گمراه کنه و به جهنم و آتشی که قبول نداری ببره؟

شیطان؟ آیا این هم یکی از همان 124000 پیغمبر است؟

نخیر شیطان همان ابلیس است همانی که تو درستش کردی که بیاید سر راه ما بنشیند و ما را وسوسه کند به کارهای بد، تا تو از ما دلگیر و دلخور شوی و در آتش قهرت بسوزانی!...

بله!!! مگر آزار دارم که انسان به این زیبایی را خلق کنم و بعد آنرا در آتش بسوزانم شماها هر گاه نیاز به کمک من دارید باید مرا صادقانه بخوانید تا به کمک شما بیایم زمانی که خداوند را صادقانه و از روی خلوص نیت بخوانید به سراغ شما خواهم آمد و راه حلی برایتان میگذارم تا مشکلاتتان حل و فصل گردد.

با گفتن این سخنها خداوند زار زار گریه میکند از آن گریه ها که دل انسان میسوزد

او را در آغوش میگیرم و میگویم:

پوزش میخواهم که تو را ناراحت کردم،واقعا جای آن جوان که خود را فرزند خدا خواند خالیست. او هم حرفهای تو را میزد گفته بود که آمده است گناهان انسانها را بر دوش بکشد اما هیچ کس حرفهای او را نفهمید و گوش نکرد.

غرق در همین افکار بودم که دیدم خداوند شروع کرد به رقصیدن و دست مرا نیز گرفت هر چه گفتم من رقص نمیدانم اما گویی که خداوند دیگر نمیشنود میرقصید و مرا هم میرقصاند خداوند میخواند و میرقصید و من هم در فکر خود بودم که ناگهان خداوند ایستاد و گویی به چیزی گوش میدهد گوشش را تیز کرد:

خدا جان خبری است

آره توطئه ای در حال تکوین است

خدا بخیر کند،علیه من،بخاطر رقصیدن و می خوردن

پدر سوخته تو کیستی که علیه تو باشد،علیه من!با من هم که هستی جلوی آن زبونتو نمیتونی بگیری؟تازه چرا برای رقصیدن و می خوردن،همه آن پیامبرانی که میشناسی و نمیشناسی هم میرقصیدن و هم می میخوردند، حالا بگزریم که وعده دختر باکره و پسران جوان هم میدادند و از سوئی مگر از قول حکیم ابو علی سینا ننوشتی که شراب چه محاسنی دارد ؟

همین شربتی که پزشکان به کودکان میدهند از شراب ساخته میشود... حالا این حرفها را بگذار کنار و بیا برای توطئه فکری بکنیم.

کی میتواند بر علیه خداوند توطئه بکند؟

همانهایی که قرنهاست این کار را کرده اند و مرا به این حال و روز در آورده اند.

چه کسانی پیامبران؟

نه آنها که سالهاست مرده اند! سخنگویان و جانشینان آنها که با نام و یاد آنها نان میخورند و قدرت در دست دارند.

که همه اینها از قرار سخنگویان جنابعالی هستند.

مگر من کر و لالم و یا زبان ندارم که سخنگو داشته باشم اینها همه سپاهیان اهریمنندکه خودشون رو به عنوان جانشین و نماینده من جا زدن اینها میدونن من وقت سرخواراندن هم ندارم از گرفتاری من سوء استفاده کرده و تقریبا رهبری این کره خاکی رو از دست من در آورده اند

خدا جون از توطئه بگو جریان چیه?

خدا جون از توطئه بگو جریان چیست

جریان یک کنفرانس بزرگ جهانی است با حضور تمامی رهبران و ادیان

کی کجا؟کدوم رهبران

+ نوشته شده در  85/11/30ساعت 17:34  توسط آریامهر و همایون  |  67 نظر
 
نظریات مردم در باره این نمایشنامه که توسط هموطنانی در ایران و خارج مطرح شده است
 
خدا را در خواب دیدم زار زار گریه میکرد! طنز و بسیار زیبا - 68 نظر

نویسنده: واسپوهر
پنجشنبه 17 اسفند1385 ساعت: 17:5
پاینده ایران

با قرار دادن کد لگوی بلاگ ما در قسمت ویرایش قالب وبلاگتان ما را در پیش برد اهداف ملی در دیار آذربایجان یاری دهید.با سپاس

فرمان آريا

نویسنده: زمزمه
یکشنبه 20 اسفند1385 ساعت: 15:42
سلام
عالی بود
وبلاگ زیبایی دارید
موفق و پایدار باشید
چهار شنبه سوری از راه رسیده بود................
منتظر شنیدن صدای پایتان در این نزدیکی میمانم
تا درودی دیگر بدرود(خدا نگهدارمون)

نویسنده: جاوید پارسی
یکشنبه 27 اسفند1385 ساعت: 2:5
درود بر همه ایرانپرستان
و هزاران درود بر نویسنده آن سیاوش اوستا(حسن عباسی)
ازمدیریت وبلاگ می خواهم که نوشتهای بیشتری از آثار این نویسنده روی وبلاگ بگذارد

نویسنده: چکاوک
چهارشنبه 8 فروردین1386 ساعت: 9:41
چه خدای نادانی داری که حتی به اندازه تو نیز نمی داند .تعجبم از این است که اصلا چگونه به خدا اعتقاد داری .خدایی چنین عاجز وکودن.خیلی جالب است خدایی که اکهکشانها وانسان را آفریده چیزی درمورد زمین وزمینیان نمیداند .وانگار خواب بوده است .آنکسی که درموردش صحبت می کنی شاید شیطان باشد.شما هم با این روش قصد دارید گروهی را بدور خود جمع کنید حال نمی دانم هدفتان چه می تواند باشد.مسلما منفعتی برایتان دارد.
وب سایت

همانگونه که از محتوای شعارها مشخص است هر سه شعار در چارچوب حقوق بشر و نیز قانون اساسی جمهوری اسلامی است حال ممکن است از نظر نهادهای انتظامی نوشتن بر روی دیوار با هر پیام و محتوایی جرم باشد، اما در این صورت نیز نهادهای امنیتی نباید دخالت کنند و قضیه در نیروی انتظامی و دادسرا فیصله پیدا کند. اما چنین اتفاقی نمی‌افتد و محتوای اصل پانزده قانون اساسی به جرم امنیتی تبدیل شده و بچه‌های دیوار نویس به اداره اطلاعات احضار می‌شوند. اما قضیه به همینجا خاتمه پیدا نمی کند، بلکه با بازجوئی بچه ها و به دست آوردن عکسی از بچه‌هایی که در اول ماه محرم بر روی ماشینها جملات و ابیات مذهبی ترکی می‌نوشتند، آنها نیز به اداره اطلاعات فرا خوانده می‌شوند. در اینجا معلوم می‌شود که مشکل ارگانهای امنیتی جمهوری اسلامی نه شعارهای سیاسی و غیر قانونی است و نه اعمال خلاف و غیر مذهبی. بلکه تنها مشکل این نهادها نوشتن به زبان ترکی است، حتی اگر آن جمله مربوط به مدح و مرثیه اهل بیت علیهم السلام باشد.

نویسنده: الاحواز
پنجشنبه 23 فروردین1386 ساعت: 18:3
تليفزيون الأحوازية
توجه: به اطلاع دوستان مي رسانيم كه تلفزيون الاحوازية اولين بخش خود را روز 2مارس خواهد داشت
روزهاي بخش هر جمعه ويكشنبه ازساعت 7تا 8 بوقت احوازٌ 2تا 3 بعد وقت لندن -

تلستار12 - فركانس 12608 -

SM 19279

ترک قهرمان / کرد دلاور / لر فداکار / بلوچ بی باک / ترکمن نجیب

آزادی نزدیک است.

نویسنده: الاحواز
پنجشنبه 30 فروردین1386 ساعت: 15:20
تليفزيون الأحوازية
توجه: به اطلاع دوستان مي رسانيم كه تلفزيون الاحوازية اولين بخش خود را روز 2مارس خواهد داشت
روزهاي بخش هر جمعه ويكشنبه ازساعت 7تا 8 بوقت احوازٌ 2تا 3 بعد وقت لندن -

تلستار12 - فركانس 12608 -

SM 19279

ترک قهرمان / کرد دلاور / لر فداکار / بلوچ بی باک / ترکمن نجیب

آزادی نزدیک است.

نویسنده: الاحواز
شنبه 1 اردیبهشت1386 ساعت: 12:57
موج جدیدی از بازداشت ها در اهواز از تاریخ ۶ مارس ۲۰۰۷ آغاز شده است.
دستگیری ها زمانی آغاز شد که عرب های اهوازی در حومه شهر حمیدیه و در سالروز ولادت پیامبر اسلام، برای شعرخوانی، که از سنت های دیرین عربی است، جمع شده بودند. نیروهای نظامی، بسیج و نیروهای امنیتی ایران به جمعیت حمله کرده و بیش از ۲٣۰ را دستگیر نمودند. دستگیری به سبک حکومت ایران به معنای کتک زدن و آثار کبودی بر بدن و خونریزی و بردن به جای نامعلوم برای بازجویی و شکنجه های بیشتر است.

هجوم نیروهای ایرانی در حالی صورت گرفت که عده ای در حال تهیه غذا بودند، جوانان در حال بازی فوتبال و همه گی لباس های سنتی عربی "دشداشه" و "کوفیه" پوشیده بودند.

در سال های اخیر بسیاری درخواست ها درمورد افتتاح مرکز های فرهنگی و ادبی عربی، توسط حکومت ایران رد شده است، اگر چه مرکزهای فرهنگی غیر عربی بسیاری، توسط غیرعرب های مهاجر ایجاد شده است و حکومت به آنها مجوز داده است. چنین مرکزهایی با هدف قتل فرهنگ عربی و فارسیزاسیون بیشتر منطقه ایجاد شده اند.

عرب های اهوازی می پرسند چگونه حکومت ایران می تواند به غیرعرب های مهاجر مانند لرهای بختیاری اجازه ممارست فرهنگی خودشان را بدهد ولی ساکنین اصلی اهواز نمی توانند فرهنگ خود را ممارست کنند؟
چرا مهاجران می توانند مراکز فرهنگی خود را در قلب شهر اهواز ایجاد کنند ولی عرب های اهوازی حتی در حومه شهر هم نمی توانند گردهمایی فرهنگی داشته باشند؟ آیا این پاک سازی فرهنگی نیست؟


در اهواز فعالیت های رسانه ای ممنوع است، هیچ مطبوعات عربی اجازه انتشار ندارد، دیش های ماهواره ممنوع و جمع اوری شده و فعالان سیاسی بازداشت می شوند. مظلومیت اهوازی ها از مظلوم ترین صداهای جهان است. اقتصاد جهانی از نفت و گازی که در سرزمین هایشان واقع شده استفاده می برد، بیش از %۹۰ بودجه ایران از اهواز می آید ولی عرب های اهوازی فقط فقیرتر و فقیرتر می شوند، هم از نظر حقوق و هم از نظر اقتصادی.

با نگاه به دستگیری های اخیر و وقایع ٨٣ سال گذشته، در می یابیم که عرب های اهوازی از حقوق سیاسی و فرهنگی برخوردار نیستند. این هجوم اخیر به گردهمایی صلح آمیز فرهنگی در حومه شهر حمیدیه، به خوبی نشان می دهد که در آنجا چه می گذرد. در واقع عرب های اهوازی بومیانی هستند که حقوقی ندارند.

نویسنده: حرکت ملی تورکمنستان جنوبی
جمعه 7 اردیبهشت1386 ساعت: 19:20
بیانیه همکاری و اتحاد عمل ملل تحت ظلم ممالک محروصه (ایران)



حرکت ملی تورکمنستان جنوبی:


جنبش ملی ملت های تحت ستم ممالک محروصه ایران رو به گسترش است و میرود تا به آلترناتیوی جدی در آینده کشور تبدیل شود.

جنبش ملی و دموکراتیک ملت تورکمن که از جمله نخستین جنبشهای اعتراضی بود، با توجه به ماهیت ضد مردمی رژیم و با یاری حرکت ملی آذربایجان جنوبی ( گاموح)_ حرکت آزادی بخش الاحواز_ حرکت آزادی بخش کردستان_ حرکت آزادی بخش لـرستان_ حرکت آزادی بخش بلوچستـان قصد آزادی ملل تحت ظلم رژیم فاشیستی ایران را دارد.
حرکت ملی تورکمنستان ایران و سازمان دفاع از حقوق ملی خلق ترکمن جهت همسویی فعالیت های خود و غلبه بر پراکندگی نیروهای سیاسی ممالک محروصه ایران، همکاری و اتحاد عمل مبتنی بر موارد زیر را اعلام میدارند:
.قابل ذکر می باشد کسانی که همه تاریخ دروغین خود را در کاخهای ناتمام ایلامیها
خلاصه کرده اند این فیلم را نگاه نکنند تا مثل ورجاوند احمق سکته نکنند.
www.naria.blogfa.com/86042.aspx

نویسنده: TURKMENSAHRA LIBERATİON
پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت: 17:34
TURKISH NATION IS ALIVE

On the occasion of the rebellion of the Turkish nation of Azerbaijan

The date of May 22, 2006 is unforgettable in the Iranian history. This day, the Turkish nation rebelled to react against the insults and other practices towards themselves in the region of Azerbaijan in Iran, created an epic with the participation of the millions of people and started the national awakening.

The Turkish people did not react only to the publication of the absurd cartoons against the Turks in the Newspaper of Iran subordinate to the Iranian state. They also gave the reactionary and thoughtless leaders in power and the chauvinists a strong message indicating that they would not tolerate any insult.

Today, the intentions of the chauvinists regarding the Turks (Turkmens and Azaris), Arabs, Baluchis and other nations have been revealed.

With the publication of these cartoons, they seek to insult the Turkish nation and oppress them. Nevertheless, the proud Turkish nation of Azerbaijan has found its own identity with the demonstration of millions of people and its objections. It has been a lesson for the government and its mercenaries.
سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا – تورکمن صحرا آزادلیق قوراماسی
TURKMENSAHRA AZADLYK GURAMASY
TURKMENSAHRA LIBERATION ORGANIZATION

نویسنده: کایرن
چهارشنبه 18 دی1387 ساعت: 18:45
تو چه خدایی بودی که آفریدگان خودت اختیار دنیا را از دستت بیرون آوردند ؟؟؟؟
من خدای محمد را می پرستم او اختیار دنیایش را در دست دارد
آنچه را آفریده اداره می کند محمد را دوست دارم علی را هم او که تو می گویی با دختری مشت ساله ازدواج کرد ؟؟ اگر کمی تحقیق کنی می فهمی که در بسیاری از کتابهای درست تاریخی همسر علی فاطمه موقع ازدواج 18 ساله بوده ! و آنهم به روایات اهل سنت ! من ایرانی هستم از نژادی کاملا ایرانی از شهری در مرکز ایران که حتی امروز هم مرکز زردشتیان است اما مسلمان هم هستم و به آنچه هستم افتخار می کنم
تو چه طور در کنج دلت جستجو کن ببین چه احساسی داری ؟؟؟؟ با دقت بنگر با دقت

نویسنده: مینا
یکشنبه 4 اسفند1387 ساعت: 11:23
تو كه اين همه افتخار مي كني ايراني هستي فقط بلدي مسخره كني اگه راست مي گي كورش عزيزت مسخره كن واقعا كه از خدا بترس

نویسنده: بهروز
یکشنبه 30 فروردین1388 ساعت: 5:57
خدا را در خواب دیدم

با درود چرا حق را بجا نیاوردی
ونام نویسنده این اثر را که استاد سیاوش اوستا می باشد را ذکر نکردی؟
نظر شما
نام شما:
پست الکترونيک:
وب سايت:
  
       [حذف مشخصات]
عدد روبرو را تایپ نمایید:  
    
+ نوشته شده توسط سیاوش اوستا در یکشنبه سی ام فروردین 1388 و ساعت 6:14 قبل از ظهر |